محمدرضا جلاییپور در روزنامه اعتماد نوشت:
با این وجود، بررسی و تحلیل این جنبش اثرگذار هنوز به اندازه کافی از سوی جامعهشناسان و بسیاری از تحلیلگران، ناظران و رسانهها در داخل و خارج از کشور مورد توجه قرار نگرفته است.
در اینجا به چند عامل اشاره میکنم که شاید بتوانند توضیحدهندهی این بیتوجهی باشند:
۱- خطای برداشت از ابعاد جنبش- بسیاری از ناظران ابعاد این جنبش را نادیده میگیرند. نتایج چند نظرسنجی معتبر حاکی از آن است که بین ۴۸ تا ۶۰ درصد از ایرانیان حداقل یکبار در این تجمعهای شبانه برای حفاظت از ایران شرکت کردهاند. همچنین، بین ۱۰ تا ۲۵ درصد از مردم نیز اعلام کردهاند که بهطور مداوم در این تجمعها فعال بودهاند. مشاهدات میدانی گواهی بر وجود جمعیت قابل توجهی در این تجمعها در سراسر کشور میدهد. در تاریخ ایران و بسیاری از کشورهای جهان، سابقه نداشته است که برای 70 شب متوالی در صدها شهر و دهها میدان پایتخت تجمعاتی حول محور پرچم و دفاع از کشور شکل بگیرد.
۲- خطای برداشت از یکدستی جمعیت حاضر- طبق نظرسنجیهای معتبر، شرکتکنندگان در این اجتماعات شبانه به یک گروه خاص تعلق ندارند و با اینکه اکثریت آنها مذهبیتر و بیشتر حامی نظام به شمار میآیند، از جنبههای مختلف تنوع دارند. به عنوان مثال، در یک نظرسنجی معتبر ۳۰ درصد از افرادی که در انتخابات ۱۴۰۳ شرکت کردهاند رای ندادهاند. این افراد به سه دسته بزرگِ حامی تصعید نظامی، متمایل به مذاکره و توافق و حامی ترکیب دیپلماسی و مقاومت نظامی تقسیم میشوند. در خیابانها نیز اکثریت ناراضیان اقتصادی حضور دارند و تنوع سیاسی و مذهبی در میان آنها دیده میشود.
۳- خطای تصور رانتی درباره شرکتکنندگان – تجربه کسانی که در تجمعهای متنوع شرکت کردهاند نشان میدهد که اکثریت قاطع شرکتکنندگان از اقشار محروم و نیازمند هستند. دیشب، به عینه در میدان انقلاب مشاهده کردم که ردیفبندی فشرده موتورسیکلتهای پارکشده در بین شرکتکنندگان، دو کیلومتر طولانی شده بود. در سایر میادین نیز اکثریت حاضران خودرو ندارند و از اقشاری هستند که با توجه به این که نصف ایرانیان به زیر خط فقر رفتهاند، عملاً همه قربانی فقر به شمار میآیند. حتی اگر افراد با رانت نیز در این تجمعها حضور بیابند، معمولاً در میان جمعیت عادی دیده نمیشوند و در نقاط خاص و غیرمنظم حاضر خواهند بود. توجیه اینکه چنین جمعیتی که با وجود فشارهای اقتصادی به خاطر تعلقات ملی و مذهبی و با تعهدی مثالزدنی در هر شرایطی در جنبش حفاظت از ایران شرکت کردهاند رانتی باشند، نادرست و ناشی از عدم تجربه نزدیک این تجمعات است.
۴- خطای تصور «ساندیسی» بودن مشارکتکنندگان- برخی ناظران به اشتباه بر این باورند که شرکتکنندگان صرفاً تابع دستورات حاکمیتی و فراخوانهای صداوسیما هستند. در واقع، مشاهدات عینی نشان میدهد که در میان بسیاری از شرکتکنندگان، حس قوی «عاملیت» و «اجتماعی شدن» و «نقشآفرینی مهم در حفاظت از ایران» وجود دارد و آنها به شدت در برابر تبدیل شدن به ابژه مقاومت میکنند. واقعاً آغاز تجمعها از پایین و عمدتاً با هدفگذاری اعضای اصلی شبکههای محلی، مساجد، هیئات و موکبها شکل گرفته است و هنوز هم عمده سازماندهی و خدمات مربوط به رایگیری توسط همین ساختارها انجام میشود.
۵- خطای تصور تریبونداری شبکه پایداری- از مجموع ۵۶ تجمع شبانه مداوم در میادین تهران، فقط در دو مورد تریبون در دست افراد نزدیک به پایداری بوده است. در سایر میادین، تریبون در اختیار افرادی بوده که به قالیباف نزدیک هستند یا آنهایی که تلاش میکنند در حین دفاع از نظام و ایران از دخالت در منازعات سیاسی اجتناب کنند. در بعضی از تجمعها اصلاً مداحی وجود ندارد. در بسیاری از میادین، بعد از پایان برنامه، جمعیت از طریق زنجیرههای انسانی و گردانندگان پرچمهای متعدد اقدام به تجلی حضور خود میکنند. واقعیت این است که نیروهای میانه و گروههای مختلف هنری و مرجع اگر در زمینه سازماندهی و حضور فعالتر شوند، میتوانند تأثیر بیشتری نسبت به شبکه پایداری داشته باشند.
