کلهر، کارشناس فرهنگی اظهار داشت: بر خلاف نظر دکتر پزشکیان که معتقدند، ما مدیران هرگز در کنار مردم نبودهایم و ظلم کردهایم، به ایشان میگویم که باید سهم خود را در نظر بگیرند. در کشور نزدیک به ۲۰۰ هزار مدیر وجود دارند که نمیتوان گفت جدای از مردم هستند؛ ما از بدنه مردم هستیم.
مهدی کلهر در گفتوگو با استودیوی مثبت و منفی پلاس ایسنا، به پرسشهای مربوط به چهاردهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری پاسخ داد. وی به این نکته اشاره کرد که در نظام جمهوری اسلامی، مردم، حاکم هستند و نه رئیس جمهور. در انتخابات پیش رو، ما در حال انتخاب میان دو جریان هستیم؛ آقای پزشکیان نماینده حاکم جمهور و آقای جلیلی نماینده خادم جمهور هستند. نخستین خادم جمهور شهید رجایی بود که در برابر امام بارها تاکید میکرد که من رئیس جمهور نیستم، بلکه خادم جمهور هستم. اکنون قضیه کاملاً روشن است؛ از نظر من نباید به مسائلی نظیر پاکی یا ناپاکی نامزدها توجه کنیم؛ زیرا اینها مسائل شیطانی هستند. در واقع، دو جریان وجود دارند که یکی به حاکمیت جمهور و دیگری به فرهنگ خادم جمهور توجه دارد. من اعتقاد دارم که پزشکیان نماینده حاکم جمهور و جلیلی نماینده خادم جمهور است.
پیش از این، پرویز امینی جامعهشناس، محمدصادق کوشکی استاد دانشگاه، پرویز سروری عضو جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی، سعید آجرلو استاد دانشگاه و علی محمد نمازی عضو کارگزاران سازندگی، بیژن عبدالکریمی نویسنده و استاد دانشگاه، محمدعلی ابطحی و محمد عطریانفر فعالان سیاسی اصلاحطلب، ابراهیم فیاض استاد دانشگاه، مجید حسینی استاد دانشگاه، محمدتقی آزاد ارمکی استاد جامعهشناسی دانشگاه تهران، محمدرضا تاجیک استاد جامعهشناسی، محمد قادری کارشناس مسائل بینالملل و داوود حسینپور عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، سعید لیلاز استاد دانشگاه و تحلیلگر اقتصادی، محسن برهانی حقوقدان و استاد دانشگاه، و لیلا وصالی مدیرعامل انجمن سواد رسانهای ایران به طور جداگانه در استودیو مثبت و منفی پلاس ایسنا با محوریت انتخابات ۱۴۰۳ گفتگو کردند.
حزبی که تنها در زمان انتخابات فعال میشود، دیگر حزب سیاسی واقعی نیست
ما از مردم هستیم
مشارکت در رایگیری ۱۵ تیر قطعاً بیشتر خواهد بود
گفتند اگر ما بیاییم شور و غوغا میشود، اما نیامدن آنها هیچ غوغایی ایجاد نکرد
این دوره، پیشرفتهترین انتخابات ریاستجمهوری در تاریخ جمهوری اسلامی خواهد بود
رئیسی برای نخستین بار در ایران به همسایگان نشان داد که من همکار شفیق و دوستداشتنی شما هستم
آقای پزشکیان نماینده حاکم جمهور است و آقای جلیلی نماینده خادم جمهور
احزاب سیاسی به جای ارتقای آگاهی، در حال گسترش جهل سیاسی هستند
هر کسی را بخشی از کاروانی میدانم که باید از بند جمود و حقارت رها شده و وارد دنیای نوین شود
شارلاتانیزم و پوپولیسم سیاسی در ایام انتخابات به وضوح نمایان میشود
متن کامل گفتوگوی ایسنا با مهدی کلهر را در ادامه مطالعه کنید:
پیام سیاسی و اجتماعی عدم رای دادن، این است که من به عنوان یک موجود دارای حق سیاسی نسبت به استفاده از این حق بیمیلی نشان میدهم.
