جهانگیر الماسی، یکی از پیشگامان سینما پس از انقلاب، در اظهار نظری بیان کرد: “من از نخستین افرادی بودم که در عرصه سینمای پس از انقلاب فعالیت کردم و ابتدایی ترین فیلم هایی که توانسته اند جوایز جهانی را از آن خود کنند، آثار من بوده اند. اما متأسفانه در میان مجموعه ای از عکس ها، تصاویری از کسانی که هیچ نقشی در سینمای پس از انقلاب نداشته اند وجود دارد، در حالی که تصویر من که صاحب جوایز متعدد هستم، غایب است. در این میان، عکس کسانی به چشم می خورد که وجودشان تعجب برانگیز است.”
وی ادامه داد: “شرایط در زمان بزرگداشت صدمین سال سینما نیز به همین شکل است. به نظرم یک نیروی پنهان وجود دارد که در حال حذف من است. آیا من مرتکب چه خطایی شده ام؟ در حالی که مردم در خیابان ها نسبت به ما ابراز محبت می کنند، اما این وضعیت باعث می شود که این قدرت مردم نیز تحت تأثیر قرار گیرد.”
این چهره باتجربه سینما و تلویزیون افزود: “سال هاست که برای بزرگداشت حقیقی خودم در حال مبارزه هستم. من نه عضوی از گروهی هستم و نه به مدرسه خاصی تعلق دارم، تنها به این سرزمین و مردمش عشق می ورزم و هیچ ارتباطی با این دسته ها ندارم. آیا اکبر عبدی و داریوش ارجمند متعلق به شما هستند؟ چرا این گونه با من برخورد می شود؟ در این جشنواره من ۱۲ مرتبه به عنوان داور حضور داشتم. به نظر می رسد یک مافیای پنهانی وجود دارد که من نمی شناسم.”
الماسی به بازیگرانی که به گفته خود، آنها را بزرگ کرده اند اشاره کرد و تأکید کرد: “چه کسی این افراد را می کند؟ کسانی که درباره حضور و عدم حضور در سینما تصمیم می گیرند، چه کسانی هستند؟ چرا باید ایجاد مزاحمت کنند؟”
وی در پاسخ به این سوال که چرا فیلمی نمی سازد، گفت: “فیلم من به دلیل توقیف از سوی دوستان در حاشیه مانده است. من در این فیلم، که موضوعش دفاع مقدس است، هیچ شعاری نگفته ام و به همین خاطر توقیف شده است.”
الماسی در ادامه به این پرسش پاسخ داد که آیا قرار است به زودی فیلمی بسازد یا خیر؟ و گفت: “من دوست دارم فیلم بسازم، اما اگر شرایط و امکاناتی مشابه به دیگران برای من فراهم شود. من در این چهل سال مورد آزار و اذیت قرار گرفته ام. با اینکه هر مسئولیتی که به من واگذار شده است را با عشق و جدیت انجام داده ام. نمی توانید فیلمی پیدا کنید که در آن ضعف نشان دهم، اما در پاسخ به مشکلاتی که با آن مواجه بوده ام، هیچ پاسخی جز ناجوانمردی دریافت نکرده ام.”
او افزود: “من صبح تا شب در لوکیشن ها کار کرده ام و بعد از آن متوجه شدم که فیلمنامه ام به فرد دیگری واگذار شده و ساخته شده است.”
الماسی همچنین در خصوص آثار کمدی اخیر سینما اظهار داشت: “در این مدت آثار کمدی چندانی ندیده ام که مورد پسندم باشد؛ زیرا این کارها به نظر می رسد سطحی و بچگانه هستند. به نظرم این آثار نتیجه نوعی نبرد پنهانی میان تفکرات لیبرالیستی و مارکسیستی چپ است. در این میان، همین جداسازی ها و حذف ها رخ می دهد و از نیروی بالاتر خواهش می کنم که افرادی از این دست را از سیستم حذف نمایند تا در همه زمینه ها موفق شویم، چرا که این افراد ۴۰ سال است در سیستم هستند و همه چیز را به نفع خود تعبیر می کنند.”
وی ادامه داد: “فقط با حضور افراد در مراسم افتتاحیه و اختتامیه می توان فهمید که چه جریانی حاکم است.”
