تجربه اقتصادی کشور در شرایط کنونی سیاسی و تحولات دولت چهاردهم در اسفند ماه، همچنین برکناری وزیر اقتصاد کابینه مسعود پزشکیان و چالش های موجود در عرصه سیاست خارجی، تنش هایی را به وجود آورده است. اما پرسش این است که وضعیت کلی اقتصاد کشور در سال های اخیر تا چه اندازه رضایت بخش بوده است.
بر اساس گزارش ، در حالی که سهم عمده ای از منابع مالی کشور ما به درآمدهای نفتی وابسته است، کشورهای حاشیه خلیج فارس تلاش کرده اند تا با تمرکز بر توسعه اقتصادی و کاهش وابستگی به نفت، مسیرهای جدیدی را کنند. اگرچه بسیاری از کارشناسان اقتصادی، عواملی چون تحریم ها و مسائل سیاسی را دلیل اصلی عقب افتادگی مان در مقایسه با رقبا و همسایه ها می دانند، اما عواملی دیگر نظیر نظام تصمیم گیری مدیران و سیاست گذاری های کلان اقتصادی نیز به عنوان مؤلفه های تأثیرگذار در وضعیت فعلی اقتصاد کشور مطرح می شوند.
در این اوضاع بحرانی اقتصادی و کاهش حجم اقتصادی ایران در مقایسه با رقبای خود، سؤالاتی درباره علل این وضعیت و راهکارهای خروج از آن مطرح شده است. «مرتضی افقه»، استاد دانشگاه چمران اهواز در گفت وگو با به این سؤالات پاسخ گفته است:
ما زمانی الگویی برای کره جنوبی بودیم، اما اکنون آن کشور از ما پیشی گرفته است
مرتضی افقه در گفت وگو با تأکید کرد: «مسئله اصلی این است که هر کشوری که آرزوی توسعه و رشد دارد، باید ابتدا اراده و تمایل لازم را برای تحقق این هدف داشته باشد. موفقیت کشورهای همسایه و منطقه ای ما به دلیل تاکید بر رویکردهای توسعه گراست. متأسفانه در سال های اخیر، مسائل معیشت، رفاه و پیشرفت در کشور ما به اندازه کافی توجه نشده و در بسیاری از موارد در حد ایده های زیبا باقی مانده است. این وضعیت باعث شده که تمامی منابع ملی کشور به اولویت های سیاسی معطوف شود و نتیجه آن چیزی جز عقب افتادگی در برابر کشورهای همسایه و حاشیه خلیج فارس نیست، زیرا آن ها مرحله ای را پشت سر گذاشته اند که ما هنوز با آن مواجهیم. در واقع کشورها در منطقه با اندیشه های مشابه هم صدا شده اند، اما روش های آن ها برای رسیدن به رشد و رفاه از یکدیگر متفاوت است.»
او همچنین ادامه داد: «ما هرگز به پیشرفت و رفاه اهمیت ندادیم. در حوزه سیاست خارجی، نسبت به دیگر کشورهای همسایه، فضا بسیار محدودی داریم. از نظر سیاست داخلی نیز وضعیت مشابهی وجود دارد؛ بنابراین زمانی که نظام ارزشی بر بسیاری از بخش ها حکم فرما باشد، نظام مدیران نیز به همین صورت خواهد بود و شایسته سالاری جایی نخواهد داشت. در واقع این امور منجر به تخصیص بودجه ای شده که بر اساس اولویت های فکری تدوین می شود؛ به همین دلیل، ایرانی که این همه نیروی متخصص، تحصیل کرده و منابع طبیعی غنی دارد، به واسطه اولویت بندی های نادرست، در رقابت ها عقب مانده است. اگر به این مشکلات توجه می کردیم، اکنون باید جلوتر از کره جنوبی قرار می گرفتیم. در سال ۱۹۶۰ ما از این کشور بسیار پیشرفته تر بودیم و آن ها ما را به عنوان الگویی می شناختند، اما امروز جایگاه ما به طور معناداری تغییر کرده و کره از ما پیشی گرفته است.»
چگونه چین و مالزی در دو دهه به رفاه دست یافتند؟
این استاد دانشگاه در ادامه گفت: «افرادی که هنوز مشکلات اقتصادی امروز را به دوران جنگ نسبت می دهند، یا دانش کافی در حوزه اقتصاد ندارند یا خود را به فراموشی زده اند. بیشتر از دو دهه از پایان جنگ می گذرد و این دیگر نمی تواند بهانه ای برای وضعیت کنونی باشد. کشورهایی مانند چین و مالزی که ظرف دو دهه توانسته اند مردم خود را از فقر به ثروت برسانند، از چه شیوه ای استفاده کرده اند؟ بهانه جویی درباره جنگ بیشتر شبیه توجیه ناتوانی ها و ضعف های مدیریتی است. بعد از جنگ و در دوره آقای رفسنجانی، اقتصاددانان طرفدار بازار آزاد تلاش کردند در شرایط سخت برای توسعه حرکت کنند. آن ها برخی از روش ها را از کشورهایی که دارای بازارهای آزاد و مناطق آزاد بودند به کشور خود آورده و به کار بستند. اما باید در نظر داشت که این شیوه ها تنها در کشورهایی مؤثر واقع می شود که تمرکز بر توسعه و پیشرفت را در رأس اولویت های خود قرار دهند.»
او ادامه داد: «در بستری که تصمیم گیری ها بر اساس ایدئولوژی صورت می گیرد، این گونه از طرز فکر، اثر مؤثری نخواهد داشت. اگر از شما بپرسند که درآمدهای دولت ها در سال های مختلف به کجا رفته و چرا موجب توسعه کشور نشده، پاسخی روشن وجود دارد: نگاهی به ردیف های بودجه نشان می دهد که بسیاری از هزینه ها کاملاً غیرضروری هستند. همچنین بخش عمده ای از هزینه های کشور به ناکارآمدی مدیرانی که به درستی نشده اند، مربوط می شود. این مدیران ناکارآمد همواره برای دولت هزینه زا هستند، بدون اینکه واقعاً تأثیر معنی داری داشته باشند. از دید من، یافتن علل عقب افتادگی ایران در مقایسه با رقبای خود به خصوص پیچیده نیست و می توان عوامل آن را به سادگی در تاریخ کشور پیگیری کرد. با توجه به وضعیت کنونی، پیش بینی من برای سال آینده، به ویژه در ماه های ابتدایی سال ۱۴۰۴، بسیار دشوار است. بلاتکلیفی در عرصه سیاست خارجی مانع از جذب سرمایه های لازم می شود و در عین حال رقبای منطقه ای به راحتی سرمایه های خارجی را به سمت خود جلب می کنند.»