بعد از وقایع انتخابات ۸ تیر که به روشنی کاهش مشارکت را نشان داد و ۶۰ درصد واجدین شرایط در انتخابات شرکت نکردند، مرحله دوم انتخابات با دو نامزد مسعود پزشکیان و سعید جلیلی برگزار خواهد شد. ارزیابی و تحلیل شما از فضای سیاسی و انتخاباتی چیست؟
بسیاری از مفسران و اندیشمندان حوزه جامعهشناسی، مردمشناسی و آسیبشناسی اجتماعی به تفسیرهای گوناگونی درباره کاهش مشارکت پرداختند؛ بهعلاوه بهنظر میرسد که دشمن خارجی ما به شدت به دنبال کاهش مشارکت در انتخابات ماست و تمایلی به حمایت از هیچیک از نامزدها ندارد. در واقع، تمام تلاش آنها متمرکز بر کاهش مشارکت بوده است.
کاهش مشارکت از نظر حقوقی تأثیر چندانی ندارد؛ چرا که در تمامی کشورهای دنیا، اصل دموکراسی بر اساس آرای کسب شده در انتخابات مطرح است و در اکثر مواقع کسی که رأی نمیدهد، در واقع به وضعیت موجود راضیست. در دنیا، تفسیر عدم رأی، به معنای اعتراض نیست، بلکه به این معناست که فرد راضی است و تفاوتی برایش ندارد که آقای الف یا آقای ب به قدرت برسند. در سالیان اخیر، برخی جریانات در کشور ما به تفسیرهای نادرستی در این زمینه پرداختهاند؛ در واقع، مفهم سیاسی و اجتماعی عدم رایدادن، به معنای نداشتن تمایل به استفاده از حق خود از سوی فرد است. متأسفانه شاهد هستیم که برخی افراد رأی خود را به قیمت پول و وعدههای غذایی میفروشند و در قانون هیچ راهی برای پیگیری این موضوع وجود ندارد.
ایتالیا به عنوان نمونهای از کشورها بیان میکند که عدم رأیگیری میتواند محرومیتهای اجتماعی ایجاد کند. این نوع تفکر در دنیا در تعداد کمی از کشورها وجود دارد. متأسفانه در سالهای اخیر، برخی برداشتهای اشتباه و خطاهای سیاسی سبب بروز توهماتی شده است.
به نظر من، همانطور که رهبری بیان کردند، ما در یک نقطه عطف تاریخی قرار داریم؛ انقلاب اسلامی در حال گذار از یک وضعیت منطقهای به یک وضعیت جهانی است؛ این دورههای تحول معمولاً به سرعت رخ میدهند و به شکل انفجاری به وقوع میپیوندند. بهترین توصیف برای این شرایط، ورق خوردن است؛ اگر این وضعیت و موقعیت را بشناسیم، احساس میکنم که نهادهای اطلاعرسانی و نظارتی به شدت در انجام وظایف خود ناکام ماندهاند. از حوزههای علمیه قم گرفته تا وزارت کشور، احزاب سیاسی و وزارت ارشاد و علوم و همچنین صدا و سیما، میتوان شاهد این ناکامی بود. البته صدا و سیما، به دلیل درگیری زودهنگام با غزه و طوفان الاقصی مجبور شد زودتر وارد عمل شود. اما سایر نهادها به حال خود رها شدهاند.
من مخالف احزاب سیاسی نیستم، اما حزبی که فقط در زمان انتخابات فعال میشود و لیست میدهد، دیگر نمیتوان آن را حزب سیاسی گفت؛ به گونهای که در غرب وظیفه اصلی احزاب ارتقاء فرهنگ سیاسی در جامعه است. متأسفانه احزاب سیاسی ما بیشتر به دنبال درو کردن از پیش کاشتن و آبیاری هستند. در این زمینه، تنها مرجعیتی که از این مسیر منحرف نشده، حوزههای علوم دینی و مرجعیت شیعه است؛ در حالی که در دنیای اهل سنت، بیداری و هوشیاری را میتوان در مصر مشاهده کرد.
