کلهر، کارشناس فرهنگی، در سخنانی اظهار داشت: به رغم نظر دکتر پزشکیان که معتقدند مدیران همواره از مردم فاصله داشتهاند و آنان را ظالم میدانند، به ایشان میگویم که باید سهم خود را بررسی کنند. در کشور نزدیک به ۲۰۰ هزار مدیر داریم که به هیچ عنوان از مردم جدا نیستند و خود ما نیز جزئی از همین مردم هستیم.
مهدی کلهر در مصاحبهای با استودیوی مثبت و منفی پلاس ایسنا به سؤالات این رسانه در خصوص چهاردهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری پاسخ داد و بر این نکته تأکید کرد که در نظام جمهوری اسلامی، همانند دوران حکومت حضرت علی (ع)، مردم هستند که بر مسند قدرت قرار دارند و نه رئیسجمهور. او اشاره کرد که در انتخابات پیشرو، انتخاب بین دو جریان مختلف خواهد بود؛ به این ترتیب که اکنون آقای پزشکیان نماینده حاکم جمهور و آقای جلیلی نماینده خادم جمهور است. او به نخستین خادم جمهور، شهید رجایی اشاره کرد که همواره در برابر امام میگفت: من رئیسجمهور نیستم، بلکه خادم جمهور هستم. در حال حاضر، مسئله به وضوح مطرح است و به اعتقاد وی، نباید از موضوعاتی مانند پاکی و ناپاکی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری بهطور جدی سخن گفت، زیرا این مسائل غیرسازنده هستند. ما باید به این نکته توجه کنیم که دو جریان سیاسی در انتخابات حضور دارند؛ یکی نگاهش بر سلطان جمهور و دیگری بر خادم جمهوری متمرکز است. به باور او، پزشکیان نماینده سلطان جمهور و جلیلی نماینده خادم جمهور هستند.
پیشتر نیز چهرههای مختلفی از جمله پرویز امینی، جامعهشناس، محمدصادق کوشکی، استاد دانشگاه، پرویز سروری، عضو جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی، سعید آجرلو، استاد دانشگاه و علی محمد نمازی، عضو کارگزاران سازندگی، بیژن عبدالکریمی، نویسنده و استاد دانشگاه، محمدعلی ابطحی و محمد عطریانفر، فعالان سیاسی اصلاح طلب، ابراهیم فیاض، استاد دانشگاه، مجید حسینی، استاد دانشگاه، محمدتقی آزاد ارمکی، استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران، محمدرضا تاجیک، استاد جامعهشناسی، محمد قادری، کارشناس مسائل بینالملل و داوود حسینپور، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، سعید لیلاز، استاد دانشگاه و تحلیلگر اقتصادی و محسن برهانی، حقوقدان و استاد دانشگاه، لیلا وصالی مدیرعامل انجمن سواد رسانهای ایران با حضورهایی مستقل در استودیوی مثبت و منفی پلاس ایسنا بهمنظور بحث درباره انتخابات ۱۴۰۳، گفتگوهایی را با خبرنگار ایسنا ترتیب دادند.
حزبی که فقط در انتخابات جان میگیرد و لیست میدهد، دیگر حزب سیاسی نیست.
ما از خود مردم هستیم.
رایگیری ۱۵ تیر قطعاً مشارکتکننده بیشتری خواهد داشت.
گفتند اگر ما بیاییم غوغایی میشود و آمدند و غوغا نشد.
قطعاً این دوره پیشرفتهترین انتخابات ریاستجمهوری در تاریخ جمهوری اسلامی خواهد بود.
رئیسی برای اولین بار در ایران به همسایگان نشان داد که من شریک شفیق دوستداشتنی شما هستم.
آقای پزشکیان نماینده حاکم جمهور است و آقای جلیلی نماینده خادم جمهور.
گروههای سیاسی به جای آگاهی دادن در حال گسترش جهل سیاسی هستند.
همه را عضو کاروانی میدانم که باید از گذرگاه جمود و حقارت خارج شویم و وارد دنیای جدید شویم.
