تسوی برئیل، در مقالهای برای هاآرتص ائتلاف مورد بحث را بهعنوان ائتلافی برای مدیریت بحران معرفی نموده و نه لزوماً در راستای جنگ. او اشاره کرده است که ائتلاف سعودی-ترکیه-پاکستان احتمالاً به یک جبهه نظامی علیه ایران تبدیل نخواهد شد و این سه کشور به صراحت اعلام کردهاند که هدف خاصی ندارند.
، برئیل معتقد است که اگر این ائتلاف توسعه یابد، بیشتر به یک سکوی سیاسی و دیپلماتیک تبدیل میشود و جایگاه آن در تواناییاش به مدیریت بحرانها و ایجاد کانالهای ارتباطی با تهران میباشد؛ نه در شکلگیری جنگ با ایران. این سناریو بهوضوح نشاندهنده اهمیت این ائتلاف در تلاش برای بررسی منابع تنش در منطقه و ایجاد روند توافق حول مسائل کلیدی مانند خلیج فارس، دریای سرخ، تنگه هرمز و بابالمندب است.
بنابراین، تحول عمدهتر در اینجا، عزم کشورهای منطقه برای بازپسگیری ابتکار عمل در گسترش مدیریت بحران و کاهش تنشهاست، بهجای اینکه صرفاً منتظر تصمیمات واشنگتن باشند. این ائتلاف بهعنوان تلاشی برای سنجش دوباره توازن قدرت در منطقه از طریق دیپلماسی شکل میگیرد و نه بهعنوان جبههای نظامی که در انتظار وقوع برخورد باشد.
نویسنده بیان میکند که درِ این ائتلاف به روی پیوستن کشورهای دیگر همچنان باز است، اما تردید قاهره این سؤال را مطرح میکند که ماهیت این پروژه چیست و آیا عربستان، ترکیه و مصر در زمینه اولویتهای منطقهای همنظر هستند یا خیر.
همزمان، این تحولات با سفر «هاکان فیدان» وزیر خارجه ترکیه به مصر در روز پنجشنبه قبل، همزمان شده است؛ سفری که در آن، به نظر میرسد هدف برقراری ارتباط و قانع کردن قاهره برای پیوستن به این ترتیبات جدید منطقهای بوده است.
با این حال، او به نقل از منابع متعدد اظهار کرده که قاهره همچنان نسبت به این ایده احتیاط نشان میدهد؛ در حالیکه اخبار از تردید عربستان نسبت به داشتن نقش برای مصر در این ائتلاف حکایت دارد.
برئیل به گزارشی در وبسایت میدل ایست آی اشاره میکند که به نقل از آن، ریاض پیشنهاد ترکیه برای دعوت از قاهره را رد کرده و این را بهدلیل از دست رفتن اهمیت راهبردی مصر در مقایسه با گذشته عنوان کرده است؛ ضمن اینکه انتقادات نسبت به مشارکت محدود مصر در جنگی که عربستان علیه جنبش انصارالله یمن راهاندازی کرده، همچنین در نظر میگیرد.
اما یک دیپلمات سابق مصری به هاآرتص میگوید که قاهره ممکن است خود نیز تمایلی نداشته باشد که به ائتلافی ملحق شود که آن را درگیر نبردهای منطقهای کند که به منافعش ارتباطی ندارد.
او تصریح میکند که عربستان برای مصر یک متحد استراتژیک کلیدی محسوب میشود و قاهره نیز از مساعدتهای ریاض قدردانی میکند، اما احتیاط در مورد پیوستن به ائتلافی شامل ترکیه و پاکستان را مطرح میکند؛ چرا که هر یک از این دو کشور دارای مسائل و منافع ویژه خود هستند که میتواند مصر را به رویاروییهایی بکشاند که به آنان مربوط نمیشود.
این دیپلمات مصری در این ارتباط مثالی میزند و میپرسد که هنگامی که پاکستان تحت حمله هند قرار گیرد، آیا مصر باید از آن دفاع کند؟ یا اگر ترکیه بهدلیل موضوعات مرتبط با سوریه در جنگی با رژیم صهیونیستی درگیر شود، آیا مصر باید در آن نسبت به آن ورود کند، در حالیکه خود قاهره قرارداد صلحی با رژیم اسرائیل دارد؟
یمن و دریای سرخ؛ محاسبات متفاوت مصر
تردیدهای قاهره فقط به ماهیت ائتلاف جدید محدود نمیشود، بلکه شامل پروندههای منطقهای حال حاضر نیز میشود.