در تضاد با نظر دکتر پزشکیان که بیان میکنند ما مدیران هیچ وقت در کنار مردم نبوده و ظلم کردهایم، من حاضر هستم که به ایشان بگویم که شما سهم خود را در نظر بگیرید. من از شما سابقه مدیریتی بیشتری دارم و بهعقیده من نزدیک به ۲۰۰ هزار مدیر در کشور داریم که از مردم جدا نیستند؛ ما واقعاً از خود مردم هستیم
با این حال، بر خلاف نظر دکتر پزشکیان که میگویند ما مدیران هرگز سر سفره مردم نبودهایم و ظلمگر هستیم، من میگویم که حاضرم همین حالا به آقای پزشکیان بگویم که سهم خود را ببینید، چرا که من به عنوان یک مدیر با سابقه بیشتر میگویم نزدیک به ۲۰۰ هزار نفر مدیر در کشور وجود دارد که از بدنه مردم جدا نشدهاند؛ ما واقعاً متعلق به مردم هستیم و زندگی من هم برای همگان شناخته شده است؛ چراکه نه دزدی کردهام و نه سفرهام از مردم جداست و در این سرزمین زندگی کردهام. شما حق دارید سهم خود و دوستانتان را مطرح نمایید و عنوان کنید که ما در بالای شهر زندگی میکنیم اما اینگونه نیست.
اکنون به صراحت دفعات ابهامهایی را مشاهده میکنم؛ که معلوم است مردم میخواستند رای بدهند اما نمیدانند به چه کسی رای دهند؛ انتخاب بین اینکه صفحه قبل بهتر بود یا صفحه بعد نیازمند مکث روحی و روانی است. در حال حاضر، در جامعه نشانههایی از این مکث را مشاهده میکنیم؛ همه ملتها نسبت به گذشته احساس نوستالژی دارند و این واقعیت در سیاست به آن ارتجاع گفته میشود. اکنون در لحظهای قرار داریم که همواره خاطرهانگیز بوده و آیندهای مبهم وجود دارد؛ در این موقعیت، عقلا و شخصیتهای سیاسی، مراجع دینی و سیاسی باید به مردم اطمینان خاطر دهند که نگران نباشید، فردا بهتر از امروز خواهد بود. ما در چنین وضعیتی قرار داریم.
نظر من این است که اگر ۶۰ درصد رأی ندهند نه به این معناست که نخواستند شرکت کنند، بلکه آنها کاملاً آگاه هستند که رأیشان بسیار تأثیرگذار است و میدانند که آیا باید این ورق برگردد یا نه. این کوتاهی نهادهای جامعه است که وظیفهاش ایجاد مرجعیت دینی و تشریح بینشهای سیاسی و تحلیل و تبیین طرحهای مختلف اقتصادی میباشد. او از عدم تغییر و ترس از بدتر شدن اوضاع نگران است. به عقیده من، رایگیری در ۱۵ تیر قطعاً با مشارکت بیشتری همراه خواهد بود.
پیشتر شاهد بودیم که برخی جریانات به نوعی انتخاباتهایی مانند مجلس را تحریم کرده بودند و این بار نیز میگفتند اگر ما بیاییم، جمعیت زیادی در پای صندوقها حاضر خواهند شد؛ دیدگاه شما در مورد این مسائل چیست؟
اولین نتیجهی عینی و آماری که میتوانیم از این قضیه بگیریم این است که در این دفعه بر خلاف ادعاهای آنها، وضعیت به مراتب بدتر شده و حتی در زمانی که ادعا کردند که نمیآییم، میزان مشارکت بیشتر شد. اگر من به جای آنها بودم، باید به جد به تفکری که میگوید ما بسیار زیاد هستیم، بازگردم. آنها گفتند اگر ما بیاییم غوغایی میشود، اما آمدند و هیچ غوغایی به پا نشد؛ در این زمینه، سه احتمال وجود دارد: یا اینکه تعدادشان به اندازهای نیست که تصور میکردند؛ یا متاسفانه رهبران آنها گفتند بیایید ولی مردم به دعوت آنها پاسخ ندادند؛ یا اینکه حریفان آنها اصلاً حاضر نشدند که در این فرض، بعید به نظر میرسد؛ چون اصولگرایان و انقلابیون معمولاً به ندای رهبری جواب میدهند و این بار هم رهبری بر بیشتر آمدن اصرار داشتند.
