این روزها از تریبونها و رسانههای مختلف به بیان نکات اخلاقی و صبر مرحوم رئیسی در مواجهه با انتقادات و مخالفان پرداخته میشود. اما در میان همه این اظهارات، همان گویندگان با زشتترین زبان به توصیف سایر سیاستمداران ایرانی میپردازند.
نمونه اخیر آن رحیم پور ازغدی است. عضو شورای انقلاب فرهنگی در حالی که از رئیسی تمجید میکند، با زبانی تند و ناپسند میگوید: «برخی از افراد زمانی که با انگلیسیها، آمریکاییها و فرانسویها مواجه میشدند، بهقدری میخندیدند که دهانشان را مانند اسب آبی باز میکردند، اما نسبت به نیروهای انقلاب در داخل با اخم و لعن و نفرین برخورد میکردند.»
این نوع بیان و لحن بهشدت عجیب است و به نظر میرسد بیشتر به تسویهحسابهای سیاسی مربوط میشود تا ارائه واقعیت. هیچکس نمیتواند ماجرای درگیری کلامی ازغدی و روحانی در شورای عالی انقلاب فرهنگی را فراموش کند.
این افراد حتی در زمان ریاستجمهوری حسن روحانی، با زشتترین الفاظ به او حمله میکردند و برخی از آنها تهدید میکردند که «استخر فرح» منتظر اوست.
در دوره روحانی، گروهی سیاسی همواره نسبت به زندگی مردم نگران بود. این نگرانی به حدی جدی بود که اگر مردم گوشت میخوردند، میگفتند که چرا گوشت مردم چربی ندارد و خوشمزه نیست!
با این حال، همان افراد در زمان رئیسی و همچنین در دوران احمدینژاد به مردم توصیه میکردند که به جای گوشت و مرغ، اشکنه بخورند.
اگر انتقاد او به دوران اصلاحات برمیگردد،必ا باید اشاره کنیم که اگر لحن ازغدی مربوط به دکتر سید کمال خرازی، وزیر امور خارجه دولت اصلاحات باشد، او اکنون با حکم رهبری رئیس شورای راهبردی سیاست خارجی است.
نکته جالب این است که این ادبیات از فردی که عضو شورای انقلاب فرهنگی است مطرح میشود و سعی میکند در بین شخصیتهایی همچون شهید مطهری و مرحوم علی شریعتی جا دهد؛ در حالی که به هیچ یک از این شخصیتها نزدیک نیست و تنها یک سخنران است که کمی از دروس حوزوی بهرهمند شده است. در دنیایی که سخنرانانی چون رائفیپور، پناهیان و ازغدی بر افتخار سخنرانها میتازند، نمیتوان چندان به آینده امیدوار بود.
نکته دیگری که باید به آن توجه کرد این است که همانگونه که چهار سال آرامش برای مردم فراهم شد. هنوز هم در ۱۵ سال گذشته، مردم تنها در دولت یازدهم، زمانی که روحانی و تیمش تلاش برای مذاکره و دستیابی به توافق هستهای بودند، طعم آرامش را چشیدند. زمانی که قیمتها ثبات پیدا کرده بود و دیگر شاهد افزایش روزمره قیمتها نبودیم.
حتی از مردم همین حالا بپرسید که در پانزده سال گذشته ترجیح میدهند به کدام سالها برگردند؛ آنها به سالهای ۹۲ تا ۹۶ اشاره خواهند کرد. همان روزهایی که منتقدان روحانی به جای صحبت از گرانی و تورم، از رکود اقتصادی سخن میگفتند.
حالا برگردیم به اصل موضوع. ای کاش حامیان رئیسجمهور فقید، حداقل در این روزها که هنوز هم لباس سیاه بر تن دارند و به عرصههای انتخاباتی وارد نشدهاند، حرمت ویژگیهایی که از او یاد میکنند را نگهدارند و اینگونه سخیف صحبت نکنند و دیگران را زیر سوال نبرند.
