بر اساس آمار، فیلم «هفتاد سی» به کارگردانی بهرام افشاری با فروش بالای ۳۲۴ میلیارد تومان، به عنوان فیلم پرفروش ترین سینماهای ایران در سال ۱۴۰۳ شناخته می شود.
این فیلم داستان خانواده هایی را روایت می کند که امیدشان به یک جایزه غیر منتظره دوخته شده است. در کنار «هفتاد سی»، آثار دیگری نیز وجود دارند که علاوه بر موفق بودن در گیشه، داستان های جذابی را ارائه می دهند. در این مقاله به تحلیل «هفتاد سی» و سایر فیلم های پرفروش خواهیم پرداخت.
فیلم هفتاد سی به کارگردانی بهرام افشاری
بهرام افشاری با تسلط بر فن کارگردانی خود، در این پروژه به خوبی درخشیده است، اما «هفتاد سی» به دلیل ضعف در ساختار فیلمنامه دچار مشکل می باشد و روایت داستان، خطی و مشخص به نظر نمی رسد. وقایع گاهی به سرعت پیش می روند و گاه صحنه ها به طرز غیرضروری طولانی می شوند. افشاری با نمایش مشکلات اجتماعی ناشی از فقر، داستان را به برنده شدن در یک قرعه کشی گره می زند که به نظر می رسد در دنیای امروز از واقعیت دور است. همچنین در «هفتاد سی»، فقر به عنوان یک معضل اجتماعی و زشت به تصویر کشیده نمی شود و هیچ کس به دنبال رهایی از این وضعیت نیست. به کارگیری موسیقی های غیرمجاز و رقص برای جذب تماشاگر، همچون سایر فیلم های کمدی معاصر مشاهده می شود.
افشاری در تلاشی ناکام سعی داشته تا مضامین اخلاقی و نابرابری های اجتماعی را در بستر کمدی سیاه به تصویر بکشد، اما در نهایت تنها صدای فریادهای هوتن شکیبا و خود او به گوش می رسد. به نظر می رسد تنها نکته مثبت فیلم اجتناب از شوخی های غیرمناسب و بی مزه باشد.
فیلم تمساح خونی به کارگردانی جواد عزتی
این فیلم هم مانند دیگر آثار کمدی، به کلیشه های رایج سینماهای ایران تکیه کرده است، اما تمساح خونی با اجتناب از شوخی های زننده، موردی متفاوت به شمار می آید. در این فیلم دیالوگ ها در زمان مناسب خنده دار به نظر می رسند و صحنه های تعقیب و گریز با توافق داستان، لحظات زیادی از آرامش را به کمدی تبدیل می کند. تمامی جنبه های فنی و اجرایی در این اثر به منظور پیشرفت داستان به کار رفته اند. بر پایه فیلم های اکشن هالیوودی، از انواع تکنیک های سینمایی از جمله موسیقی، فیلمبرداری، تدوین و طراحی صحنه به بهترین شکل بهره برده شده است. بازی برجسته عباس جمشیدی فر از نقاط قوت این فیلم به شمار می رود که شخصیت پیمان را به وضوح و ملموس نشان می دهد.
صبحانه با زرافه ها به کارگردانی سروش صحت
سروش صحت در آثار خود درگیر با مضامین فانتزی، توانایی بالای خود را نشان داده است و در «صبحانه با زرافه ها» دنیای فلسفی خاص خود را به تصویر می کشد. داستان از یک تالار عروسی شروع می شود که گروهی از مهمانان از رقص خسته شده و به گوشه ای برای مصرف مواد مخدر می روند، اما ناگهان رضا (پژمان جمشیدی) به بیهوشی می افتد و بعد از به هوش آمدن، همه چیز دگرگون می شود. در این فیلم جایی برای زنان وجود ندارد و ما با مردانی روبه رو هستیم که برای زنده نگه داشتن زندگی مرفه خود حاضرند هر کاری انجام دهند. کارگردان به وضوح نشان می دهد که مرگ، هرچند تلخ و ناراحت کننده باشد، مانع از پیشرفت زندگی نمی شود. در «صبحانه با زرافه ها» شخصیت پردازی به طور کامل و یکنواخت انجام نمی شود، اما نکته برجسته دور شدن پژمان جمشیدی از نقش های تکراری است. اگر سروش صحت در شخصیت پردازی و بازنمایی عناصر مانند مواد مخدر قوی تر عمل می کرد، ما امروز با یک اثر شاهکار چون «جهان با من برقص» مواجه بودیم.
فیلم زود پز به کارگردانی رامبد جوان
رامبد جوان با الهام از علاقه مردم به فیلم های نوستالژیک دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی، فیلم «زودپز» را در قالب کمدی ساخته است. او با ابتکار و نوآوری، از نوید محمدزاده در نقشی کمدی بهره برداری کرده است. حضور او در یک نقش کمدی ممکن است در ابتدادر بینندگان کمی گیج کننده باشد، اما دیالوگ های قوی و بازی محسن تنابنده این ایرادات را می پوشاند و تماشاگر به تدریج با شخصیت ها ارتباط برقرار می کند. از طرفی، داستان «زودپز» شباهت هایی با «هزارپا» دارد، جایی که رضا تلاش می کند خود را جانباز معرفی کند و در اینجا دو نفر به دلیل فرار از مجازات و کسب ثروت سعی دارند به همه بگویند که پدرزنشان در یک بمباران جان باخته است.
این فیلم برخلاف دیگر کمدی های روی پرده، به جای دیالوگ ها، از موقعیت ها برای به خنده انداختن تماشاگر استفاده می کند و هم چنین رامبد جوان و تهیه کننده از کلیشه های مرسوم کمدی ایران برای جذب مخاطب استفاده کرده اند تا فیلم شان به فروش خوبی دست یابد.