با وجود آنچه گفته میشود، من اعتقاد دارم که ۶ نامزد انتخابات چهاردهمین دوره ریاستجمهوری تنها از دو طیف سیاسی نبودند، بلکه از سه طیف سیاسی بودند؛ آقایان زاکانی و سعید جلیلی اصولگرای تقریباً سنتی هستند؛ آقایان قالیباف و قاضیزاده هاشمی نماینده طیف وسط و آقایان پورمحمدی و پزشکیان نیز اصلاحطلبان به شمار میآیند
مناظرات برگزار شده را چگونه ارزیابی میکنید؟ براساس صحبتها چه کسی برنامهریزی دقیقتری دارد و چه کسی در قامت یک رئیس جمهور قرار گرفت؟
با توجه به اینکه من در نخستین انتخابات ریاستجمهوری ۳۰ ساله بودم و با مسائل آشنا هستم، اعتقاد دارم که همه ۶ نامزد در انتخابات به مراتب ماهرتر، مسلطتر و با تجربهتر از دیگر نامزدهای انتخاباتی هستند که شورای نگهبان تأیید کرده است. ما به آرای این شورا احترام میگذاریم و اگر شورای نگهبان اعلام میکند که این افراد شایسته هستند، به معنای این است که همگی در اعمال خود پاکدست هستند.
من معتقدم این دوره، بهترین دوره انتخابات ریاستجمهوری است چرا که هر ۶ نفر حداقل توانمندیها و قابلیتهای لازم را دارند. در مقایسه با اولین دوره انتخاباتی که بنیصدر و قطبزاده هیچ سوابق مدیریتی نداشتند، تنها یک نفر در میان نامزدها که دکتر طباطبایی بود، تجربه مدیریت یک درمانگاه در یکی از کشورها را داشت. آنها اکثراً به عنوان سخنران حاضر میشدند، اما در این دوره، قطعاً برگزیدگان ما در انتخابات از کیفیت بالایی بهرهمندند.
برعکس آنچه که گفته میشود، ۶ نامزد انتخابات چهاردهم نمایندگان دو طیف سیاسی نبودند و من آنها را از سه طیف میشمارم؛ آقایان زاکانی و سعید جلیلی اصولگرایان تقریباً سنتی هستند، آقایان قالیباف و قاضیزاده هاشمی نمایندگان طیف وسط و آقایان پورمحمدی و پزشکیان نیز به عنوان اصلاحطلبان شناخته میشوند.
به نظر شخصی من، آنچه برای مردم و همچنین جهان از اهمیت برخوردار است، تعداد شرکتکنندگان در انتخابات و سپس موضوع انتخاب فرد مورد نظر است؛ ما همواره درگیر مسائل داخلی خود بودهایم. حتی در دوره آقای احمدینژاد که موفق شدیم با همسایگان خود روابط حسنهای داشته باشیم، این روابط با عربستان سعودی به دوران دلگرمی و دوستی برمیگردد. در حالی که در دوره آقای هاشمی رفسنجانی و خاتمی، آن زمان خانوادههای آنها روابط خوبی با یکدیگر داشتند، اما در سیاست میان عربستان سعودی، امارات، قطر و ایران، ناکامیها و نگرانیها وجود داشت که در دوره آقای احمدینژاد برطرف شد ولی متاسفانه در دوران روحانی، نگرانیها دوباره تشدید شد.
در تضاد با آنچه که بیان شده، ما زبان دنیا را بهتر نمیدانیم و به نظر میرسید که از ابعاد منفی آن آشنا هستیم. در سطح عمومی، همه از یکدیگر تعریف و تمجید کنند اما در واقعیت، مشکلاتی که در دوران آقای روحانی با حجاج ایرانی در عربستان به وجود آمد، سیاسی نبود. در دوره آقای روحانی روابط ما حتی با همسایگان نزدیک دچار چالش شد و ما به طور جدی نتوانستیم با امریکا روابط مناسبی برقرار کنیم.
تجربه به دست آمده در دوران آقای احمدینژاد در دوران شهید رئیسی به یک تبلور کامل تبدیل شده و ما هیچگاه در تاریخ انقلاب اسلامی روابطی به این خوبی با همسایگان خود نداشتهایم. در مدت کوتاهی، رئیسی برای نخستین بار به همسایگان نشان داد که من دوست و شریک شفیق شما هستم و این اقدام شایسته با دقت و صحت انجام شد.