۶- خطای تصور یکدستی مناسکی- بعضی ناظران به دلیل عدم مشاهده تنوع و تغییرات در مناسک تجمعات، چارچوب یکدستی را به آنها میدهند. در بسیاری از میادین، به وضوح فرآیند «ملیسازی» و تنوع در مناسک خیابانی به رهبری اکثریت زنان در حال شکلگیری و توسعه است. هرگز در تاریخ معاصر ایران، چنین توجهی به «پرچم ایران» وجود نداشته و به همین اندازه هیچگاه این حجم از پرچمها توسط افراد ایرانی به اهتزاز درنیامده است. همچنین هیچکدام از تجمعات پیشین این مقدار سرود حماسی و نوای ملی را در میادین کشور نداشتهاند. بسیاری از تریبونداران و حاضران در حال تمرین برای پذیرش تنوع و ملیتر کردن زبان و شکل برنامههای خود هستند. اینکه این عده به همراه خانوادههای خود به صورت مداوم در این تجمعها شرکت میکنند، نشان از جذابیت تجربه همبستگی و دگرگونی فرمی جدید مناسکی دارد. همچنین تنوع در مناسک روز به روز در حال افزایش است. به عنوان نمونه، در میادین مختلف موسیقی زنده و نقالیهای داستانی بیشتری اجرا میشود و در مکانهایی چون پارک هنرمندان و باغ فردوس و برخی میادین دیگر، تجمعهایی با محوریت ادبیات و هنر شکل میگیرد. مداحان نیز در نوحهها و سرودهای ملی به تدریج از ابزارهای موسیقایی مختلف بهره میبرند و در جاهایی مانند میدان انقلاب، همخوانی مکرر حاضران با نوحهها و ترانهها لحن کنسرتهای بزرگ خیابانی را به خود میگیرد و شاهد نوعی پوستاندازی فرمی و ارتقای کیفی در انتخاب متنها و ملودیها هستیم.
۷- استعمارزدگی ذهنی- بسیاری از رسانهها و ناظران جهانی و حتی برخی از روشنفکران و فعالان علوم اجتماعی در کشور، بهطور ناخودآگاه نگاهی تحقیرآمیز به اکثریت حاضر در این تجمعات دارند، احتمالاً به دلیل ۱- مذهبی بودن، ۲- فقیر بودن و ۳- حامی نظام بودن آنها. به نظر میرسد به خاطر این ویژگیها، عاملیت آنها به چشم نیامده و از نظر تحلیلی و خبری ذیقیمت نیست. اگر یکدهم از این جمعیت، نه در تمام شهرها و نه برای هفتاد شب مداوم، بلکه فقط در چند شهر و چند شب دیگر جمع میشدند و مذهبی نبودند یا از فرادستان اقتصادی بودند یا خواهان حمله به ایران بودند، قطعاً در رسانههای جهانی به شدت پوشش پیدا میکردند و موضوع تحلیلهای اجتماعی مختلفی میشدند. اکثریت زنانی که در این تجمعات حضور دارند، علیرغم توانمندی و میانداریشان، به سختی مشاهده میشوند، زیرا به سر دارند یا چادر پوشیدهاند و هیچ نسبتی با سوژه مورد علاقه رسانههای غربی تحت عنوان «زن قربانی پدرسالاری اسلامی» ندارند. علوم اجتماعی نیز که به شکلی ترجمهزده و دور از تحولات مهم میادین اجتماعی میباشد، در برخی موارد اسیر نوعی برداشتهای استعمارزده باقی مانده است.
تا زمانی که آتشبس پایدار برقرار نشود و ایران با تهدیدات جدی مواجه باشد، این جمعیت قادرند نقش کلیدی در دفاع از کشور و زیرساختهای آن ایفا کنند و تمامی ایرانیان و ذینفعان زندگی در ایران میتوانند از ثمرات حضورشان در میدان بهرهمند شوند. اگر روند تنوعپذیر و فراگیرتر شدن تریبونهای این تجمعات ادامه یابد، اگر مزاحمتهای صوتی تریبونها و کاروانها در ساعات استراحت شهروندان کاهش یابد، اگر طیف وسیعتری از حامیان ایران در سازماندهی و برگزاری این تجمعات فعال شوند و تنوع مناسکی و محتوایی این تجمعات افزایش یابد، اگر پوشش بازنمایی تجمعات در رسانهها تحت تأثیر ذائقه خاصی نباشد و هیچکدام از تریبونها برای اهداف جریانی یا حمله به دیپلماسی مورد استفاده قرار نگیرد و اگر ناظران بیشتری از نزدیک تجربیات مشارکتی این تجمعات را شاهد باشند، ممکن است برخی از این برداشتهای نادرست به تدریج اصلاح شده و جامعهشناسان و ناظران بیشتری به سمت تحلیل این پدیده اجتماعی مهم، بیسابقه و خادم ایران گرایش پیدا کنند.
17302