شارلاتانیزم و پوپولیسم سیاسی معمولاً در دوران انتخابات ظهور و بروز پیدا میکنند.
متن کامل گفتوگوی ایسنا با مهدی کلهر را در ادامه میخوانید:
معنای سیاسی و اجتماعی رای ندادن این است که من به عنوان یک موجود دارای حق سیاسی و حکومتی نمیخواهم از حقم استفاده کنم.
با توجه به مختصات انتخابات ۸ تیر که به نوعی شاهد کاهش مشارکت بودیم و ۶۰ درصد واجدین شرایط در انتخابات شرکت نکردند، روز جمعه هم مرحله دوم انتخابات با دو نامزد مسعود پزشکیان و سعید جلیلی برگزار میشود؛ تحلیل و ارزیابی شما از فضای سیاسی و انتخاباتی چیست؟
بسیاری از مفسران و اندیشمندان که آثار اجتماعی، مردمنگاری و آسیبشناسی را بررسی کردهاند، با تحلیلهای متفاوتی از کاهش مشارکت در انتخابات پرده برداشتند. بهطور کلی، به نظر میرسد دشمنان خارجی کشور ما همواره تمایل دارند تا به نحوی مشارکت در انتخابات را کاهش دهند و در حقیقت، آنها به دنبال حمایت از هیچیک از نامزدها نیستند و تمرکز خود را بر روی تضعیف مشارکت گذاشتهاند.
از لحاظ حقوقی، کاهش مشارکت تأثیر زیادی ندارد، چرا که در قوانین بسیاری از کشورها بهطور مشابه، بحث بر سر آرای بهدستآمده در یک انتخابات ناظر است که در آن نظر اکثریت مورد قبول قرار میگیرد. معمولاً در سطح جهانی، عدم رأیدهی بهمعنای رضایت از وضعیت موجود محسوب میشود، زیرا در اغلب کشورها رأی ندادن بهعنوان نوعی نسبت به وضعیت موجود راضی بودن تعبیر میشود. در سالهای اخیر در داخل کشور، همواره تفسیرهای نادرستی از این پدیده مطرح میشود.
معنای اجتماعی و سیاسی رأی ندادن این است که بهعنوان یک فرد دارای حق سیاسی و حکومتی، از حق خود استفاده نکنم. شاهدیم که عدهای رأی خود را به پول و یا وعدههای غذایی میفروشند و قانوناً نمیتوان برای آن کاری انجام داد.
ایتالیا بهعنوان نمونه، میگوید که اگر رأی ندهید، احتمالاً، دچار محرومیتهای اجتماعی خواهید شد. تنها معدود کشورهایی به این شکل وجود دارند. در سالهای اخیر، برخی سوءتفاهمات، درک نادرست و مشکلات سیاسی ایجادی موجب گسترش توهماتی در فضای جامعه ما شده است.
به نظر میرسد که همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند، ما در مقام تاریخی کلیدی قرار داریم و انقلاب اسلامی در حال گذار از وضعیت منطقهای به جهانی است. این دوره از تغییرات معمولاً به سرعت صورت میپذیرد و به شکل انفجاری رخ میدهد که بهترین تشبیه برای آن تا خوردن ورق در یک کتاب است. اگر این وضعیت را بپذیریم، به عقیده من، نهادهای اطلاعرسانی و نظارتی کوتاهی عمدهای را در پاسخ به مسائل بصیرتی و معنوی جامعه دارند. از حوزههای علمیه قم تا وزارت کشور و احزاب سیاسی و وزارت ارشاد، علوم و آموزش و پژوهش و رسانهها، انتظار میرود که به موقع واکنشهای لازم را نشان دهند. بهتازگی صدا و سیما به سبب تحولات زودهنگام در غزه به جایگاه خود رسیده است، اما سایر نهادها در خواب به سر میبرند.
