“`html
هرچند در برخی آثار سینمایی تلاشهای فراوانی صورت میگیرد تا واقعیت به دقت نمایش داده شود، اما در میان فیلمسازان عادی است که گاهی با حقایق بازی میکنند. آثار فانتزی و علمی تخیلی به وضوح نمایانگر فاصلهای هستند که در آنها از واقعیت دور میشوند. برخی دیگر نیز به نحوی هوشمندانه حقایق فرضی را ارائه میدهند که در آزمون تحقیق و کاوش، درستیشان زیر سوال میرود.
معضل این آثار این است که ممکن است به درستی ساخته شده باشند و مرز بین واقعیت و تخیل را به خوبی محو کرده باشند، بهطوریکه فرضیههای نادرستشان به عنوان حقایق علمی در نظر گرفته شود. شاید همه ما برای بارها، بدون آگاهی از حقیقت، قربانی این فرضیات غلط شده باشیم. بنابراین اگر تمایل دارید با برخی از شگفتانگیزترین دروغهایی که سینما به ما ارائه داده آشنا شوید، در اینجا به فهرستی از عجیبترین آنها اشاره میکنیم.
۱- پارک ژوراسیک (تی رکس تنها میتواند حرکات را ببیند)
در سال ۱۹۹۳، فیلم پارک ژوراسیک به یکی از آثار شاخص تاریخ سینما تبدیل شد. این فیلم نه تنها تحولی در تولید تصاویر بصری به وجود آورد بلکه شهرت استیون اسپیلبرگ را در دنیای سینما دوچندان کرد. این فیلم همچنین به افزایش علاقه جهانی به دایناسورها در بین طیفهای مختلف اجتماعی، از کودکان تا بزرگسالان، کمک کرد. در میان این دایناسورها، تیرانوسوروس رکس به عنوان چهرهای برجسته و شرور، همزمان مرموز و جذاب بود.
به یاد داریم صحنهای را که سم نیل به عنوان شخصیت اصلی تلاش میکند تا بچهها را ساکت نگه دارد و میگوید که قدرت بینایی تی رکس بر اساس حرکت است؛ اگر بیحرکت بمانید، شما را نمیبیند. این واقعیت جذاب ما را مجذوب کرد و تنشی خاص به صحنه بخشید.
با این حال، این واقعیت مجازی با رد واقعی از سوی کارشناسان دایناسورشناسی دارای اشکالاتی بود. به عبارت دیگر، بر اساس یک مطالعه در سال ۲۰۰۶، تی رکس نه تنها میتوانست شما را ببیند، بلکه قدرت بیناییاش بیشتر از ۱۰ برابر بهتر از ما انسانها بود.
۲- نامحدود (ما تنها از بخش کوچکی از مغزمان استفاده میکنیم)
نامحدود یک فیلم علمی-تخیلی از بردلی کوپر است که رویایهای درونی ما را کاوش میکند. داستان فیلم حول قرصی شگفتانگیز میچرخد که میتواند تمام پتانسیل مغز ما را آزاد کرده و به نوعی هوش فوق بشری را به کاربر بدهد. یک از اصول کلیدی این فیلم بر این دروغ بنا شده که انسانها تنها ۱۰ درصد از مغز خود را به کار میبرند و ادعا میکند که با استفاده از ۹۰ تا ۱۰۰ درصد این عضو، دستاوردهای فکری شگرفی حاصل میشود.
در حالی که نبوغهای بینظیر وجود دارند، اما علت ارادتی که به این افراد داریم، دلیل این است که اکثر ما قادر به انجام کارهای فوقالعاده نیستیم. اما، علم عصبشناسی در چند دهه اخیر پیشرفت کرده و اکنون ما دیدگاه بهتری در مورد قابلیتهای بینظیر مغز انسان داریم.
تحقیقات عصبی نشان میدهند که مغز انسان واقعاً ظرفیت تقریباً نامحدودی برای رشد و یادگیری دارد. به هر حال، افسانهای که ما تنها از ۱۰ درصد مغزمان استفاده میکنیم، حقیقت ندارد. در واقع، ما از بیشتر ظرفیت مغز خود بهره میبریم و بسیاری از این کارها بهطور خودکار انجام میشوند.