شخصاً در ابتدا با کاندیداتوری رئیسی مخالفت داشتم؛ چرا که تصور میکردم که ایشان تجربه کافی را در اداره امور ندارند، اما طی این ۳ سال، معجزهای از نظر روابط خارجی رخ داد و ارتباطات نیمبند ما با کشورهای همسایه و آسیای جنوبی و شمالی و نیز آفریقا در این دوران پا بر جا گردید. ما اکنون در شرایطی قرار داریم که انقلاب اسلامی در حال عبور از مرزهای آتلانتیک است و آنچه که به آن سوی دنیا و به هاوایی رسیده، به معنای صدور انقلاب اسلامی است که امام (ره) فرمودهاند. در حال حاضر ما با یک انتخابات زودرس در مواجه هستیم؛ به نظر من نهادهای مسئول هنوز نتوانستهاند جایگاه خود را پیدا کنند و این وظیفه نهادهای بینشی، فرهنگی، علمی و سیاسی است که به این فرایند رسیدگی کنند. در شرایط کنونی که وضعیت حساس است، تغییرات سریع به وقوع میپیوندند و این چالشهای پیش آمده گواه این است که هزینههای مالی و بودجهای به عهده نهادهایی است که متاسفانه در کاهش دورههای خود به آسیبها پرداختهاند. در این شرایط به عقیده من، صدا و سیما عملکرد خوبی از خود بجای گذاشته است.
من مناظرات را به صورت دقیق مشاهده کردم و بر این باورم که هر یک از آن مناظرهها از جهاتی بهتر بود؛ هر مناظره بستری برای تقابل دیالوگی و کلامی است و به نظر من، بهترین نوع مناظرهها برگزار شد.
در عرصه انرژی، برنامه آقای پزشکیان را عملیاتیتر و دقیقتر از برنامه آقای جلیلی میدانم و در حوزه بورس، طرح آقای جلیلی را در عمل موفقتر ارزیابی میکنم.
فکر میکنید در مناظره تلویزیونی شب گذشته، کدام یک از دو نامزد در نقش یک رئیسجمهور ظاهر شد و چه کسی برنامه قویتری داشت؟
هر دو آنها میتوانند رئیسجمهور باشند؛ من پیشتر هم اعلام کردهام که در این انتخابات به آقای پزشکیان رأی نخواهم داد، بلکه به آقای جلیلی رأی میدهم؛ البته نه به شخصیت ایشان، بلکه به جریانی که او نماینده آن است و به تداوم جریان انقلابی و آرمانهای آن رأی میزنم. من در بخش هدفمندی یارانهها و انرژی، برنامه دکتر پزشکیان را عملیاتیتر و مستدلتر از طرح آقای جلیلی میدانم و از منظر بورس، طرح آقای جلیلی را موفقتر از آنچه که دکتر پزشکیان ارائه داده است، ارزیابی میکنم. به طور کلی، هر دو نفر نمایندگان قابل قبولی هستند که مردم میتوانند انتخاب کنند، اما متاسفانه تا دیشب نتوانستند اختلافات خود را به وضوح بیان کنند.
در دنیا، دو نوع جمهوری وجود دارد: یکی جمهوریهایی که در آن پادشاهی وجود دارد و مردم از حاکمیت یک پادشاه شکایت دارند و دیگری جمهوریهایی که مفهوم آنها از حکومت انبیاء الهی ناشی میشود. در نوع اول، رئیس جمهور حاکم جمهور است و مردم محکوم جمهور هستند که در این حالت حاکم تنها باید فرمان دهد. اما در نوع دوم، مردم در مقام ولیعهدی برای خود و دیگران حاکم هستند؛ در این نظام، جمهوری اسلامی همواره در پی تأمین منافع مردم به عنوان خادم جمهور است؛ تفاوت در اینجا، الهام از حکومت حضرت علی (ع) تجلی مییابد که در آن، مردم سالاران اصلی هستند. بنابراین در انتخابات پیش رو، انتخاب بین نماینده حاکم جمهور و نماینده خادم جمهور است؛ در واقع، آقای پزشکیان نماینده حاکم جمهور و آقای جلیلی نماینده خادم جمهور است. اولین خادم جمهور شهید رجایی بود که در زمان برگزاری اجلاسهای خود مطرح میکرد که من رئیس جمهور نیستم، بلکه خادم جمهورم. بنابراین بر اساس این اصول، توجه ما به مسائل پاکی یا ناپاکی نامزدها باید به نقطهای معطوف شود که تفاوت دو جریان در کجاست؛ یکی بر حاکمیت جمهور تأکید دارد و دیگری بر خادمی جمهوری.
با توجه به اینکه شما مطرح کردید که روندی که احمدینژاد دنبال میکرد، به نوعی در دولت رئیسی تبلور یافته است، فکر میکنید افرادی که به احمدینژاد گرایش دارند، در کدام نوع تفکر سمبلسازی میشوند؟
من این طور میبینم که نخستین خادم جمهور دکتر رجایی بودند که دوران نخستوزیری و ریاستجمهوری ایشان به یک سال میرسد؛ دومین خادم جمهور نیز آقای احمدینژاد بود و تا پیش از انتخابات ۸۴ از این الگو پیروی میکرد.