من به احزاب سیاسی مخالف نیستم، اما حزبی که فقط در انتخابات فعال است و لیست میدهد، دیگر هیچگونه ارزیابی سیاسی محسوب نمیشود. درست همانگونه که در غرب، تعریف حزب سیاسی روشن است و نخستین وظیفه آن ارتقای فرهنگ سیاسی کشور است، احزاب سیاسی ما بیشتر از آنکه به راهحلهای بنیادی بپردازند، به دنبال برداشت میوه هستند. تنها جایی که در این زمینه کار میکند، مغز حوزههای علوم دینی و مرجعیت شیعه است. در حالی که در دنیای اهل سنت، نمونههایی از بیداری و هوشیاری همچون مصر وجود دارد.
برخلاف تفکر دکتر پزشکیان که بیان کردهاند ما مدیران هیچگاه در کنار مردم نبودهایم و ظالم هستیم، من حاضرم به ایشان بگویم که سهم خود را مرور کنند. من از او مدیریتی با سابقهتر هستم و بر این باورم که نزدیک به ۲۰۰ هزار نفر مدیر در این سرزمین داریم که از مردم هستند و زندگی من برای همه شناخته شده است؛ چراکه من سارق نیستم و سفرهام با مردم تفاوتی ندارد و به زندگی در این مملکت افتخار میکنم.
بهرغم اظهار نظر دکتر پزشکیان که ادعا کردهاند ما مدیران هیچ گاه در کنار مردم نبوده و ظالم هستیم، به ایشان پیشنهاد میکنم سهم خود را مرور کنند. من به شدت میگویم که من از شما مدیر باتجربهتری هستم و بالغ بر ۲۰۰ هزار مدیر در کشور داریم که بههیچ عنوان جدای از مردم نیستند. ما از خود مردم به شمار میآییم و اشتراک در درد و مشکلات مردم را داشته و آن را حس کردهایم. در این شرایط، شما بهادارید سهم خود را در زندگیهایتان بگویید و اظهار کنید که شاید ما ولنجک نشین هستیم.
در حال حاضر، اوضاع ابهامی وجود دارد، مردم میخواهند رأی دهند اما نمیدانند به چه کسی رأی دهند. مانند آن است که وقتی ورق یک کتاب را میزنید، باید تصمیم بگیرید که کدام صفحه بهتر است و این به یک مکث روحی و روانی نیاز دارد و در حال حاضر نیز در جامعه شاهد چنین مکثی هستیم. تمامی ملتها نسبت به گذشته خود نوستالژیک هستند و در سیاست این حالت را ارتجاع میگویند. اکنون، در زمان خاطرهانگیزی قرار داریم و آیندهای که همواره نظیر هندوانهای سربسته بوده است. در این شرایط، عقلای سیاسی، بزرگان و مراجع دینی میبایست به مردم اطمینان دهند که نگران نباشید، فردا بهتر از امروز خواهد بود.
به اعتقاد من، حتی اگر ۶۰ درصد رأی ندهند، به این معنا نیست که آنان مایل به مشارکت نیستند، بلکه میدانند که الان رأی آنان بسیار تأثیرگذار خواهد بود و رأیشان به این معناست که آیا این ورق به عقب برمیگردد یا خیر. این آسیب ناشی از کمکاری نهادهایی است که وظیفه آنان مرجعیت دینی و توضیح و تشریح ایدههای سیاسی و تفسیر و تشریح برنامههای اقتصادی مختلف است. او همواره نگران احتمال بدتر شدن وضع موجود است. به نظرم، رأیگیری ۱۵ تیر قطعاً حضور بیشتری از مخاطبین را به خود جلب خواهد کرد.