مصر از سال ۲۰۱۵ در جنگ علیه انصارالله اشتیاق زیادی برای گرفتن اقدام نظامی مستقیم در کنار عربستان نشان نداده است. با اینکه قاهره به ائتلافی پیوسته است که ریاض برای حفاظت از آزادی کشتیرانی در دریای سرخ تأسیس کرده، اما برئیل مینویسد که مصر مراحل رسمی تصویب عضویت خود را کامل نکرد و دلیل آن را مسائل حقوقی بیان کرده است.
بهنظر نویسنده، نارضایتی سعودی از مشارکت محدود مصر در جنگ علیه انصارالله برای ریاض قابل توجیه است، بهویژه در حالیکه عربستان انتظار داشت تا متحد مصریاش در پروندههای امنیت منطقهای، از حمایتهای بیشتری برخوردار باشد.
نظرات متضاد همچنین در مورد لیبی نیز نمایان است؛ جایی که قاهره از «خلیفه حفتر»، ژنرال بازنشسته نیروی نظامی لیبی حمایت کرده و این دیدگاه همسو با مواضع امارات بوده است، اما ترکیه و قطر از دولت قانونی در طرابلس پشتیبانی میکنند.
هاآرتص همچنین بهنقل از منابع اسرائیلی میگوید که مصر نیز موضعی مشابه موضع رژیم صهیونیستی دارد و با شرکت نیروهای ترکیهای در هر نیروی بینالمللی احتمالی در نوار غزه مخالف است.
اختلافهای قاهره و آنکارا همچنان پابرجاست
با وجود آنکه روابط مصر و ترکیه در سالهای اخیر به سمت عادیسازی پیش رفته، ولی میراث اختلافات دو کشور در محاسبات قاهره پابرجاست.
این روابط در سال ۲۰۲۳ پس از حدود یک دهه قطع ارتباط به جریان افتاد؛ ارتباطی که از زمان برکناری «محمد مرسی»، رئیسجمهور منتخب مصر در سال ۲۰۱۳ آغاز شده بود.
«رجب طیب اردوغان»، رئیسجمهور ترکیه، از منتقدان سرسخت «عبدالفتاح السیسی» بوده و مشروعیت نظام وی را به رسمیت نمیشناخت. همچنین، ترکیه در گذشته میزبان چهرهها و رهبران اخوانالمسلمین بود و این موضوع باعث شده که به مدت سالها همواره در نظر قاهره بهعنوان یک بازیگر خصمانه تلقی شود.
اما فشارهای اقتصادی بر مصر، بهطور تدریجی السیسی را به بازگشایی کانالهای ارتباطی با اردوغان سوق داده است؛ درحالیکه ترکیه تلاش کرده که شرکتهای خود را به سرمایهگذاری بیشتر در مصر و توسعه رابطههای اقتصادی دو کشور تشویق کند.
با وجود بهبود رسمی در روابط، برئیل میگوید که تردیدهای متقابل همچنان وجود دارد، شامل نگرانیهای مصر درباره موضع اردوغان نسبت به اخوانالمسلمین و نیز اختلاف نظرها در خصوص رهبری جدید سوریه.
غزه؛ عاملی برای افزایش شکاف میان قاهره و آنکارا
علاوه بر موارد فوق، موضوع غزه نیز به این شکاف افزوده است؛ زیرا قاهره از گسترش نقش میانجیگری ترکیه در این منطقه ناخشنود است. این نارضایتی بهویژه پس از آن شدت یافته که «دونالد ترامپ»، رئیسجمهور سابق آمریکا، از آنکارا بهعنوان یک میانجی کلیدی در پرونده غزه حمایت کرده است.
برئیل این نگرانی را به ارتباط نزدیکی که ترکیه با جنبش حماس دارد، مرتبط میداند و بهایندلیل ادعا میکند که قاهره در مخالفت با حضور نیروهای ترکیهای در هرگونه نیروی بینالمللی بالقوه در غزه، با تلآویو همسو است. این موضوع بهوضوح تفاوت اولویتهای مصر و ترکیه را مشخص میکند، در حالی که دو کشور تلاشهای زیادی برای عادیسازی روابط و بازسازی همکاریهای اقتصادی و سیاسی انجام دادهاند.