آقای میرحسین موسوی که شخصیتی بسیار خاکی و عامهپسند بودند، در دو مرتبه نزد امام (ره) رفتند و عنوان کردند که ما طرحهایی داریم تا به مردم ارائه کنیم. امام (ره) بعد از تشکر از آقای موسوی تأکید کردند که مردم باید طرح بدهند و شما تنها مجری باشید؛ این دو بینش مختلف را نشان میدهد. سومین خادم جمهور آیتالله رئیسی هستند و امید دارم چهارمین خادم جمهور نیز آقای جلیلی باشد. از ایشان میخواهم که تا زمانی که به عنوان خادم جمهور عمل کنید، ما همواره حامی شما خواهیم بود.
در دوران کنونی، اگر در این انتخابات شرکت نکنیم حتی اگر رأی سفید دهیم ممکن است در آینده خیلی پشیمان شویم؛ نه تنها ایران بلکه کشورمان در یک موقعیت حساس تاریخی قرار دارد.
همیشه در آستانه انتخابات موضوعاتی چون گشت ارشاد، حجاب و مسائل مرتبط به آنها بیان میشود؛ به نظر شما آیا این مسائل دغدغههای واقعی جامعه است یا به نوعی عملیات فریب محسوب میشود؟
افرادی که خود را خادم جمهور میدانند و قوانین کشور از جمله قانون اساسی را میپذیرند، به خوبی آگاه هستند که چه چیزهایی به اختیار رئیس جمهور است و چه چیزهایی نیست؛ اصولاً رئیس جمهور نمیتواند در مورد حجاب در جامعه تعیین و تکلیف کند. در کدام قسمت از قانون ذکر شده که چنین اختیاری وجود دارد؟ این موضوع در حوزه اختیارات خود مردم است و اگر مردم بر چیزی که خلاف مصلحتشان است، اصرار کنند، قطعا رهبری جامعه به این درخواست پاسخ مثبت خواهد داد. پیرامون مذاکرات، همزمان با قطع ارتباط امریکا با ایران در سال ۵۸، امام (ره) تأکید کردند که رابطه گرگ و میش هرگز به نفع میش نخواهد بود. تاریخ نشان داده که رابطهای که با امریکا داشتهایم همواره به ضرر ما بوده است؛ البته ما هیچگاه این روابط را متوقف نکردیم و این امریکا بود که ارتباطش را با ما قطع کرد. مذاکرات مربوط به انرژی هستهای نیز قبل از ریاست جمهوری روحانی وجود داشته و آقای جلیلی یکی از افرادی بود که در مذاکرات در شهرهای مختلف دنیا حضور داشت.
متاسفانه گروههای سیاسی ما که وظیفهشان آگاهسازی سیاسی است، به شکل معکوس در حال گسترش جهل سیاسی هستند.
موضوع حجاب و مسائل دیگر از اختیارات رئیسجمهور نیست که بهطور سلیقهای آنها را بررسی کند؛ هیچ کسی نمیتواند ادعا کند که رئیسجمهور بر اساس زمینهسازی حجاب درباره اینکه اکنون باید رفتارهای عفیفانهای وجود داشته باشد، زیرا رئیسجمهور مجری قوانینی است که به تصویب قوه مجریه، شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام میرسد؛ در این میان، رهبری نیز در بالای این نهادها قرار دارد و آنها وظیفه تعیین را به عهده دارند. بهنظر من در حال حاضر، تا حدودی به شارلاتانیزم و پوپولیسم سیاسی روی آوردهایم که معمولاً در ایام انتخابات خود را نشان میدهند.
به لحاظ کلی، من خوشبین هستم؛ در حال حاضر، در ساعاتی قرار داریم که اگر در این انتخابات شرکت نکنیم حتی اگر رأی سفید دهیم ممکن است دیر شود و پشیمان شویم؛ به طور کلی، ایران در شرایط بسیار حساسی قرار دارد.
