۶۵ روز از قطع اینترنت و طبقاتی کردن آن در ایران میگذرد!
انجمن علمی روانپزشکان ایران به تازگی با صدور بیانیهای درباره پیامدهای روانی اجتماعی محدودیت اینترنت هشدار داده و اعلام کرده است، اینترنت بخشی ضروری از زندگی امروز است و محدودیت یا دسترسی نابرابر به آن افزایش فشار روانی، احساس بیعدالتی و کاهش اعتماد عمومی را در پی خواهد داشت.
«امیر حسین جلالی ندوشن» سخنگوی انجمن علمی روانپزشکان ایران و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران در این باره به ایلنا گفت: همانگونه که در بیانیه انجمن علمی روانپزشکان ایران اشاره شده است، از منظر سلامت روان جامعه، زمانی جامعه از ثبات و تابآوری بیشتری برخوردار خواهد بود که شهروندان به طور کلی نسبت به دسترسی خود به پایههای زندگی امروز، احساس عدالت، شفافیت و قابلیت اتکا داشته باشند. اینترنت امروز بخشی از زندگی روزمره است و نقش ابزار حیاتی زندگی را ایفا میکند. این مسئله برای نسل جدید، نوجوانان و جوانترها، بیش از میانسالان و دیگر گروههای سنی و اجتماعی اهمیت دارد.
وی افزود: آنها نسلی هستند که از نخستین لحظات آگاهی خود، کامپیوتر، اینترنت و تلفنهای هوشمند را نه تنها بخشی از زندگی والدین، بلکه بخشی از آموزش و در حقیقت، بخش جداییناپذیر زندگی خویش یافتهاند. اینترنت برای ایشان نه صرفاً ابزاری برای ارتباط یا سرگرمی، بلکه معادل مدرسه، فضای خانواده، دوستی و عرصهای برای تجربههای متنوع بوده است. از این رو، همان طور که دریغ داشتن آب یا غذا به عنوان نیازهای پایهای، تهدیدی جدی برای امکان بقاست، محروم ساختن از اینترنت در زندگی امروز، آثار مشابهی به همراه دارد و هرگونه محدودیت و محرومیتی را تحمیل میکند. طبیعتا برای نوجوانان و جوانان، این مسئله و حس عدالت نسبت به آن به مراتب عمیقتر و شدیدتر است.
سخنگوی انجمن علمی روانپزشکان ایران در ادامه خاطرنشان کرد: من بر این باورم که در دنیای امروز، تصور جهانی با ارتباطات بسیار کنترلشده، محدود و تحت مدیریت دقیقاً مانند بستن آب بر روی گروهی از افراد است؛ جامعه ممکن است در کوتاهمدت، تحت شرایطی، چون جنگ، محدودیتها را تحمل کند. اما زمانی که این محدودیتها مکرر، غیرقابل پیشبینی، نامشخص و بدون اطلاعرسانی مناسب شوند – نه صرفاً برای یک یا دو روز، بلکه طولانیتر – وضعیت به کلی دگرگون میشود.
جلالی ندوشن تصریح کرد: ممکن است خیابانی یا اتوبانی به دلایل پروازی برای چند ساعت مسدود شود، اما اگر به دو یا سه روز کشیده شود، دیگر تمهید نیست، بلکه بحرانی است که میتواند عواقب جدی داشته باشد. بر این باورم که مسئله را باید از این زاویه نگریست. در کوتاهمدت تابآور هستیم و میتوانیم جایگزینهایی بیابیم. اما سلب اینترنت آزاد – که دسترسی به جهان را فراهم میکند – در شرایطی که ساکنان دورافتادهترین روستاها میتوانند با سراسر جهان ارتباط برقرار کنند، نه تنها پسرفتی جهانی است، بلکه پیامدهایی، چون حذف صدای ایرانیان از عرصه بینالمللی را به بار میآورد. صدای ایرانیان – به ویژه ساکنان کشور – ممکن است کمکم کمرنگ شود یا صداهایی جایگزین گردد که بعدها جمعیت ایران را نمایندگی نکند.