تمهیداتی در گذشته صورت گرفت که برخی جریانات سیاسی انتخاباتهای همچون مجلس را تلویحاً تحریم کرده بودند و این بار نیز ادعا شده بود که اگر ما وارد صحنه شویم، جمعیت قابل توجهی پای صندوقهای رأی خواهند آمد؛ این پیامها که اخیراً مطرح شده، بررسی شما در اینباره چیست؟
نتیجه مشهود و عکسی که از این موضوع میتوان به دست آورد، این است که بر خلاف ادعای مطرحشده، آنچه که در واقعیت بود، به مراتب بدتر از پیش شده است؛ آن زمان که معمولاً گفته بودند برای عدم حضور، افراد بیشتری حاضر میشوند. اگر من جای آنها بودم، باید جدی به بررسی ادعاها و توهمات میشدم که میگفتند بسیار انسانهای بسیاری هستند. آنها مدعی شدند اگر ما بیاییم، تحولات شگرفی ایجاد میشود و اما در عمل، هیچ گونه واقعهای رخ نداد. در این خصوص میتوانم سه احتمال را بیان کنم: یا آنها تعداد زیادی ندارند و صرفاً اشتباه کردهاند و یا تنها رئیسهای آنان به حضور دعوت کردهاند ولی بدنه آنها به صحنه نیامدهاند؛ یا اینکه گروه مقابل آنها به میادین نیامده است، اما این فرض بعید به نظر میرسد، زیرا طرفداران آنان بیشتر اصولگرایان و انقلابخواهان هستند که همواره گوش بهزنگ رهبری بوده و ایشان نیز تأکید بر حضور طاقتفرسا داشتند.
برخلاف آنچه گفته میشود ۶ نامزد انتخابات چهاردهمین دوره ریاستجمهوری از دو طیف سیاسی بودند، من معتقدم که اینها از ۳ طیف بودند؛ آقایان زاکانی و سعید جلیلی اصولگرای تقریباً سنتی هستند؛ آقایان قالیباف و قاضیزاده هاشمی طیف وسط بودند و آقایان پورمحمدی و پزشکیان نیز اصلاح طلب بودند.
مناظراتی که انجام شد، شبیه کدام مناظرات بودند؟ روند مناظرات چطور بود؟ با توجه به گفتههایی که مطرح شد، نظر شما این است که چه کسی دارای برنامه است و چه کسی بهعنوان یک رئیسجمهور تجلی میکند؟
به عنوان شخصی که در نخستین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ۳۰ سال پیش بودم و از نزدیک به مسائل آشنا هستم، معتقدم که در انتخابات، تمام ۶ نامزد ریاستجمهوری از ابتدا تا به اکنون، از دیگر نامزدها فعالتر و با تجربهتر هستند و مورد قبول شورای نگهبان قرار گرفتهاند. ما تمامی اعضای این شورا را قبول داریم و اگر شورای نگهبان میگوید که این ها شایستهاند، به معنی این است که این نامزدها دارای پاکدستی هستند.
به عقیده من، این دوره از انتخابات بهترین دوره بوده، چرا که هر ۶ نفر، حداقلای از تواناییها را دارا هستند. در ابتداییترین انتخابات ریاست جمهوری، بنی صدر و قطب زاده چه کارنامه مدیریتی از خود به جای گذاشتند؟ فقط یک فرد از میان نامزدها در این دوره به ریاست یک درمانگاه در یکی از کشورهای اروپایی پرداخته بود و آن هم دکتر طباطبایی بود؛ آنها بیشتر به سخنرانی و سخنگویی اشتغال داشتند، اما شرایط فعلی ما مبنای پیشرفتهترین انتخابات ریاست جمهوری در تاریخ جمهوری اسلامی خواهد بود.
برخلاف تصورات، ۶ نامزد ریاست جمهوری از دو منظر سیاسی حاضر نشدهاند، بلکه خود را در سه طیف رساندهاند؛ آقایان زاکانی و سعید جلیلی از اصولگرایان تقریباً سنتی هستند؛ آقای قالیباف و قاضیزاده هاشمی در دسته میانه قرار دارند و آقایان پورمحمدی و پزشکیان نیز از اصلاحطلبان محسوب میشوند.
