سیروس کهورینژاد، هنرپیشه نمایش «سراب»، بر اهمیت مسئولیتپذیری در قبال تماشاگران تئاتر تاکید کرد. او بیان داشت که بعضی از رفتارها ممکن است به کاهش علاقه بازیگران برای مشارکت در پروژههای مذهبی منجر شود.
، سیروس کهورینژاد با اشاره به نمایش «سراب» اظهار کرد: “در برخی موارد، فضای محدود فکری در میان برخی از دوستان، سبب میشود تا حس خوب حضور در آثار مذهبی بر باد برود.” او به عنوان یک هنرمند همواره با احساس تعهد و جدیت به ایفای نقش میپردازد و درصدد است که خود را به روز نگه دارد تا کنشها و واکنشها به صورت فعال و زنده باشند. همچنین، او بر لزوم مطالعه و پژوهش برای هنرمندان تاکید کرد تا بتوانند پیشنهاداتی جهت بهبود و پویایی هنر ارائه دهند. او در گفتوگویی با آقای طاهری، کارگردان این اثر، درباره تجارب گذشته خود که از آنها خاطره خوشی ندارد، صحبت کرده و پس از آن، پیشنهاد بازی در «سراب» را از ایشان دریافت کرده است. کهورینژاد در ابتدا ابراز تمایل نکرد، اما وقتی کارگردان علتش را پرسید، به او گفت که دیدگاههای برخی از افراد نسبت به مسایل دینی همخوانی چندانی با زمانه فعلی ندارد.
او ادامه داد: “متون مذهبی در سراسر جهان از ما میخواهد که به تفکر بپردازیم. آزادگی و اندیشه به هم مرتبط هستند و هرگز از یکدیگر جدا نمیشوند.” تئاتر به مثابه یک هنر، به روشنگری باور دارد و وقتی که یک هنرمند در پروژهای مذهبی وارد میشود، باید عقاید خود را با آن همافزا کند. نویسنده و کارگردان وظایف خود را انجام میدهند و آنچه باقی میماند و در اختیار تماشاگر قرار میگیرد، یک موجود زنده و پر از کنش و واکنشهای ناشی از برنامهریزیهای دقیق است. برای هر لحظه از اجرا باید تفکر و نقد انجام شود تا پویایی مورد نیاز در یک اثر نمایشی برقرار گردد. در چنین حالتی، بازیگر و تماشاگر با یکدیگر پیوندی عمیق برقرار میکنند و پس از ترک سالن، مخاطب دچار نوعی تغییر شده و این امر به سادگی محقق نمیشود.
کهورینژاد درباره ویژگیهای خاص نمایش «سراب» گفت: “در این نمایش بیش از ۶۰ جلسه تمرین داشتیم و در حداقل ۱۰ جلسه شاهد بحثهای جدی برای ارتقای پویایی اثر بودیم.” او پس از مطالعه نمایشنامه و صحبت با سیدجواد طاهری، کارگردان، و حسین فدایی حسین، نویسنده متن، به این نتیجه رسید که میتواند به عنوان یک هنرمند مولف در این اثر ایفای نقش کند و تأثیر مطلوبی بر روی ذهن و ایدئولوژی مخاطبان بگذارد. او به این مسئله اشاره کرد که تماشاگران تصمیم میگیرند ۸۰ دقیقه از زمان ارزشمند خود را به تماشای «سراب» اختصاص دهند و او نسبت به این مساله احساس مسئولیت زیادی دارد. روند حضور او در این کار، انرژی بسیاری از او گرفت و همزمان به ایفای نقش در دو اثر دیگر نیز مشغول بود.
او یادآور شد: “متاسفانه برای بسیاری از ما، زمان مطالعه و توجه به هنر به ندرت پیش میآید. برای من، حضور در این پروژه با چالشهای زیادی همراه بود؛ واقعهای که به طور طبیعی جزو هنر بازیگری است و در بسیاری از موارد، یک بازیگر باید با خودش در نبرد باشد تا بتواند روی صحنه حاضر شود.”
کهورینژاد خاطرنشان کرد: “میتوان بخشهایی از نمایش «سراب» را ویژه و قابل توجه دانست، مانند لحظاتی که تمام اعضای گروه به هماهنگی عالی دست مییابند.” او به چالشهای متعدد در مسیر این پروژه اشاره کرد که مانع از تحقق ۱۰۰ درصدی خواستههای گروه شد. وجود اندیشههای متنوع و زمان محدود برای آمادهسازی اجرا، باعث شد که نتایج همانی نشود که لازم بود. با این حال، «سراب» با ویژگیهای قابل توجهی نسبت به دیگر آثار مذهبی عرض اندام میکند و نوع رویارویی با یک شخصیت مذهبی در این اثر، به مراتب منحصر به فردتر است و نیاز به جسارت زیادی دارد. او بیان کرد که باید به آثار مذهبی چنین دیدگاه متفاوتی داشت و «سراب» میتواند شروعی باشد برای دستیابی به این نگرش. در حالی که بسیاری از آثار مذهبی بیشتر به نمایشواره شبیه هستند، مخاطب در «سراب» یک تئاتر مذهبی جدی را تجربه میکند.
این هنرمند در پایان اظهار داشت: زمانی که تصمیم داریم نمایشی را در تالار وحدت به صحنه بیاوریم، بر عهدهمان مسئولیت استفاده از امکانات بیشمار این مجموعه است و باید تفکری برجسته را از طریق نمایش به تماشاگران ارائه کنیم. ما بسیاری از آرزوهای خود را کنار گذاشتیم تا بتوانیم روی صحنه تئاتر حاضر شویم، در حالی که امروز بسیاری از هنرمندان با تجربه در حال سکونت خانگی هستند و به این دلیل برای مرکز هنرهای نمایشی، تئاتر و سینمای ایران متاسفم؛ چراکه این افراد گنجینههای فرهنگی کشور ما هستند و به سادگی نادیده گرفته شدهاند. علاقهمندم که این هنرمندان دوباره به فعالیتهای هنری دعوت شوند.
