شغل او نقاشی است و بهطور مداوم به خلق آثار هنری مشغول میباشد. نقاشی برای او همانند نفس کشیدن است؛ به گونهای که بدون آن، زندگی برایش غیرممکن خواهد بود. «هنرمند بودن و ادامهی مسیر هنری در این زمانهای که مسائل اقتصادی بر همه چیز سایه افکنده، کاری دشوار است» و به همین دلیل، فعالیتهای بهرام دبیری شایستهی تحسین است.
چند سال پیش بر پوستر نمایشگاه بزرگ بهمن محصص که در تمام سالنهای خانه هنرمندان برگزار شد، نوشته شده بود: «این نمایشگاه تقدیم است به بهمن محصص»، و اکنون در آخرین روزهای دی ۱۴۰۲، نمایشگاهی از خود بهرام دبیری در گالری سهراب برپا شده که میتوان نوشت: «این نمایشگاه تقدیم است به بهرام دبیری»؛ هنرمند ۷۳ سالهای که در غروب جمعه ۲۹ دی مجموعهای از آثار خود را در این گالری به نمایش گذاشته است.
در میان بازدیدکنندگان، حضور چهرههای شناخته شدهی فرهنگ، هنر و ادبیات به چشم میخورد: ابراهیم حقیقی، سیمین اکرامی، یعقوب عمامه پیچ، محمد جواد حق شناس، ایرج اسکندری، علی خسروی، امرالله فرهادی، رعنا دبیری، ماهور زهرایی، ماکان زهرایی، مصطفی دشتی، محمد ولیزاده، عباس مشهدی زاده، قدرت الله عاقلی، پری ملکی، توکا ملکی، حسین خطیبی، کوروش قاضی مراد، آناهیتا ابوترابی، مجید فروغی، عادل علاسوند، احمد میرزا، روزبه دبیری و بسیاری دیگر.
در این نمایشگاه با عنوان «ستایشگر زندگی، عشق و زیبایی»، دبیری آثار نقاشی، طراحی و چاپ خود را به نمایش گذاشته است. این نمایشگاه شامل سیلکاسکرینهایی از دورههای متفاوت است که هر یک در تیراژ ۳۰ عدد تولید شدهاند؛ برخی از این آثار پیش از این به فروش رفته و تعدادی نیز هنوز در آرشیو دبیری موجود هستند که او بخشی از آنها را برای نمایش انتخاب کرده است. علاوه بر این، نقاشیهای بزرگی بر بوم و تعدادی طراحی و آثار روی مقوا نیز بر دیوار این گالری قرار دارد.
نگاه سیمین اکرامی به بهرام دبیری
«همچون خدا بیافرین، همچون سلطان حکمروایی و همچون برده کار کن»؛ این جملات از کنستانتین برانکوزی بر دیوار ورودی سالن پایین نقش بسته است.
بهرام دبیری زمانی محصص را تجسم این جملات برانکوزی میدانست؛ محصص همان هنرمندی بود که معضل دنیای امروزی را در این میدید که واقعیت برتری بر رؤیا یافته است و پیشبینی کرده بود که فناوری، دنیای متنوع را از بین خواهد برد و عطر و مزه زندگی در همه جا یکنواخت خواهد شد. درست در کنار جملهی برانکوزی، مجسمهسازی حضور دارد که از سال ۱۳۵۲ شریک زندگی دبیری بوده است: سیمین اِکرامی.
اکرامی در مورد این نمایشگاه و این هنرمند چنین میگوید: «زمانی که زندگی مشترک را آغاز کردیم، بهرام هنوز به تازگی کار نقاشی را شروع کرده بود و تحت تأثیر خاصی قرار داشت. پرگویی و روایتگری در آثارش از تأثیرات خاص بود. اگر به کارهای او در اوایل انقلاب نگاهی بیندازید، این روایتگریها بهوضوح مشهود است. در طی ۵۰ سال فعالیت هنریاش، به تدریج کارهای بهرام تغییر کرده و امروزه نقاشیهایش به شدت استریل و کمگو شده و دیگر آن روایتگری را ندارند.»
این هنرمند مجسمهساز در ادامه، به آثار جدید دبیری اشاره کرده و افزود: «طراحیهای این نمایشگاه را پیشتر ندیده بودم؛ اما آنچه که مرا تحت تأثیر قرار میدهد، نگاه شخصیتهای تابلوهای اوست؛ نگاههایی خاص که حرفها برای گفتن دارند. هر یک از این شخصیتها با نگاهشان چیزی را روایت میکنند. همانطور که بهرام خودش میگوید، او طراحی را به شکلی سیال اجرا میکند و من واقعاً از آثارش لذت میبرم و البته به عنوان همسرش نمیگویم، بلکه به عنوان یک هنرمند از نقاشیهایش بهشدت لذت میبرم و میدانم که هرگز نمیتوانم یکی از آثارش را بخرم، زیرا به لحاظ مالی قادر به این کار نیستم!»
