فستیوال فیلم فجر هرچند که با چهره های نام آشنا پر شده باشد، باز هم سینماگرانی وجود دارند که به دلایل مختلف در این رویداد شرکت نمی کنند. اگر چه امسال، خبرها و حواشی مربوط به جشنواره از قبل، نوید برگزاری تجربه ای ویژه را با روی کار آمدن دولت وفاق می دادند، اما به تدریج و نزدیک شدن به زمان برگزاری، چهره ها یکی پس از دیگری از لیست انتظار کنار گذاشته شدند و این موضوع باخت سینما در مقایسه با نمایش خانگی را به خوبی نشان می دهد.
این که هیچ ترسی از اعلام ارقام دستمزدها در «ازازیل» حتی به عنوان بخشی از تبلیغات وجود نداشت، خود گواهی بر دستمزدهایی بالاتر از این ارقام محسوب می شود و همچنین نشان دهنده ترافیک بالای حضور بازیگران در شبکه نمایش خانگی است.
این شکاف که منتقدان به آن هشدار داده بودند، در جشنواره بار دیگر به وضوح دیده شد و نشان داد که حتی با تغییر دولت ها، آنچه که بر شدت این وضعیت افزوده، دستمزدهای کلان و سود بالا در شبکه های نمایش خانگی است.
قبل از این که متوجه شویم رسانه ای شدن دستمزد بازیگران سریال «ازازیل»، تنها یک راهکار تبلیغاتی بوده، به خوبی واضح بوده است که گردش مالی در این پلتفرم ها فراتر از اینهاست؛ به نحوی که بیان این اعداد، تأییدی بر پرداخت های بالاتر و افزایش حضور بازیگران در عرصه نمایش خانگی است.
اگر دستمزد یک بازیگر اصلی در یک فیلم سینمایی را به طور متوسط ۳ تا ۴ میلیارد حساب کنیم (بدون در نظر گرفتن برخی بازیگران که دستمزدهای بسیار بالاتری دارند)، این مبلغ به راحتی برابر با دستمزد یک یا دو ماه بازی در یک سریال خواهد بود. چنین شرایطی، موجب می شود تا بازیگران بیشتر به سمت نمایش خانگی متمایل شود.
دستمزدهایی که وسوسه انگیزند
البته در این میان ادعاهای متناقضی نیز وجود دارد؛ اخیراً در یکی از برنامه های نقد و بررسی سینما، ادعایی مطرح شد که چندان جدید نیست. یکی از کارشناسان باور داشت که در شبکه نمایش خانگی، مبلغ ۴۵ میلیارد تومان رد و بدل شده تا یک بازیگر به مدت معینی در هیچ پروژه ای حاضر نشود. این ادعا نشان دهنده این بود که فعالیت و رونق نمایش خانگی برای سینما مناسب نیست.
این ادعا توسط پژمان بازغی در بخش دیگر همین برنامه رد شد. علی سرتیپی، مدیرعامل یکی از پلتفرم ها نیز در جایی از برنامه با ذکر نام نوید محمدزاده اشاره کرد که در واقع در یکی از سریال هایش به او پیشنهاد داده ایم مدتی در یک فیلم سینمایی بازی کند.
اگر چه امسال نوید محمدزاده در «زودپز» حضور داشت و هوتن شکیبا نیز با «هفتادسی» به دنیای سینما بازگشت، اما مشارکت آنها در درام های اجتماعی به طور خاص به سریال های نمایش خانگی محدود شده بود.
علی سرتیپی در همان برنامه اظهار داشت که با افزایش هزینه های تولید و قیمت بلیت فیلم ها، افزایش دستمزد بازیگران منطقی است و ارقام هنگفت قراردادهایشان با افزایش دستمزد سایر عوامل، مانند نویسندگان و کارگردانان توجیه پذیر می باشد. توجیهی که از طرف سرتیپی (مدیر یکی از این پلتفرم ها) طبیعی به نظر می رسید.