شخصاً بر این اعتقاد هستم که مهمترین مطلبی که باید برای مردم و همچنین مردم جهانی مهم باشد، حجم مشارکت در انتخابات است و موضوع دومی که باید مورد توجه باشد، این است که به چه کسی رأی بدهیم. ما بسیاری سال در خود گرفتار بودیم. در دوره آقای احمدینژاد نیز کوشش داشتیم تا روابط نسبتاً خوبی با همسایگان برقرار کنیم. این روابط خوب بین ما با عربستان سعودی در دوره آقای احمدینژاد به ثبت رسیده است. از طرف دیگر در دوره آقای هاشمی و خاتمی نیز خانوادگی روابط خوبی وجود داشت، اما در سیاست میان عربستان سعودی، امارات، قطر و ایران، سایه اضطراب و اضطراب میان قدرتها از بین رفته و در دوره آقای احمدینژاد از بین رفته، ولی متأسفانه در دوره روحانی بار دیگر این وضعیت برعکس و حتی بدتر از دوران آقای هاشمی شد.
در گرماگرم دغدغههای خود، متوجه میشویم که در اینباره زبان دنیا را خوب فهمیدهایم. بهواسطه این منحوز شدن، احساس میشود صرفاً زبان فحش دادن را یاد گرفتهایم. در قالب نمایشی خوب، همگی از یکدیگر تعریف میکردیم، اما رخدادهای سیاسی که در عربستان سعودی با حجاج ایرانی رخ داد، هیچگونه ربطی به این معضلات نداشت و به داخلیها مرتبط میشود. از آن گذشته، در دوران آقای روحانی بر سر مرزهای نزدیک با کشورهای قفقاز به بنبست برخورده بودیم. بهطور مثال، بهظاهر یکنژاد بیگانهای با آمریکا محلات پیدا کرده بودیم که حتا به ما اجازه ورود به خانهاش را نمیداد.
همه آنچه در دوران احمدینژاد شکل گرفت، در دوران شهید رئیسی به ثبات رسید و ما هیچگاه روابط حسنهای را که با همسایگان تجربه کردیم، در گذر تاریخ پس از انقلاب اسلامی مشاهده نکرده بودیم. در دوره کوتاه ریاست رئیسی، انقلاب اسلامی ایران به همسایگان خود نشان داد که من، دوست صمیمی و شفیق شما هستم و آقای رئیسی با فناوری بینظیری این مطلب را به ثمر نشاند.
پیش از کاندیداتوری، من به ریاست جمهوری آقای رئیسی مخالف بودم، زیرا به این باور رسیده بودم که ایشان سابقه اجرایی کافی برای این سمت را ندارند، اما اکنون با صراحت میگویم که در این ۳ سال معجزهای به وقوع پیوسته و همه روابط ناچیز ما با کشورهای همسایه، کشورهای آسیایی، اوراسیایی و شمال و جنوب آفریقا در دوره آقای رئیسی مستحکم و پایدار شد. ما اکنون در حال عبور از کره زمین به سوی آتلانتیک هستیم. آنچه که تا اینجای تاریخ به آن سو رفته بود، با صدور انقلاب اسلامی مرتبط است که امام راحل فرمودهاند. در این زمان، به وضوح متوجه میشویم که در آستانه انتخابات زودرس قرار داریم؛ به اعتقاد من، تنها نهادهایی که مسئول هستند و هنوز نتوانستهاند جای خود را مقید کنند، تمامی نهادهای فرهنگی، دینی و علمی، سیاسی و معرفتیاند؛ این نهادها هنوز در خواب به سر میبرند و در حالتی گیج به سر میبرند. اکنون زمان بسیار حساسی است و تجربه نشان میدهد که تحولات ناگهانی و سریع رخ میدهد و نظر من این است که نهادهای رسانهای بهخوبی عمل کردند.
من تمامی مناظرات را بهدقت مشاهده کردم و این مباحث به ترتیب هر بار در نوع خاص و بهبود یافتهای ارائه شد. هدف مناظرات این است که در دو طرف، فضایی برای تبادل نظری دایمی و پینگپنگ کلامی و محتوایی فراهم شود و به عقیده من، این بهترین نوع مناظرهها بود.
در بخش انرژی، برنامه آقای پزشکیان را مؤثرتر، مستدلتر و کاملتر از طرحهایی که آقای جلیلی ارائه کرده میدانم و در قضیه بورس نیز، طرحی را که آقای جلیلی ارائه کرده در عمل موفقتر ارزیابی میکنم.