ابراهیم حقیقی: دشواریهای هنرمند بودن و باقی ماندن
ابراهیم حقیقی، طراح گرافیک و نقاش، یکی دیگر از حاضران نمایشگاه است که با اشاره به دشواریهای هنرمند بودن میگوید: «صحبت درباره آثار هنرمندی مانند بهرام دبیری، کار محققان و منتقدان است. همیشه نقاشانی که در پی نقاشیاند و به طور پیوسته به خلق آثار مشغولاند را ستایش کردهام؛ نقاشی برای این دسته از هنرمندان، به زعم، همانند نفس کشیدن است و اگر نقاشی نکنند قطعاً نمیتوانند زندگی کنند. تقریباً تمام نقاشان موفق و معتبر این چنین هستند؛ یعنی باید بهوقت بننشینند و در حقیقت این تخلیه روانی را با رنگ و قلم بیان کنند و تماشاگران شانس دارند که شاهد آثار آنها باشند … بودن و باقی ماندن به عنوان یک هنرمند امری دشوار است؛ بهویژه در زمانی که مناسبات اقتصادی حاکم بر همه چیز است، نگهداری از این هویت و ایستادگی در برابر چالشها سخت است و از این منظر، فعالیتهای بهرام دبیری برای من بسیار تحسینبرانگیز است.
هانیبال خاص و بهرام دبیری
عباس مشهدیزاده، هنرمند پیشکسوت دیگر، میگوید: «هانیبال خاصی وجود داشت که بهنوعی به مانند مادری خوب، شاگردان توانمندی را تربیت کرد؛ و یکی از شاگردان فوقالعاده او، در نظر من بهرام دبیری است که به خوبی بر روی پای خود ایستاده و با اقتدار کار میکند. خوشحالم که در نمایشگاهش کارهای ناب او را مشاهده کردم و همچنین خوشحالکننده است که گالریای به طور اختصاصی برای دبیری نمایشگاه ترتیب داده است.»
رضا هدایت، نقاش دیگر نیز با ابراز اینکه آثار بهرام دبیری در عین سادگی و ایجاز، زیبا و دلنشین به نظر میرسند، میگوید: «انتخاب خط و رنگ در کارهای او به طرز هوشمندانه و دقیقی صورت گرفته و نکته مهمی که در این آثار میبینم، انتقال سریع حس است. این آثار حس بسیار خوبی را به مخاطب منتقل میکنند و این انتقال حس بهسرعت صورت میگیرد و این به اعتقاد من نکته کلیدی است.»
هدایت ادامه میدهد: «بهرام دبیری هنرمندی است که به گفتهی خودش با ادبیات ایران ارتباطی نزدیک دارد و این ارتباط با ادبیات ایران را میتوان در آثار او مشاهده کرد. عشق و شور و عواطف در این آثار مشهود است و در مجموع، هنرمند کمگو و گزیدهگو است.»
استفاده محتاطانه از رنگ
یکی از ویژگیهای آثار این نمایشگاه، فرصت برجستهتر نشان دادن خط نسبت به رنگ است. دبیری البته به این نکته اشاره میکند که قیاس میان خط و رنگ در آثار او، قیاس صحیحی نیست و بیان میکند: «رنگ نیز در نقاشیهای من همانند خط، کارکردی دارد؛ اما به دلیل اینکه خطی که من استفاده میکنم به ندرت در نقاشی دیده میشود، به نظر بیشتر به چشم میآید و بیانکنندهتری نیز است. لازم به ذکر است که خط یک عنصر بسیار مهم است و خط، بنیاد و ذات طراحی به حساب میآید. خط از دیرباز برای من اهمیت داشته است، زیرا بیشتر از حد بیانگر است. البته رنگ هم این بیانگری را دارد؛ اما من در استفاده از رنگ، رویکردی محتاط داشتهام و بیشتر از خط استفاده کردهام.
بهرام دبیری هنرمندی است که به گفتهی خودش، تماشای نقش برجستههای تخت جمشید و کتیبههای نقش رستم و تنگ چوگان در شش یا هفت سالگی، او را از همان ابتدا به اساطیر ایران علاقمند کرده است. شنیدن قصههای شبهای کودکی و شعرهای مثنوی، شاهنامه، سعدی و حافظ که مادرش به وقتهای مختلف برایش میخواند، از یادهای شیرین آن دوران اوست. در سال ۱۳۶۲، به تشویق خسرو خسروی، جامعهشناس، به خواندن یشتها، متون کلاسیک ایران و اسطورهها سوق پیدا کرد و همکاری با مهرداد بهار و ابوالقاسم اسماعیلپور برای تصویرسازی «ارژنگ» بازسازی شدهی مانی، درهای تازهای به رویش گشود؛ بهطوریکه به مدت یک سال و نیم، آیین مانوی را از این دو اسطورهشناس بزرگ آموخت و از آن زمان بود که افسانهها و اسطورهها به هویت او تبدیل شدند.
رونمایی از «باید میگفتم»
به موازات نمایش آثار دبیری، از کتاب «باید میگفتم» (پنجاه سال تاریخ نقاشی از دیدگاه بهرام دبیری و دیگران) که به تازگی از سوی نشر کارنامه به چاپ رسیده، رونمایی شد. این کتاب شامل مصاحبهها و نوشتههای بهرام دبیری و تعدادی از هنرمندان و نویسندگان درباره او و آثارش میباشد.
در این کتاب نامهای بزرگی به چشم میخورد که مقالات و یادداشتهای آنان ارزش مطالعهی فراوانی دارد. نویسندگانی همچون محمود مشرف آزادتهرانی (م.آزاد)، غلامحسین ساعدی، نجف دریابندری، احمدرضا احمدی، علی اصغر قره باغی، بهزاد شهنی و دیگران.
***
علاقهمندان میتوانند تا ۱۵ بهمن برای بازدید از آثار این هنرمند به گالری سهراب واقع در خیابان سمیه، بین مفتح و رامسر، شماره ۱۴۲ مراجعه کنند. ساعات بازدید از این گالری از ۱۱ صبح تا ۸ شب و جمعهها از ۴ بعد از ظهر تا ۸ شب است و یکشنبهها تعطیل است.
