مریم فکری: در حالی که بازار سرمایه ایران در نیمه دوم سال ۱۴۰۴ فعالیت خود را آغاز کرده است، به نظر میرسد این بازار روزهای پرتلاطمی را با درخشش غالب قرمز سپری میکند.
بر اساس آمار موجود، بازدهی بورس در شش ماه نخست سال به حالت منفی ۷ درصد درآمده است، به این ترتیب به گفته کارشناسان، در این دوره سهامداران بدون لحاظ کردن اثرات تورمی، حدود ۷ درصد متحمل ضرر شدهاند.
تحلیلگران بازار سرمایه معتقدند این روند ناامیدکننده بهطور قابل توجهی ناشی از عدمقطعیتهای سیاسی مرتبط با آینده روابط بینالمللی، ابهامات موجود در سیاستهای اقتصادی دولت و همچنین جذابیت بیشتر رقبایی چون بازار سکه و طلاست که در نگاه عمومی از قابلیت نقدشوندگی بیشتری برخوردارند. بدین خاطر، تبدیل نقدینگی به سمت این بازارها فشار بیشتری بر بورس وارد آورده است.
در این راستا، پرسش اینجاست که بورس در نیمه دوم سال چه روندی را تجربه خواهد کرد؟ آیا میتوان به احیای بازار سرمایه و گام برداشتن در مسیر صعودی امیدوار بود، یا همچنان سایه نوسان منفی بر این بازار خواهد افکند؟
فردین آقابزرگی، کارشناس بازار سرمایه، در گفتوگو با خبرگزاری خبرآنلاین در این زمینه میگوید: پیشبینی آینده و شش ماه دوم سال کار چندان آسانی نیست، اما من هنوز معتقدم که بورس به دلیل نقدشوندگی بالای خود، بهترین بازار نسبت به سایر بازارها تلقی میشود. یکی از دلایل این وضعیت، فاصله کم میان ارز آزاد و ارز دولتی یا حداقل رشد اندک نرخ ارز آزاد در مقایسه با نرخ دولتی است.
سیگنال دلار به بازار سرمایه
مجید عبدالحمیدی، کارشناس بازار سرمایه در گفتوگو با خبرگزاری خبرآنلاین نیز در خصوص چشمانداز بورس در نیمه دوم سال میگوید: زمانی که بحث پیشبینی آینده بازار سرمایه به میان میآید، ضروری است که به این نکته توجه داشته باشیم که بورس هرگز تنها به یک عامل یا متغیر تکیه نمیکند، بلکه ترکیبی از متغیرهای کلان اقتصادی، وضعیت درونی شرکتها و نهایتاً فضای سیاسی و بینالمللی مسیر آن را تعیین میکنند. بنابراین برای ارزیابی نیمه دوم سال باید این عوامل را بهصورت متداخل بررسی کنیم.
او تصریح میکند: در وهله اول، نوسانات نرخ ارز همواره تأثیر بسزایی در بازار بورس ایران داشته است. هر گونه تغییر در نرخ ارز بهطور مستقیم بر سودآوری شرکتهای صادراتمحور نظیر پتروشیمی، فولاد و سایر فلزات تأثیر میگذارد و همچنین برای صنایع وابسته به واردات، تعیینکننده هزینههای تولید خواهد بود. بنابراین سرمایهگذاران همواره در انتظار تحولات بازار ارز هستند و توقع دارند این متغیر اساسی به ثبات برسد تا بتوانند تصمیمگیریهای دقیقتری انجام دهند.
این کارشناس بازار سرمایه یادآور میشود: عامل دیگری که تأثیر شایانی دارد، سیاستهای پولی و نرخ بهره است. اگر نرخ سود بانکی به صورت بالا نگهداشته شود، سرمایهگذاران تمایل دارند داراییهای خود را در بانکها به امانت بگذارند و این امر موجب خروج نقدینگی از بورس خواهد شد. در مقابل، وقتی سیاستهای پولی به سمت کاهش نرخ بهره میرود، بخشی از این سرمایههای نقدی به سمت بازار سرمایه روانه میشود. این امر نشاندهنده ارتباط معکوس میان نرخ بهره و جذابیت بورس است که از نکات اساسی تحلیلهای ما به شمار میآید.
عبدالحمیدی میافزاید: علاوه بر این، گزارشهای مالی شرکتها همواره بهعنوان قلب تپنده بازار سرمایه محسوب میشوند. بازاری بدون پشتوانهای از سودآوری واقعی شرکتها نمیتواند به حیات خود ادامه دهد. زمانیکه شرکتهای حاضر در بورس گزارشهای مثبتی را منتشر میسازند، سهامداران احساس اطمینان بیشتری نسبت به آینده پیدا میکنند، اما اگر این گزارشها حکایت از کاهش سودآوری یا افزایش هزینهها داشته باشند، جو بیاعتمادی بوجود میآید. در این جا اهمیت شفافیت و کیفیت افشا بهشدت افزایش مییابد.
سیگنال بودجه به بازار سهام
وی همچنین متذکر میشود: تورم و سیاستهای مالی دولت نیز از عوامل تعیینکننده به شمار میروند. تورم بالا از یک سو میتواند ارزش داراییهای واقعی را افزایش دهد و بعضی صنایع را به گزینههای جذاب تبدیل کند، اما از سوی دیگر هزینههای تولید را بهطور شدید بالا میبرد. همچنین سیاستهای بودجهای دولت – از مالیات تا نحوه تأمین کسری بودجه – تأثیر مستقیم بر صنایع مختلف داشته و نیاز به دقت رصد دارند.