به نظر شما، چه کسی از دو نامزدی که در آخرین مناظره تلویزیونی شب گذشته با یکدیگر گفتگو کردند، در قامت یک رئیسجمهور ظاهر شد و کدامیک دارای برنامه بود؟
هر دو قادرند بهعنوان رئیسجمهور عمل نمایند؛ قبلتر هم اشاره کردهام که من به آقای پزشکیان رای نخواهم داد، بلکه رأی من به آقای جلیلی است؛ اما نه به این دلیل که به ایشان رأی میدهم، بلکه مایل به حمایت از جریان انقلابی هستم که فعلاً آقای دکتر جلیلی نماینده آن تلقی میشوند. در زمینه هدفمندی یارانهها در بخش انرژی، برنامه آقای پزشکیان را اجراییتر، مستدلتر و کاملتر از آنچه آقای جلیلی پیشنهاد کرده، میدانم و در رابطه با بورس نیز، طرح آقای جلیلی را به لحاظ عملی موفقتر میدانم. در مجموع، هر دو را نمایندگان خوبی میشمارم که مردم باید انتخاب کنند، اما با این حال، تا دیشب آنها موفق نشدند بهوضوح بیان کنند که اختلافاتشان در چیست.
در دنیای سیاست، دو نوع جمهوری وجود دارد: نخست جمهوریهای پادشاهی، که مردم از این که یک فرد برای سالهای طولانی پادشاهی کند، خسته میشوند و این نوع جمهوری تفاوت زیادی با سلطنت ندارد و در این نوع، رئیسجمهور بهجای پادشاه، مسئول است. نوع دیگر جمهوری که ما داریم، منشأ آن در حکومتهای انبیاء الهی قرار دارد که خبرها بهقرائت مردم میرسد. این نوع از حکمرانی بهدست ادیان الهی بهجای میآید و نظام جمهوری اسلامی ما نیز از این قاعده پیروی میکند. در این نظام، رئیسجمهور حاکم جمهور نیست، بلکه خادم جمهور خواهد بود.
در جمهوری اسلامی، دقیقا نظیر حکومت حضرت علی (ع)، مردم در راس قدرت هستند و نه رئیسجمهور؛ در این انتخابات پیشرو، انتخا ب میان دو جریان مختلف خواهد بود؛ آقای پزشکیان نماینده حاکم جمهور و آقای جلیلی نماینده خادم جمهور است. خادم جمهور اولیه شهید رجایی بود که در برابر امام راحل بارها بیان میکرد من رئیسجمهور نیستم بلکه خادم جمهورم. در حال حاضر، این مسئله بهروشنی مشخص است و به نظر من، باید از مباحث مربوط به پاکی یا ناپاکی نامزدهای انتخابات ریاستجمهوری صرف نظر کرد، زیرا این موضوعات شیطانی هستند. آنچه مهم است، وجود دو جریان در انتخابات میباشد؛ یکی نگرش بر سلطان جمهور و دیگری بر خادم جمهوری. در نهایت، معتقدم که پزشکیان نماینده سلطان جمهور و آقای جلیلی نماینده خادم جمهور هستند.
با توجه به سخنانتان که اشاره کردید مسیر احمدینژاد در دولت رئیسی بهنوعی تبلور یافته، آیا به نظر شما افرادی که به احمدینژاد گرایش دارند، به کدام نوع تفکر تعلق دارند؟
به نظر من، اولین خادم جمهور شهید رجایی بود که مجموع سنوات نخست وزیری و ریاست جمهوری او به مدت یک سال بود؛ دومین خادم جمهور نیز احمدینژاد است و پیش از انتخابات ۸۴، رویکرد او اینگونه بود.
