رسول سلیمی: رابطه میان دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، و بنیامین نتانیاهو که در دور اول ریاستجمهوری ترامپ (۲۰۱۷-۲۰۲۱) بهعنوان یکی از نزدیکترین همپیمانان سیاسی در خاورمیانه شناخته میشد، در دوره دوم با چالشهای جدیدی روبهرو شده است.
مطابق با گزارشات رسانهای، موضوع ایران، بهویژه برنامه هستهای آن کشور، یکی از محورهای اصلی مناقشات میان این دو سیاستمدار به شمار میرود. در حالی که نتانیاهو خواستار اقدام نظامی علیه تأسیسات هستهای ایران است، ترامپ بر اهمیت مذاکرات دیپلماتیک به منظور رسیدن به یک توافق جدید با تهران تأکید میکند.
تنش بر سر استراتژی ایران
به گزارش تایمز آو اسرائیل، مکالماتی اخیر بین ترامپ و نتانیاهو با اختلافات شدیدی روبهرو بوده است. شبکه ۱۲ اسرائیل اعلام کرده که در این تماس، ترامپ به نتانیاهو گفت: «من به دنبال راهحلی دیپلماتیک با ایران هستم و به تواناییام برای رسیدن به یک توافق خوب ایمان دارم.»
این اظهارات در تضاد با ادعاهای اولیه دفتر نتانیاهو است که مدعی توافق دو طرف بر غیرقابل دسترسی کردن ایران برای سلاح هستهای شد.
علاوه بر این، کریستی نوئم، وزیر امنیت داخلی آمریکا، در مصاحبهای با فاکس نیوز اعلام کرد که به نمایندگی از ترامپ به نتانیاهو خاطرنشان کرده که «اسرائیل باید با رئیسجمهور هماهنگی داشته باشد» و مذاکرات هستهای با ایران «بسیار حائز اهمیت» است.
گزارش NBC News حاکی از آن است که نتانیاهو از تمایل ترامپ برای مذاکره با ایران نگران است و بر این باور است که این مذاکرات فرصتهای اقدام نظامی علیه ایران را از بین میبرد.
به همین دلیل، تفاوتها در این مکالمات نمایانگر اختلافات عمیق در رویکردهای هر یک از آنان است. نتانیاهو که ایران را تهدیدی برای وضعیت اسرائیل میداند، به این امید است که پس از جنگ ۲۰ ماهه در منطقه، ایران و متحدان آن تضعیف شدهاند و میتواند از این موقعیت به نفع اقدام نظامی بهرهبرداری کند.
از طرف دیگر، ترامپ که در دور اول خود از توافق هستهای برجام خارج شد، اکنون به دنبال یک توافق جدید با ایران است که ممکن است شامل حفظ برخی از تأسیسات غنیسازی ایران باشد، به گفته منابع.
ناظران سیاسی بر این باورند که این رویکرد دیپلماتیک به دلیل نگرانیهای ژئوپلیتیکی، از جمله جلوگیری از درگیری نظامی گسترده و حفظ حمایت کشورهای عربی خلیجفارس، شکل گرفته است. بنابراین، اظهارات نوئم نشان میدهد ترامپ با ارسال نمایندگان خود به اسرائیل، در تلاش است نتانیاهو را از انجام اقدامات یکجانبه بازدارد و او را به همراستایی با سیاستهای آمریکا ملزم نماید.
کارشناسان سیاسی معتقدند که او در آن زمان به اقدام نظامی مستقیم علیه ایران روی نیاورد، اما خروج از برجام به خواست نتانیاهو صورت گرفت که نشاندهنده نفوذ نسبی نتانیاهو در گذشته بوده است.
دلایل کنترل رفتار نتانیاهو توسط ترامپ
بهنقل از رویترز، ترامپ به نتانیاهو هشدار داده که اقدامات اسرائیل نباید مذاکرات هستهای با ایران را تحت تأثیر قرار دهد و تأکید کردهاست که «ما به یک راهحل نزدیک هستیم».
این هشدار به دنبال گزارشی از نیویورک تایمز منتشر شد که ادعا میکرد اسرائیل قصد دارد در ماه مه ۲۰۲۵ به تأسیسات هستهای ایران حمله کند، اما ترامپ از اجرای این برنامه جلوگیری کرد.
واشنگتن پست نیز گزارش داده که ترامپ به نتانیاهو گفته است: «هر کاری که باید انجام دهید، انجام دهید»، اما این حمایت مشروط به هماهنگی با سیاستهای آمریکا بود.