۳- مظنونین همیشگی (یک سیگار میتواند بنزین را مشتعل کند)
مظنونین همیشگی به عنوان یکی از آثار برجسته سینما شناخته میشود که ستارگانی چون کوین اسپیسی و بنیسیو دل تورو را به آسمان رساند. فیلم با پایانی فراموشنشدنی و در صحنهای به یاد ماندنی، قیصر سوزی مقداری بنزین را در دور و اطراف یک قایق میریزد و سیگاری روشن میکند که ناگهان آتش سوزی را به راه میاندازد.
در حالی که بنزین بسیار قابل احتراق است، اما یک سیگار به سختی قادر به تولید دمای لازم برای اشتعال آن است، اگرچه یک فندک به خوبی میتواند این کار را انجام دهد. از زمان انتشار این فیلم نیز مشخص شده است که سیگارهای امروزی به حد کافی قابل اشتعال نیستند تا مانع از بروز آتشسوزیهای غیرقابل کنترل شوند.
۴- آناکوندا (همه چیز در مورد این خزنده)
آناکوندا فیلمی بود که در آن جنیفر لوپز نقش یک فیلمساز مستند را ایفا میکرد که به آمازون سفر کرده بود تا با قبیلهای ملاقات کند. در مسیر با مردی روبرو میشوند که ظاهراً به کمک نیاز دارد، اما در واقع برنامهای مخرب در سر دارد. او یک شکارچی مار است و آناکوندا، مار بزرگ داستان، به دنبالش است. موجودی که با ابعاد وحشتناک خود و پرخاشگری غیرطبیعیاش، همه را میترساند.
در یکی از صحنههای ناباورکننده، آناکوندا غذایش را قی میکند تا دوباره شکار کند که این کاملاً غلط و غیرواقعی است. در واقع، هرچند گزارشهایی مبنی بر طول آناکونداها به بیش از ۱۰ متر موجود است، اما اندازه اکثریت آنها تقریباً ۶ متر است. همچنین، آنها به اندازهای که در این فیلم نشان داده میشوند، سریع یا تهاجمی نیستند.
این مارها به ندرت از مسیر طبیعی خود منحرف میشوند تا انسانها را شکار کنند و معمولاً پس از خوردن یک وعده غذایی بزرگ، به دنبال مکانهای آرام و بدون مزاحمت برای هضم آن میگردند.
۵- خاستگاه ایکس من: ولورین (میتوانیم از کنار انفجارهای بزرگ بدون آسیب عبور کنیم)
همه ما تصاویر شگفتانگیزی مثل صحنهای از خاستگاه ایکس من: ولورین را دیدهایم که قهرمان آرام و بیخیال از انفجاری بزرگ پشت سرش دور میشود. این صحنههای اکشن در سینما جلوههای بصری جذابی ارائه میدهند، اما در واقعیت چنین چیزی غیرممکن است.
انبساط ناگهانی گازها ناشی از انفجار میتواند موجی از فشار به وجود آورد که برای کسانی که در نزدیکی انفجار قرار دارند، خطرناک باشد. توانایی حرکت به دور انفجاری بدون آسیب دیدن، نیازمند قدرتهای ابرانسانی و قابلیت عدم تاب آوری در برابر قوانین فیزیک است.
تصاویر دلخراش ناشی از انفجار بیروت در سال ۲۰۲۰، نماد بارز ویرانی است که یک انفجار میتواند برای نیروی انسانی و اماکن کیلومترها دورتر به ارمغان آورد، به ویژه برای کسی که در نزدیکی آن در حال حرکت باشد.
۶- بچه جایگزین (باید تا اعلام مفقود شدن فرد ۲۴ ساعت صبر کنید)
نسخه سال ۲۰۰۸ آنجلینا جولی از بچه جایگزین داستان دردناک و مبهم مادر در تلاش برای یافتن پسرش را روایت میکند. در این فیلم به او گفته میشود که سیاست پلیس لس آنجلس بر این اساس است که باید حتماً حداقل ۲۴ ساعت بگذرد تا گزارشی از فرد گمشده ثبت شود. این یک ایده غلط است که در بسیاری از فیلمها و برنامهها به تصویر کشیده میشود و گاهی این زمان را به ۴۸ ساعت نیز افزایش میدهند.