در پاسخ به اینکه بیشترین ضعف در کارهای امسال را در چه زمینه ای می بیند؟ آیا فیلمنامه است؟ او گفت: “در دنیا ثابت شده که مشکل از فیلمنامه نیست، بلکه ناشی از ایده و کارگردانی است. زمان بازیگری به سر آمده و معنی ندارد. آیا مسئولان، هیأت دولت و وزرا از اندازه دانشگاه تهران که این قدر بزرگ است آگاه نیستند؟ دانشگاه تهران و ۱۰ دانشگاه دیگر رشته بازیگری را تا مقطع فوق لیسانس درس می دهند. بعضی از فارغ التحصیلان بازیگری به محض ورود به سینما، با استفاده از ارتباطات ورزشی و شخصی، به سینما آورده می شوند و جوایز و دستمزدهای کلانی دریافت می کنند. این وضعیت چیزی به نام کمدی نیست، بلک ه لوده بازی است.”
الماسی در ادامه تصریح کرد: “کمدی یعنی چارلی چاپلین. کمدی باید در سطحی به مانند جری لوئیس و نرمن ویزدوم ساخته شود. کمدی های ما پرهام صدر و وحدت و کمدی های گفتاری و نقض اصفهانی است. مشکل این است که برخی از تصمیم گیرندگان ما شناختی از اصل کمدی ندارند. من صادقانه دعا می کنم که تلویزیون و سینمای ما دوره ای کامل از سینمای کلاسیک آمریکا را برای جوانان ارائه دهد تا ببینند سینما تا چه اندازه می تواند در خدمت جامعه باشد. ما سینمای شعاری نمی خواهیم؛ دیگر کشورها هم سینماهای سطح بالایی داشته اند، از جمله شوروی سابق و حتی کره شمالی و کره جنوبی.”
او افزود: “به طور مثال، فیلم “جدال در نیمروز” هم اکنون یک نوع تفکر سرمایه داری لیبرال را ترویج می کند، در حالی که ما درباره جامعه خود ابهام داریم و تعیین نکرده ایم که آیا اقتصاد ما سرمایه داری است یا دولتی. باید به روشنی ساختار اقتصادی را مشخص کنیم.”
الماسی در جواب اینکه اگر روزی بخواهد فیلمی بسازد، از بین بازیگران فعلی چه کسانی را می کند، گفت: “من سیاستمداران را برای این کار می کنم، زیرا آنها بازیگرانی قهار و دروغگو هستند. اما از بازیگران به معنای کلاسیک آن، هم افراد خوش استعداد و با دانش تئاتر داریم؛ مانند اکبر زنجان پور، رضا بابک، سعید پورصمیمی و نوید محمدزاده.”
او در ادامه بیان کرد: “امین حیایی، شهاب حسینی و جواد عزتی هم افرادی هستند که در عرصه به دیده نمی آیند. اما نوید محمدزاده بازیگری است که واقعاً شخصیت دیگری را خلق می کند. با این حال، ۷۰ درصد از بازیگران اگر دقت کنید در تمام فیلم ها یک شکل هستند. این وضعیت بازیگری نیست و انگار خود را به سینما تحمیل می کنند.”
الماسی تأکید کرد: “بازیگر واقعی کسی است که با پرورش روح و شخصیتش به توانمندی لازم دست یابد و در فیلم ها به شخصیت دیگری تبدیل شود. ۹۰ درصد از افرادی که اکنون در سینما هستند، بیشتر به ظواهر و زیبایی های ظاهری خود اهمیت می دهند.”
او در انتها گفت: “من هدف حضور این افراد را در کشور خود نمی فهمم؛ اگر در آمریکا یا اروپا بود، ممکن بود توضیحی برایش پیدا کنم. هنگامی که مفهوم واقعی بازیگری در درون فرد شکوفا شود، آموزش هایی مانند آنچه که استانیسلاوسکی مطرح می کند، شامل باور به توانایی، در کنار تغییر عادات، است. این موضوع به وضوح در آثار کروساوا قابل مشاهده است. او تأکید کرد که حسی که دیگر بازیگران در ۴۰ ثانیه به مخاطب منتقل می کنند، توشیرو میفونه (بازیگر ژاپنی) در ۵ ثانیه منتقل می سازد. این نکته بسیار قابل توجه است. حتی مارلون براندو نیز اشاره کرده است که هیچ کاری احمقانه تر از بازیگری وجود ندارد.”