تلاش ترامپ برای کنترل رفتار نتانیاهو تحت تأثیر سه عامل کلیدی قرار دارد:
اول، او بهدنبال جلوگیری از درگیری نظامی گسترده در خاورمیانه است که میتواند تأثیرات منفی بر اقتصاد جهانی به ویژه روی بازارهای انرژی برجای گذارد. کشورهای عربی خلیجفارس، همچون عربستان سعودی و امارات، بهطور صریح از آمریکا خواستهاند تا از اقدامات نظامی علیه ایران امتناع ورزد، زیرا اینکار میتواند به تلافی ایران در مقابل منافع انرژی آن کشورها منجر شود.
دوم: ترامپ در تلاش است تا یک موفقیت دیپلماتیک مهم در مذاکره با ایران بهدست آورد که بتواند به عنوان یک دستاورد برای او ثبت شود. این هدف با تمایل او به اجتناب از جنگهای خارجی که در دور نخست ریاستجمهوریاش نیز از جمله شعارهای اصلی او بوده، همخوان است.
سوم، تنشهای شخصی میان ترامپ و نتانیاهو، بهویژه پس از تبریک نتانیاهو به جو بایدن در انتخابات ۲۰۲۰، موجب شده تا ترامپ تمایل کمتری به پذیرش درخواستهای نتانیاهو داشته باشد.
این سه عامل نشان میدهد که ترامپ از طریق ارایه هشدارها و اعزام نمایندگانی چون نوئم، در تلاش است تا نتانیاهو را در چهارچوب سیاستهای خود نگه دارد. مقایسهای با دوران بایدن بیانگر این است که او نیز تلاش کرده تا اقدامات نظامی اسرائیل را محدود نماید، اما رویکرد دیپلماتیک او با فشارهای داخلی از سوی کنگره مواجه گردید، در حالی که ترامپ از قدرت بیشتری در میان جمهوریخواهان برخوردار است.
ابزارهای کنترل رفتار نتانیاهو توسط ترامپ
گزارشهای رسانهای بیانگر این است که ترامپ از چندین ابزار برای مدیریت رفتار نتانیاهو بهره میبرد.
نخست، اعزام مقامات ارشد همچون کریستی نوئم و استیو ویتکاف، فرستاده ویژه رئیسجمهور آمریکا در خاورمیانه، به اسرائیل به منظور انتقال پیامهای مستقیم. نوئم در تاریخ ۲۵ مه ۲۰۲۵ به نتانیاهو تأکید کرد که «ما فرصت محدودی داریم» و او باید با تصمیمات ترامپ هماهنگ شود.
دوم، تهدید به قطع حمایت نظامی در صورت اقدام یکجانبه اسرائیل. نیویورک تایمز گزارش داده که مقامات آمریکایی به اسرائیل هشدار دادهاند که در صورت حمله به ایران بدون هماهنگی، آمریکا ممکن است حمایت نظامی خود را محدود کند.
سوم، استفاده از اهرمهای اقتصادی مانند تعرفهها. گزاشهای رسانهای بیانگر این است که نتانیاهو نسبت به تعرفههای تجاری جدید آمریکا بر اسرائیل ابراز نگرانی کرده، اما پاسخی روشن از طرف ترامپ دریافت نکرده است.
این ابزارها نمایانگر رویکرد چندجانبه ترامپ برای محدود کردن اقدامات نتانیاهو است. اعزام مقامات ارشد به اسرائیل، مثل نوئم و ویتکاف، بهعنوان یک کانال مستقیم برای اعمال فشار دیپلماتیک عمل میکند. تهدید به کاهش حمایت نظامی، با توجه به وابستگی اسرائیل به کمکهای نظامی آمریکا، (همچون کیتهای هدایت بمبهای BLU-۱۰۹ که در فوریه ۲۰۲۵ تأیید شد) یک اهرم بسیار قوی به شمار میرود. تعرفههای تجاری نیز بهعنوان ابزاری اقتصادی برای فشار بر اسرائیل استفاده میشوند، بهویژه با توجه به نگرانیهای نتانیاهو درباره تأثیر آنها بر اقتصاد اسرائیل.
این استراتژی مشابه رویکرد تاریخی آمریکا نسبت به متحدان خود است، مانند فشار بر اسرائیل در دهه ۱۹۹۰ برای پیشبرد مذاکرات صلح با فلسطینیها. با این حال، تنشهای شخصی میان ترامپ و نتانیاهو ممکن است اجرای این ابزارها را پیچیدهتر سازد، زیرا نتانیاهو میتواند با جلب حمایت کنگره یا گروههای لابی حامی اسرائیل در آمریکا، در مقابل ترامپ اقدام کند.