واقعیت این است که هیچ زمانی برای گم شدن یک فرد قبل از گزارش ناپدید شدن او وجود ندارد. این افسانه متأسفانه باعث میشود که برخی از ادارات پلیس در آمریکا و دیگر مکانها به صورت رسمی و اعلامیههایی مردم را از این واقعیت مطلع کنند. شرایط گم شدن افراد مشخص میکند که چگونه باید با آن برخورد شود و گزارش آن باید به سرعت ثبت شود؛ زیرا در واقع مطالعات و آمارها نشان میدهند که هر چه زودتر اعلام شود، شانس پیداشدن افزایش مییابد.
۷- بریکینگ بد (پلیسها در صورت درخواست طرف مقابل باید بگویند که پلیس هستند)
این یک فیلم نبود بلکه یک سریال ماندگار به نام بریکینگ بد، نمونه شگفتانگیزی از این افسانه را به نمایش گذاشت. این داستان درباره معلم شیمی است که به دلیل تشخیص سرطان، به قاچاقچی مواد مخدر تبدیل میشود. او تا جایی پیش میرود که گروهی از فروشندگان خاص خود را به کار میگیرد، یکی از آنها با نام باجر معروف است که با یک پلیس مخفی روبرو میشود.
این پلیس بر اساس این تصور غلط رایج رفتار میکند که اگر از پلیس سوال شود که آیا پلیس هستند یا خیر، باید حقیقت را بگویند. با فریب دادن باجر به این روش، این پلیس نادرستی این افسانه را ثابت میکند.
این تصور عمومی ممکن است ناشی از اصل قانونی به دام افتادن باشد، اما این امر به این معنا نیست که یک افسر پلیس باید در صورت درخواست طرف مقابل، واقعیت را بگوید.
۸- شکافته (کلروفورم میتواند در عرض چند ثانیه فرد را بیهوش کند)
شکافته بخشی از سهگانه ام نایت شیامالان بود که یک فرد آشفته با بازی جیمز مک آووی را به تصویر میکشید. او در حالت یکی از هویتهای دیوانهاش، تمایل داشت دختران نوجوان را ربوده و برای بیهوش کردن آنها از کلروفورم استفاده کند.
این یک ترفند رایج در فیلمها بود که بهویژه برای شخصیتهای منفی به کار میرفت. با این حال، در واقع، کلروفورم تنها در دوز بسیار بالا میتواند باعث بیهوشی شود و این عمل معمولاً بین دو تا پنج دقیقه طول میکشد.
۹- روز بعد از فردا (سرعت تغییرات آب و هوایی، زمین را نابود خواهد کرد)
فیلم روز بعد از فردا تلاش کرد تصاویری هولناک از پیامدهای تغییرات آب و هوایی ترسیم کند. با این حال، این فیلم به شدت مورد انتقاد کارشناسان اقلیمشناسی قرار گرفت و آنها بر این باور بودند که این طرحها بیشتر به اعتبار کار آنها آسیب میزند تا به هدفشان کمک کند.
در این فیلم، فروپاشی ناگهانی گردش اقیانوسی باعث فجایع غیرقابل تصور میشود که زمین را تنها در عرض چند روز به خاک مینشاند. این در حالیست که در واقع، چنین رویدادهایی با آن سرعت به وقوع نخواهند پیوست و تأثیرات منفی تغییرات آب و هوایی در واقع طی زمان طولانی بروز میکند.
۱۰- قدیسان بوندوک (صدا خفه کنها میتوانند صدای شلیک را کاملاً از بین ببرند)
فیلمهایی مانند قدیسان بوندوک معمولاً این افسانه را تداوم میبخشند که کاربرد صدا خفه کنها به طور کلی صدای شلیک را نابود میکند. در این فیلم صحنههایی به یاد ماندنی از دو برادر، با بازی پاتریک فلانری و نورمن ریدوس، در حال نبرد با اوباش به نمایش گذاشته میشود.
کارشناسان بهجای واژه «صدا خفه کن»، عبارت «سرکوبگر» را پیشنهاد میدهند؛ زیرا این دستگاهها بیشتر بر روی کاهش صدا اثر میگذارند تا حذف کامل آن. صداهایی که از شلیک گلوله با صدا خفه کن به وجود میآیند، بهنحو قابل توجهای آرامتر از صدای معمولی خود باقی میمانند و همچنان در نزدیکی شنیده میشوند.