آقای مهندس میرحسین موسوی فردی با تواضع بودند که دو بار در نزد امام (ره) رفتند و گفتند ما طرحهایی داریم که میخواهیم مردم آن را اجرا کنند. حضرت امام بعد از اینکه از ایشان تشکر کردند، پاسخ دادند که نه، مردم باید طرح بدهند و شما موظف به اجرا هستید؛ این موضوع تأکید بر دو بینش متضاد است. سومین خادم جمهور نیز آیتالله رئیسی میباشند و امید ما آن است که چهارمین خادم جمهور آقای جلیلی باشد و از طرفی با آقای جلیلی اعلام میکنم که مادامی که خادم جمهور باشید، ما با شما در پیروزیهایتان ایستادگی خواهیم کرد.
ما در شرایط کنونی قرار داریم که اگر در این انتخابات شرکت نکنیم، حتی اگر رأی سفید نیز بدهیم، ممکن است دیرتر از این پشیمان شویم. نه فقط ایران بهواسطه موقعیت سیاسی و جغرافیایی که دلالت بر یک لحظه تاریخی حساس دارد، بلکه تمام جهان نیز در برههای حساس قرار دارد.
همواره در ایام نزدیک به انتخابات، مباحثی نظیر گشت ارشاد، حجاب و این موارد مطرح میشوند که شاید دغدغه واقعی جامعه نباشند؛ آیا به نظر شما این موضوعات میتواند پاسخی به نیازها باشد یا اینکه نوعی فریب محسوب شود؟
افرادی که همواره خود را خادم جمهور میخوانند و قوانین کشور از جمله قانون اساسی را به رسمیت میشناسند، کاملاً درک میکنند که چه موضوعاتی در اختیار رئیسجمهور است و چه مسائلی نیست. اصولاً، رئیسجمهور حق اظهار نظر در مسئله حجاب را ندارد؛ کجا در قانون ذکر شده که رئیسجمهور حق دارد چنین اظهاراتی کند؟ این موضوع، بهویژه در اختیار خود مردم است و اگر آنها به مسیر خطایی پایبند باشند، قطعاً امام جامعه به آن عمل خواهد کرد. در موضوع مذاکرات هم، در سال ۵۸ آمریکا اعلام کرد که ارتباط خود را با إيران قطع خواهد کرد و امام (ره) بیان داشتند که رابطه گرگ و میش به نفع گرگ است و نه میش. آمریکا طی سالها نشان داده است که برقراری رابطه با ایران همواره به ضرر جامعه ما بوده؛ هرچند ما هرگز روابط را قطع نکردهایم و این آمریکا بوده که روابط را معلق کرده است. در مذاکرات هستهای نیز، ما پیش از ریاست جمهوری روحانی به مذاکرات پرداختیم که آقای جلیلی در این زمینه افرادی بود که در شهرهای مختلف دنیا در این زمینه گفتگو میکرد.
متأسفانه، گروههای سیاسی ما که مأمور آگاهیرسانی هستند، بهجای گسترش آگاهی، در حال انتشار جهل سیاسی هستند.
مباحثی چون حجاب و مسائل دیگر جزو اختیارات رئیسجمهور نیست که بگوید من به این دلیل آمدهام که همه باید آزاد باشند و افراد به خیابان بیایند. اگر کسی چنین ادعایی کرده باشد، کاملاً دروغ است. رئیسجمهور باید مجری قانون باشد و قوانین به تصویب قوه مقننه کمسیونهای نظارتی، شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام رسیده و در راس آنها رهبری قرار دارد و در نهایت تشخیص با این قاعده است. به یقین میتوان گفت که ما دچار نوعی شارلاتانیزم و پوپولیسم سیاسی شدهایم که معمولاً در دوران انتخابات خود را نمایان میکند.
با این حال، من نسبت به این انتخابات خوشبین هستم. در زمان کنونی، ما در لحظاتی قرار داریم که اگر در این انتخابات شرکت نکنیم، حتی اگر رأی سفید هم ندهیم، شاید پشیمانی عمیقی در انتظارمان باشد. نه تنها در ایران، بهواسطه موقعیت سیاسی و جغرافیایی، بلکه در کل تاریخ ایران در یک زمان حساس قرار داریم.