تنشهای پنهان در روابط قاهره و ریاض
روابط میان قاهره و ریاض نیز از این اختلافات بینصیب نیست، هرچند در سطوح رسمی همواره از عبارات نظیر «ائتلاف برادرانه» و «مشارکت استراتژیک» یاد میشود.
بهگفته برئیل، عربستان از زمان وقوع وقایع پس از بهار عربی، حمایتهای مالی قابل توجهی (حدود ۳۰ میلیارد دلار) از نظام السیسی کرده است. ریاض امید داشت که در ازای این حمایتها، وابستگی اقتصادی مصر به عربستان را بهعنوان تضمینی برای وجود یک متحد قابلاعتماد در پروژههای سیاسی و امنیتی خود تضمین کند. اما بعد از اعلام سیاست «پایان کمکهای بیقید و شرط» از سوی عربستان در سال ۲۰۲۳، روابط دو کشور در شرایط پیچیدهتری قرار گرفت.
در حاشیه اجلاس داووس، وزیر اقتصاد عربستان تصریح کرد که این کشور دیگر کمکهای مشروط ارائه نخواهد کرد و سرمایهگذاریها و کمکهای مالی، نیاز به اصلاحات اقتصادی و هماهنگی با نهادهای مالی بینالمللی خواهد داشت.
در عین حال، قاهره که در حال مذاکره با صندوق بینالمللی پول بود، متوجه شد که حمایتهای سعودی دیگر مانند گذشته بیقید و شرط نخواهد بود. بر اساس این تحلیل، سرمایهگذاریهای خلیجی نیازمند اصلاحات اقتصادی است که میتواند با منافع نهادهای داخلی مصر، بهویژه نهادهای نظامی، در تضاد باشد.
انتقاد تند سعودیها و واکنش تند مصریها
چند هفته پس از اجلاس داووس، دو نویسنده سعودی نزدیک به محور قدرت «محمد بن سلمان» به نامهای «ترکی الحمد» و «خالد الدخیل»، مقالاتی منتشر کردند که به شدت وضعیت اقتصادی و سیاسی مصر را مورد انتقاد قرار دادند. الحمد با مقایسه مصر قبل از انقلاب ۱۹۵۲ با وضعیت کنونی، از افول شرایط اقتصادی و اجتماعی انتقاد کرد و الدخیل نیز بر نقش گسترده نهاد نظامی در اقتصاد مصر از سال ۱۹۵۲ متمرکز شد و آن را مانعی در تحقق یک مدل اقتصادی و سیاسی جایگزین دانست.
این انتقادات موجی از خشم در قاهره را به دنبال داشت. «عبدالرازق توفیق»، سردبیر سابق روزنامه دولتی «الجمهوریه» و یک چهره نزدیک به السیسی، به تندی به آنچه توهین به مصر خوانده، واکنش نشان داد. هرچند این مقاله مصری در نهایت از چرخه انتشار حذف شد، اما برئیل اشاره میکند که این واقعه عمق تنشهای نهفته را در پشت گفتمان رسمی که معمولاً بر استحکام روابط مصر و عربستان تأکید دارد، نشان میدهد.
آزمون واقعی برای ائتلاف جدید
در نهایت، برئیل معتقد است که عربستان، ترکیه و پاکستان باید در صورتی که بخواهند این ترکیب جدید را به یک چارچوب منطقهای مؤثر تبدیل کنند، با یک چالش واقعی مواجه شوند. چگونگی حضور مصر، با توجه به نفوذ نظامی و سیاسی آن، میتواند به این ائتلاف اعتبار بیشتری ببخشد؛ اما در حال حاضر، قاهره تمایلی ندارد که در ترتیبات جدیدی که ممکن است آن را به درگیریهایی بکشاند که مستقیماً به منافعش مربوط نیست، دخالت کند. همچنین، غیبت امارات و قطر در این ائتلاف، گویای اختلافنظرها در درون اردوگاه عربی و خلیج فارس در مورد ماهیت ائتلافهای جدید منطقهای است.
310310