۱۱- پرواز بر فراز آشیانه فاخته (هنوز هم در آسایشگاههای روانی از جلیقههای مخصوص استفاده میشود)
با وجود پیشرفت در درک اجتماعی از بیماریهای روانی، افسانهها و کلیشههای مرتبط با آن همچنان پابرجا ماندهاند. فیلم پرواز بر فراز آشیانه فاخته با بازی جک نیکلسون، روایتگر داستان زندانیای است که به دلیل تمایل برای فرار از بند، به مرکز روانی منتقل میشود.
علیرغم حیرت وی از سیاستهای سختگیرانهای که در مرکز روانپزشکی اعمال میشود، فیلم در ذهن بینندگان تصویری از استفاده از جلیقههای روانی ترسیم میکند. در واقع، این وسیله از مدتها پیش حذف شده و استفاده از آن در مراکز روانپزشکی در ایالات متحده متوقف شده است. روشهای مدرن جایگزین، مانند بستن دست و پا به تخت، با مواد نرم انجام میشود.
۱۲- شوالیه تاریکی (بعد از دستگیری تنها یک تماس میتوانید بگیرید)
سهگانه بتمن به کارگردانی کریستوفر نولان، به دلایل زیادی محبوبیت خاصی در میان هواداران پیدا کرده است. در شوالیه تاریکی، جوکر، با بازی هیث لجر، دستگیر میشود و به بهانه قانون، درخواست یک تماس تلفنی میکند. این مفهوم که زندانی تنها مجاز به برقراری یک تماس تلفنی است، پیچیدگیهای بیشتری دارد.
واقعیت این است که حق برقراری تماس تلفنی در ایالتهای مختلف آمریکا متفاوت است و برخی از آنها به بازداشتشدگان اجازه میدهند که بیش از یک تماس برقرار کنند. برای نمونه، در کالیفرنیا، معمولاً اجازه داده میشود که حداقل سه تماس تلفنی برقرار شود.
۱۳- آروارهها (جثه و رفتارهای کوسه سفید غول پیکر)
آروارهها به عنوان فیلمی سرگرمکننده و مشهور ساخته شده، اما با موفقیتهای تمامنشدنیاش، افسانههایی مخرب در مورد کوسهها را در اذهان مخاطبان شکل داده است. در این فیلم، کوسهای وحشتناک به ساحلی در نیوانگلند حملهور میشود که نتیجهاش وحشت و رعب عمومی است.
مشخص است که موجود به تصویر کشیدهشده در فیلم، شباهت بالایی به یک کوسه سفید دارد، اما اندازهاش به شدت اغراقآمیز است. این کوسهها اگرچه بزرگ هستند، اما به این اندازه عظیم شکل نمیگیرند و معمولاً به انسانها حمله نمیکنند.
۱۴- جنگ ستارگان: قسمت IV – امید جدید (صدا در فضا)
فرانچایز جنگ ستارگان یکی از محبوبترین آثار علمی تخیلی بوده که تأثیرات عمیق بر فرهنگ عامه گذاشته است. اما این فیلمها به نوعی این دروغ را تداوم میبخشند که صدا میتواند در فضا شنیده شود.
در طول نبردهای فضایی در جنگ ستارگان، صداها و افکتهای صوتی همواره در حال پخش هستند. با اینکه این کار روی داستان تأثیر دارد، از نظر فنی نادرست است. صدا تنها در جایی شنیده میشود که ذراتی برای انتقال ارتعاشات وجود داشته باشد.
۱۵- مارها در هواپیما (میتوانید زهر مار را با مکیدن از بدن خارج کنید)
فیلم مارها در هواپیما داستانی طنزآلود درباره موجوداتی ترسناک بود. در یکی از صحنهها، پس از اینکه یکی از افراد گزیده میشود، شخصیت دیگری زهر را میمکد تا او را نجات دهد. این یکی دیگر از افسانههای رایج و غیرواقعی است که در سینما مطرح میشود.
در حالی که این عمل تئوریکاً ممکن است، اما موفقیت در انجام این کار به همراه خطراتش میتواند بسیار مشکل باشد. اولاً، زهر به سرعت در بدن فرد حرکت میکند و مکیدن آن تقریباً غیرممکن است. ثانیاً، میکروبهای موجود در دهان میتوانند خطر عفونت را افزایش دهند و اوضاع را بدتر کنند.
“`