این کارشناس بازار سرمایه بیان میکند: یک موضوع دیگر که نباید نادیده گرفته شود، جریان ورود و خروج نقدینگی حقیقی است. تجارب نشان داده هر زمان که سرمایهگذاران حقیقی احساس اعتماد بیشتری داشته و پولهای جدیدی وارد بازار کردهاند، رشد شاخصها تسریع شده است. در مقابل، در دورههایی که خروج سرمایه اتفاق افتاده، حتی خبرهای مثبت نیز نتوانستهاند به صورت جداگانه بازار را تقویت کنند. بنابراین اعتماد عمومی و انگیزه لازم برای سرمایهگذاری جدید، نقشی حیاتی در آینده بورس ایفا میکند.
عبدالحمیدی میافزاید: با این حال، چالش مهمی که در حال حاضر شدت یافته، محدودیتهای انرژی است. صنایع بزرگ کشور در بخشهای فولادی، سیمانی و پتروشیمی بارها با معضلات ناشی از محدودیت برق در تابستان و گاز در زمستان روبرو شدهاند. این محدودیتها نه تنها تولید را کاهش میدهد، بلکه باعث افزایش هزینهها و کاهش توان رقابتی شرکتها در بازارهای داخلی و خارجی میگردد. در نتیجه، مشکلات انرژی بهطور مستقیم بر بازدهی بورس تأثیر سوء میگذارد و باید این موضوع بهعنوان یک متغیر جدی در تحلیلها در نظر گرفته شود.
اثر بیثباتی سیاسی روی بازار سرمایه
او یادآور میشود: همچنین در بعد سیاسی و بینالمللی، ریسکهایی نظیر تحریمها و احتمال فعالسازی مکانیسم ماشه همواره سایهای سنگین بر بازار داشته است. سرمایهگذاران آگاه هستند که هر تصمیم یا رویداد بینالمللی میتواند به سرعت بر صادرات، واردات و جریان نقدینگی تأثیر بگذارد. بدین خاطر، حتی شایعات سیاسی نیز بعضا تأثیر زیادی بر جو روانی بازار میگذارند. در چنان فضایی، بیثباتی سیاسی موجب میشود که سرمایهها به سمت بازارهای امنتر حرکت کنند و بورس دچار نوسانات شدید گردد.
او تأکید میکند: افزون بر تمامی این عوامل، وضعیت نهادهای مالی و به ویژه کارگزاریها نیز موضوعی است که نباید از نظر دور داشت. کارگزاریها به عنوان ستون فقرات بازار سرمایه عمل کرده و نقش واسطه بین سرمایهگذار و بازار را ایفا میکنند. با این حال، در سالهای اخیر با چالشهای متعددی مواجه شدهاند. درآمد آنها نه تنها افزایش نیافته، بلکه به دلیل کاهش حجم معاملات، فشار مضاعفی را تجربه کردهاند. از سوی دیگر، هزینههای جاری از قبیل حقوق، فناوری، اجاره و سایر هزینههای سالانه بهطور مداوم در حال افزایش بوده و بسیاری از کارگزاریها را به ورشکستگی نزدیک کرده است. این مسئله برای کل بازار سرمایه یک زنگ خطر به شمار میآید، چراکه اگر کارگزاریها نتوانند به حیات خود ادامه دهند، زیرساخت معاملات بازار به شدت آسیب خواهد دید.
این کارشناس بازار سرمایه تأکید میکند: برای حل این مشکل، بازنگری در قوانین و مقررات ضروری است. مدل درآمدی کارگزاریها نباید به کارمزد معاملات محدود شود. در بسیاری از کشورها، کارگزاریها دامنه وسیعی از خدمات را ارائه میدهند؛ از مدیریت دارایی و صندوقهای سرمایهگذاری گرفته تا مشاوره مالی، خدمات فناورانه و طراحی ابزارهای نوین. ما نیز باید به این سمت حرکت کنیم و سازمان بورس اجازه فعالیتهای جدیدی به کارگزاریها بدهد. در غیر این صورت، فشار مالی بر این نهادها میتواند کل بازار را تحت الشعاع قرار دهد.
پیششرط اصلی شکوفایی بازار سرمایه
عبدالحمیدی میگوید: در نهایت باید به یک نکته اساسی اشاره کنم. هرچقدر هم اصلاحات اقتصادی و ساختاری در بورس انجام گیرد، این اقدامات تنها در بستر ثبات سیاسی و امنیت ملی معنا پیدا میکنند.
او میافزاید: تجربیات نشان میدهد که هر زمان فضای کشور آرامتر بوده و سایه جنگ از سر اقتصاد برداشته شده، بورس توانسته با قدرت بیشتری حرکت کند. برعکس، کوچکترین نشانهای از بیثباتی یا تنشهای امنیتی، به سرعت اعتماد سرمایهگذاران را تحت تأثیر قرار میدهد.
این کارشناس بازار سرمایه تأکید میکند: پیششرط اصلی شکوفایی بازار سرمایه در نیمه دوم سال، رفع نگرانیهای سیاسی و ایجاد اطمینان خاطر برای فعالان اقتصادی است. تنها در این حالت است که اصلاحات در حوزه انرژی، سیاستهای پولی، قوانین کارگزاریها و دیگر بخشها نتیجهبخش خواهد بود و بازار سرمایه میتواند به ایفای نقش واقعی خود در تأمین مالی کشور بپردازد.
۲۲۳۲۲۵