در مورد مقوله هنری نیز مطرح شده که در اوایل انقلاب، صدای خانمها پریسا و الهه تایید امام (ره) را داشته و در زمان آقای احمدینژاد نیز موضوع باله مطرح بود؛ نظر شما در این زمینه چیست؟
در مورد خانمهای الهه و پریسا، آقای قطبزاده بخشی از صدای آنها را به قم برده و امام نیز آن را شنیده و تایید کرده بودند. موضوع باله نیز زمانی که آقایان خاتمی، لاریجانی و نیز صفار هرندی در وزارت ارشاد بودند و در زمان آقای احمدینژاد نیز مسئله برگزاری گروههای باله شامل افراد مرد و زن با پوشش مناسب در یک مراسم وجود داشت که مربوط به انرژی هستهای بود.
اینکه بگوییم چیزی حلال است به معنی این نیست که واجب است؛ اگر گفته میشود که آواز خواندن زنان حلال است، به معنای این نیست که نباید به دیگر جنبهها پرداخته و افراطیگری را ترویج کرد. باید فضایی فراهم شود؛ رهبری نیز در رابطه با صدای زن بیان کردهاند که باید هیجانی ایجاد نکند و امام (ره) به وضوح فرمودهاند که صدای زن به ذات خود منع و حرام نمیباشد.
در عرصه سرودها کارهای خوبی صورت گرفته و اکنون شاهد گروههای متعددی از دختران، پسران و زنان و مردان هستیم که در رشتههای هنری فعالیت میکنند.
به اعتقاد من، مدیریت هنری نیازمند هزینههایی است و مدیران هنری باید همواره در میدان حاضر شوند و با شنیدن انتقادات و فحشهای مردم، اجازه ندهند عزت خود را زیر سوال برند؛ آنها باید برای پیشبرد اهداف خود حتی از اعتبار خود استفاده کنند.
برخی معتقدند که دولت شهید رئیسی بهنوعی دیوار کشی میکند؛ به نظر شما آیا چنین امری واقعاً وجود دارد یا برعکس، گشایشی در حال وقوع است؟
نمیتوان گفت که دیوارکشی انجام شده است؛ زیرا امروزه ما شاهد برگزاری کنسرتها در مکانهای تاریخی مانند تخت جمشید هستیم. زمانی که من در دوران ریاست آقای لاریجانی مسئول بخش موسیقی بودم، آقای یانی کریسومالیس نامهای به من نوشت؛ پیش از این برای وزارت ارشاد دولت آقای هاشمی رفسنجانی مجموعهای از موسیقیهای بیکلام را برای اجلاس اتحادیه رادیو تلویزیونی آسیا اقیانوسیه تهیه کرده بودم و آقای فریدون ناصری نیز در چندین شب اجراهایی را با حضور وزرای مهمان ارائه میکرد. در یک سفر به فرانسه، به یکی از مقامات این کشور یک سی دی از این آثار را تقدیم کردم که او به شدت تحت تأثیر قرار گرفت. بعد از آن، آقای یانی نامهای به من نوشت و ابراز تمایل به برگزاری یک کنسرت در تخت جمشید، که این روایت نشاندهنده تحول فکری در جامعه میباشد. تقریباً ۲۰ سال بعد از آن زمان، این کار در دولت آقای رئیسی انجام شد و هماکنون آقای علیرضا قربانی در حال برگزاری کنسرتی در تخت جمشید است.
من متوجهام که مدیریت در حوزه هنر نیاز به هزینه و فداکاری دارد و مدیران هنری باید در برابر انتقادات و آسیبها ایستاده و مسئولیت میپذیرند؛ آنها باید برای تحقق اهداف فرهنگی از آبرو و اعتبار خود مایه بگذارند.
ما همه را بخشی از کاروانی میدانیم که باید از بند جمود و حقارت رها شده و به جهانی جدید و وسیعتر ورود کنیم که از ما انتظارات بیشتری دارد. ما باید به لحاظ دانش، مهارت و شجاعت خود را برای این چالشها آماده کنیم و برای رسیدن به اهداف بزرگ مجاهدت نماییم.
در مورد این افراد چه نظری دارید؟
پزشکیان: «نمیدانم»
جلیلی: بسم الله
نظرتان در مورد این شعارها چیست؟
برای ایران: شعار عالی است و من این شعار را برای اسلام نیز میدانم؛ چون ایران و اسلام را نمیتوان از هم جدا دانست.
یک جهان فرصت، یک ایران جهش، هر ایرانی یک نقش با شکوه: این شعار نیست ولی خوشایند است.