پیامدهای کنترل رفتار نتانیاهو توسط ترامپ
گزارش آتلانتیک مطرح میکند که تلاشهای ترامپ برای کنترل نتانیاهو منجر به بروز شکافهایی در روابط آمریکا و اسرائیل شده است. تصمیم ترامپ برای مذاکره با ایران و عدم سفر به اسرائیل در سفر اخیر به خاورمیانه (که شامل سفر به کشورهای عربستان، قطر و امارات بود) بهعنوان نشانهای از کاهش اولویت اسرائیل در سیاست خارجی ترامپ تعبیر شده است. همچنین، گزارش گاردین نشان میدهد که نتانیاهو همچنان بهدنبال جلب حمایت آمریکا برای حمله به تأسیسات هستهای ایران است، اما مقاومت ترامپ این تلاشها را محدود کرده است.
از منظر سیاسی، کنترل رفتار نتانیاهو توسط ترامپ ممکن است به کاهش نفوذ اسرائیل در سیاست خارجی آمریکا منجر شود، بهویژه در مقایسه با دوره اول ترامپ که اقدامات او (مانند انتقال سفارت به اورشلیم و خروج از برجام) به نفع اسرائیل بود.
از لحاظ ژئوپلیتیکی، این کنترل میتواند به تقویت روابط آمریکا با کشورهای عربی خلیجفارس که مخالف اقدامات نظامی علیه ایران هستند، کمک کند.
از بعد اقتصادی، تعرفهها و فشارهای مالی میتوانند اثرات چالشبرانگیزی بر اقتصاد اسرائیل داشته باشند، بهویژه اگر حمایت نظامی آمریکا کاهش یابد. با این حال، نتانیاهو ممکن است از طریق لابیهای قدرتمند در آمریکا، نظیر AIPAC، یا حمایت جمهوریخواهان کنگره، از جمله سناتورهای تام کاتن و لیندسی گراهام، تلاش کند فشار را بر ترامپ افزایش دهد.
تحلیلها نشان میدهند که روابط پرتنش میان رهبران آمریکا و اسرائیل، نظیر اختلافات اوباما و نتانیاهو در سال ۲۰۱۵، معمولاً به نفع اسرائیل حل شدهاند، اما عدم پیشبینیپذیری ترامپ ممکن است این نتیجه را به چالش بکشد.
چرا اختلاف ترامپ و نتانیاهو اهمیت دارد؟
تلاش ترامپ برای کنترل رفتار نتانیاهو نشاندهنده تغییر در اولویتهای سیاست خارجی او نسبت به دوره اول است. او در پی کاهش درگیریهای نظامی و دستیابی به موفقیتهای دیپلماتیک است که میتواند موضع او را در داخل و خارج از آمریکا تقویت کند. از منظر ژئوپلیتیکی، این رویکرد ممکن است به کاهش تنشها با ایران و تقویت روابط با کشورهای عربی بینجامد، اما میتواند خطر تضعیف اتحاد سنتی آمریکا و اسرائیل را نیز به دنبال داشته باشد. از نظر اقتصادی، فشار مالی نظیر تعرفهها میتواند بهعنوان ابزاری برای محدود کردن اقدامات اسرائیل عمل کند.
مقایسه تاریخی با رابطه بین اوباما و نتانیاهو نشان میدهد که اختلافات میان رهبران آمریکا و اسرائیل غالباً به نفع اسرائیل در گذشته حل شدهاند، اما عدم پیشبینیپذیری ترامپ و تاکید او بر دیپلماسی میتواند احتمال نتیجهای متفاوت را بهوجود آورد. چشمانداز آینده نشان میدهد که موفقیت مذاکرات هستهای با ایران و واکنش نتانیاهو به این فشارها، تعیینکننده آینده روابط آمریکا و اسرائیل خواهد بود.
در یک تحلیل نهایی، مکالمات اخیر بین دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو نشاندهنده تنشهای موضوعی بر سر سیاستهای ایران بوده است. ترامپ با تأکید بر دیپلماسی و بهکارگیری ابزارهایی نظیر فشار دیپلماتیک، تهدید به کاهش حمایت نظامی و اهرمهای اقتصادی، در پی کنترل رفتار تهاجمی نتانیاهو است. این تلاشها بهدلیل نگرانی از جنگهای نظامی، ضرورت حفظ روابط با کشورهای عربی، و تمایل به کسب موفقیتهای دیپلماتیک به عمل آمده است.
با این حال، نتانیاهو ممکن است از طریق لابیها و حمایت کنگرهای آمریکا بهدنبال خنثیسازی این فشارها باشد. آیا موفقیتهای دیپلماتیک ترامپ در روابط با کشورمان به ثمر خواهد نشست، یا در مقابل فشارهای نتانیاهو به افزایش تنشها خواهد انجامید؟ پاسخ این سؤال به تحولات ماههای آتی وابسته است.
۲۱۳/۴۲
