کثیری از مردم از شنیدن خبردرگذشت فردوس کاویانی، که در شب نهم مهرماه و تنها پنج روز پس از جشن تولد ۸۲ سالگیاش به دیار باقی شتافت، به شدت متاثر شدند. به ویژه اینکه در طی پنج یا شش سال اخیر، به علت توصیه پزشکان، امکان تماس تلفنی یا ملاقات حضوری با همکارانش فراهم نبود، چرا که به او توصیه شده بود از هر نوع هیجان دوری کند تا بهبودی بیشتری حاصل کند.
تا پیش از سال ۱۳۹۶ و در مراسم «شب بازیگر»، بسیاری از همکاران و علاقهمندان به فردوس کاویانی او را هنرمندی میپنداشتند که از دنیای بازیگری فاصله گرفته است، اما در آن شب اردیبهشتی، کاهش وزن ملموس و ضعف جسمانی او ابعاد دیگری از زندگیاش را به نمایش گذاشت. در آن مراسم، او نتوانست به درستی صحبت کند و تنها با جملهای کوتاه بیان کرد: «امروز خیلی خوشحالم.»
در سال بعد، در جشن نوروزگان که در خانه تئاتر برگزار شد، دوازده هنرمند پیشکسوت از جمله فردوس کاویانی، صدیقه کیانفر، ژاله علو، شمسی فضلاللهی، داریوش اسدزاده، پری صابری، سعید پورصمیمی، توران مهرزاد، اسماعیل خلج، شهلا ریاحی و آزیتا لاچینی مورد تقدیر قرار گرفتند. با این حال، کاویانی دیگر شرایط مساعدی برای حضور نداشت. به ویژه در سال ۱۳۹۸ نیز، در مراسمی که به پاس زحمات او در خانه سینما برگزار شد، مشکلات خاصش مانع از مشارکت او در آن جمعیت پرشور در «سیفالله داد» شد. در آن شب، هنرمندانی چون مسعود جعفریجوزانی، حمید جبلی، حسن فتحی، علیرضا خمسه، فاطمه معتمد آریا، صدرالدین زاهد، مهرانه مهینترابی و داریوش مهرجویی (با ویدیویی) درباره او صحبت کردند. بنابراین، از این بازیگر فقط چند پیام تصویری کوتاه در خانه سینما یا برنامههای تلویزیونی پخش شد و به طور کلی دیگر از او خبری نبود. در حالی که پیش از آنکه وضعیتش به وخامت بیفتد – در یکی دو سال اخیر – او به مطالعه و مرور دوباره سناریوهای قدیمی مشغول بود و آرزو داشت فرصتی برای کار داشته باشد، ولی بیماری مهلتی به او نداد.
فردوس کاویانی در طول بیش از نیم قرن فعالیت هنریاش، آثاری فراموشنشدنی را در تئاتر، سینما و تلویزیون به یادگار گذاشته است.
او سالها پیش در مکالمهای که در آرشیو موزه سینما موجود است درباره آغاز فعالیتش گفته بود که هنگامی که در کلاس ششم دبستان بود، به تماشای تئاترهای مدرسه علاقهمند شد و این شوق، او را به تهران کشاند.
او خاطرهاش را اینگونه تعریف کرده بود: «در کلاس پنجم دبستان، یک گروه تئاتری از تهران به مدرسه ما آمده بودند و نمایش اجرا میکردند. من آنقدر علاقهمند بودم که به فرّاش مدرسه گفتم هر شب میخواهم تئاتر را ببینم. او هم گفت که به جای آن باید هر شب سالن را جارو کنم. قبول کردم و به مدت ۱۳ شب به تماشای تئاتر رفتم و فردای هر روز سالن را تمیز میکردم. نکته جالب اینجا بود که من نمایش را کاملاً حفظ کرده و بعدها آن را کارگردانی کردم. واقعاً این نقطه آغازین علاقهام به بازیگری و تئاتر بود.»
کاویانی که با دو سریال «همسران» و «آژانس دوستی» به شهرت بالایی دست یافت، نخستین کار جدی خود در سینما را «چوپانان کویر» به کارگردانی حسین محجوب معرفی میکرد. حضور او در سینمای ایران تا ابتدای دهه ۹۰ با بازی در بیش از ۲۵ عنوان فیلم ادامه داشت.
وی که با داریوش مهرجویی در چند اثر همکاری کرده بود، در یکی از مصاحبههایش اظهار داشت: «داریوش مهرجویی که توانست فیلمی همچون «اجارهنشینها» را بیافریند، حتماً میتوانست آثار کمیک دیگری نیز بسازد، اما دلیلی نمیدانم که این اتفاق رخ نداد. شاید در جایی اختلاف نظرهایی پیش آمد، زیرا خلق آثار طنز در سینما، تئاتر و تلویزیون به مراتب چالشبرانگیزتر از سایر ژانرهاست.»
فردوس کاویانی در دوران بازیگریاش تأکید میکرد که نقشهای مکمل ظریف را به نقشهای اول بیارزش ترجیح میدهد؛ این در حالی است که در عرصه تئاتر بیشتر نقشهای اول را بازی کرده است. او میگفت: «به نظر من، در سینما، نقشهای مکمل عمیقتر از نقشهای اول هستند و تمام تلاش من این بود که یک ملت را شاد کنم.»