در مورد تاریخ اولیه انقلاب گفته شده است که صدای خانمهای پریسا و الهه به عنوان خواننده به تأیید امام رسیده است و حتی در دوره آقای احمدینژاد موضوع باله در کشور مطرح بود؛ به نظر شما آیا این روند دچار انحراف شده است؟
در ارتباط با خانمها الهه و پریسا، آقای قطبزاده بخشی کوتاه از صدای آنها را به قم برده بود تا امام بشنود و به تأیید رسید. همچنین، در زمان وزرای فرهنگ و ارشاد مختلف، موضوع اجرای باله در مورد مواضع مختلف با چاشنی مناسبتهایی مطرح شد و در جلسهای که به مسئله انرژی هستهای مربوط میشد، شاهد اجرای باله در حضور بالرینها با پوشش مناسب بودیم.
اینکه اگر بگوییم چیزی حلال است به معنای آن نیست که واجب است. اگر اعلام شده که صدای زن حلال است، به معنای این نیست که فقط به این مقوله بپردازیم و همه امور را به حال خود رها کنیم و رادیکالیسم جامعه را به آتش بکشیم. ما باید زمینههای مربوطه را فراهم کنیم. رهبری میفرمایند: اگر صدای زنی (چه بهصورت تکخوانی یا همخوانی با دیگر زنان یا با مردان) مسائلی همچون غنا نداشته باشد و گوش دادن به آن هم به قصد لذت و یا فساد نباشد، اشکالی ندارد؛ اما اگر مفسدهای در کار باشد و یا تحریک شهوت کند، جایز نیست. امام نیز فرمودهاند که اگر صدای زن باعث فساد نشود و به غنا نرسد، غیبت ندارد.
امروز در حوزه سرود کارهای خوبی صورت گرفته و شاهد فعالیت گروههای متعددی با حضور دختران و پسران و زنان و مردان در این زمینه هستیم.
به نظرم مدیریت در عرصه هنر هزینه بر بوده و مدیران هنری موظفند تا بهخاطر پیشبرد اهداف، از آبرو و حیثیت خود نیز مایه بگذارند؛ اینگونه نباشد که تنها مردم و هنرمندان این فحشها را دریافت کنند و مدیران از این مسئولیت آزاد باشند.
برخی اشاره کردند که در دولت شهید رئیسی دیواری کشیده میشود. آیا به نظر شما چنین موضوعی رخ داده یا شاهد تحولی معکوس هستیم؟
کاملاً برعکس، دیواری کَشیده نشده و در حال حاضر، برگزاری کنسرت در تخت جمشید در حال انجام است. در دوران ریاست آقای لاریجانی بر صداوسیما، من مسئول موسیقی بودم و آقای یانی یکی از عوامل این مسئله بود که سالها پیش اورا دعوت کرده بودیم. من در مراسمی که مربوط به انرژی هستهای بود، مراحل معتبری را طی کردم و آقای قربانی نیز در حال حاضر در تخت جمشید فعالیت دارد.
بهنظر من، مدیریت در عرصه هنر نیازمند هزینه است و مدیران هنری باید ایستادگی کرده و حقایق را پذیرند و نباید فحش را مردم و هنرمندان دریافت کنند و مدیران تضرر نکنند؛ مدیران هنری باید برای پیشرفت اهداف خود حتی از آبرو نیز بگذرند.
در نهایت همه ما عضوی از کاروانی هستیم که باید از گذرگاه جمود و حقارت خارج شویم و وارد دنیای جدیدی شویم که انتظارات بسیار بیشتری از ما دارد.
در خصوص این اسامی نظر شما چیست؟
پزشکیان: «نمیدانم»
جلیلی: بسم الله
نظرتان در مورد این شعارها چیست؟
برای ایران: شعاری عالی است؛ من این شعار را برای اسلام نیز در نظر میگیرم، چراکه ایران و اسلام را جدا از هم نمیدانم.
یک جهان فرصت، یک ایران جهش، هر ایرانی یک نقش با شکوه: این شعار به اعتقاد من مثبت است، اگرچه شاید واژه نیست.