سناریوی تأثیر منفی نمایش خانگی بر حضوری بازیگران در سینما، با نگاه به عملکرد بازیگران مشهور تقویت می شود. امسال محمدزاده با اینکه در «زودپز» به نمایش درآمد و هوتن شکیبا هم با «هفتادسی» به سینما برگشته بود، مشارکت آنها در درام های اجتماعی تنها به سریال های نمایش خانگی خلاصه شد. ابزاری که هر دو با آن شناخته شدند؛ هم محمدزاده در «ابد و یک روز» و هم شکیبا در «شبی که ماه کامل شد»، مهارت خود را در ارائه نقش های جدی، تأثیرگذار و چالش ساز نمایان کردند و همینجا هم موقعیت خود را در سینما تثبیت کردند.
کوچ ستاره ها به نمایش خانگی
پیمان معادی امسال در حال بازی در سریال «ازازیل» بود. تأثیر مثبتی که پس از حضورش در «افعی تهران» به وجود آمد، این بازیگر را به شبکه نمایش خانگی متصل نمود و به همین دلیل جشنواره فیلم فجر امسال، در غیاب «بی سر و صدا»، که نامی از آن برای نمایش در بخش ویژه چندان به گوش نرسید، از حضور این بازیگر بی بهره ماند.
اگر ما دستمزد کل یک بازیگر مشهور در یک پروژه سینمایی را به طور میانگین ۳ تا ۴ میلیارد فرض کنیم، این رقم معادل دستمزد یک یا دو ماه حضور در یک سریال خواهد بود که موجب می شود بازیگران به سمت پروژه های سریالی جذب شوند.
علاوه بر او، بابک حمیدیان که امسال نامش بیشتر با تهیه کنندگی «پیرپسر» در جشنواره فیلم فجر مطرح شد، از سال ۱۴۰۱ و پس از بازی در «غریب»، به طور کامل در شبکه نمایش خانگی فعالیت داشته و سه سریال «هفت»، «ازازیل» و «تاسیان» امسال و سال گذشته او را به نحوی مشغول کرده اند که نام او دیگر در میان پروژه های سینمایی دیده نمی شود.
هرچند شرکت در پروژه های سینمایی به خود بازیگر بستگی دارد؛ نقل و انتقال برخی بازیگران مشهور از این پروژه به پروژه دیگر در سریال های نمایش خانگی نشان دهنده این نکته است که حضور معادی در سریال «بلیت یک طرفه» به دلیل پرداختن به نقش او به طور همزمان در «افعی تهران» منتفی شد. به هر حال، طبیعی است که بازیگران به دلیل این نیازها و دستمزدهای بالاتر، ایفای نقش در سریال ها را به فیلم های سینمایی ترجیح دهند.
هدیه تهرانی در سریال «هزار و یک شب»، نوید محمدزاده در سریال «گُما»، جواد عزتی و نگار جواهریان در سریال «وحشی»، هوتن شکیبا در «تاسیان» و «سووشون» و بهنوش طباطبایی در «سووشون» همگی آثاری هستند که حضور هر یک از آنها در فیلم های سینمایی می توانست استقبال بیشتری را به سمت جشنواره فیلم فجر به عنوان ویترین سال سینمای ایران جلب کند.
از سویی دیگر، غیبت کارگردانانی چون هومن سیدی، محمدحسین مهدویان، نرگس آبیار و دیگران نیز این شکاف را تشدید کرد؛ هنرمندانی که با استعداد خود در جشنواره فیلم فجر رشد کرده و خود را تثبیت کردند و به سینمای ایران نشان دادند. حال، در پی دستمزدهای جذاب شبکه نمایش خانگی، مسیر دیگری را در پیش گرفته اند؛ به طوری که پس از تلویزیون که به محلی برای رشد چهره ها تبدیل شده و بعد از آن به سینما روی می آورند، سینما اکنون می تواند موقعیت پیشین خود را از دست دهد و به سکویی برای پرورش سینماگران و کوچ آنان به نمایش خانگی تبدیل شود.
