براساس گزارش گروه سیاست خارجی ایرنا، سکوت و رفتار تساهلآمیز سازمان ملل بهمدت چهار سال در مواجهه با جنایات صربها علیه مسلمانان بوسنی و هرزگوین که به هر شکلی اقدام به نقض حقوق انسانی میکردند و همچنین همکاری کنونی این سازمان با صهیونیستها، که نزدیک به یک سال است در حال ارتکاب قتلعام مردم بیپناه غزه هستند، چندان متفاوت به نظر نمیرسد؟!
در دهه ۹۰ میلادی، جمعیت مسلمانان بوسنی و هرزگوین نیز قریب به دو میلیون نفر بود، که متحمل آوارگی و محاصرههای غذایی شدیدی گردیدند و تمامی مسیرهای کمکرسانی به آنان بسته شد.
مرتضی نجفی قدسی، نویسنده و پژوهشگر قرآنی، به مناسبت سیاُمین سالگرد نسلکُشی مسلمانان بوسنی و هرزگوین در اروپا، در یادداشتی به تشابهات این نسلکُشی با وضعیت کنونی مسلمانان غزه اشاره کرده که متن آن در ادامه ارائه میشود:
حدود سه دهه از نسلکُشی مسلمانان بوسنی و هرزگوین میگذرد و شباهتهای زیادی به محنتهای کنونی فلسطینیان در غزه دارد.
تاریخ ورود اسلام به قلمرو بالکان در قرون سوم و چهارم هجری، از مسیر جاده ابریشم بهواسطه بازرگانان ایرانی است و در زمان عثمانی نیز توسعهیافت. سادات ناشی از نسل حسنین همواره در بوسنی و هرزگوین حضور داشتهاند.
بوسنی و هرزگوین، از مناطق زیبا و خوشآبوهوا در قلب بالکان در جنوب اروپا به شمار میروند که میان قرنهای ۱۵ تا ۲۰ قبل از جنگ جهانی اول، جزئی از امپراطوری عثمانی بودند و پس از این جنگ، به بخشی از کشور پادشاهی یوگسلاوی تبدیل شدند. در دوران پس از جنگ جهانی دوم، این منطقه یکی از شش جمهوری فدرالیته یوگسلاوی تلقی میشد که شامل صربستان، اسلوونی، کرواسی، مقدونیه، مونتهنگرو و بوسنی و هرزگوین بود.
با فروپاشی نظام کمونیستی در یوگسلاوی در سال ۱۹۹۱، جمهوری بوسنی و هرزگوین در اول مارس ۱۹۹۲، رفراندومی برای اعلام استقلال برگزار کرد. با توجه به اینکه مسلمانان اکثریت جمعیت این کشور را تشکیل میدادند، کشورهای غربی بهسرعت اقدام به حمایت از اقلیت صربهای بوسنی و هرزگوین نمودند و ارتش صربستان در ششم آوریل همان سال ۱۹۹۲، تمامی مناطق مسلماننشین منطقه را محاصره کرد.
از سال ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۵، یعنی به مدت تقریباً چهار سال، صربها به توطئههای غذایی و مقیاسهای گسترده کشتار مسلمانان بوسنی و هرزگوین ادامه دادند و قادر به ارتکاب هر نوع جنایتی شدند. به گفته بسیاری از رسانههای غربی، صربها با مسلمانان جنگی در سطح قرون وسطایی انجام داده و به شکنجه و مثلهکردن اجساد پرداختند، به زنان و دختران تعرض کرده و آنها را به قدری گرسنه میکردند که منجر به مرگ آنها شود؛ حتی به کودکان چهار ساله نیز حمله کرده و شاهد کشتارهای جمعی در شهر سِربِرنِیستا بودند، جاییکه پس از ورود به شهر، ظرف یک هفته، بیش از ۱۲ هزار مرد جان خود را از دست دادند!
در طول این چهار سال، کشورهای اروپایی بههیچوجه تمایلی به دخالت در این جنگ نشان ندادند و اعلام کردند که این جنگ به آنها مربوط نمیشود و یک جنگ داخلی است. در حالی که آنها در پسپرده نمیخواستند دولتی اسلامی در اروپا پدید آید و اجازه دادند تا صربها دو میلیون مسلمان بوسنی و هرزگوین را آواره کنند. بر اساس برخی گزارشها، قریب به ۳۰۰ هزار نفر از مسلمانان طی این چهار سال کشته شدند و بیش از ۶۰ هزار زن و دختر مورد تجاوز قرار گرفتند. همچنین، افزون بر ۸۰۰ مسجد را ویران کرده و کتابخانه تاریخی سارایوو را به آتش کشیدند. زنان را به اردوگاههای داخل صربستان منتقل کردند، جاییکه روزنامه گاردین در یک نقشه تمام صفحه، ۱۷ اردوگاه تجاوز به زنان بوسنیایی را مشخص کرد.
در طول این سالها، علی عزت بگوویچ، رهبر معروف مسلمانان بوسنی و هرزگوین، نماد استقلال و ایستادگی در برابر ظلم صربها بود و مسلمانان نیز با حداقل امکانات به مقاومت ادامه میدادند. برخی شهرهای بوسنی همانند سِربِرنیستا به طور قهرمانانه ایستادگی میکردند تا اینکه شورای امنیت سازمان ملل این منطقه را امن اعلام نمود و نیروهای ناتو نیز مسئولیت امنیت هوایی آن را بر عهده گرفتند. ۴۰۰ نفر از نیروهای هلندی به عنوان خط حائل بین صربها و مسلمانان مستقر شدند، اما نیروهای هلندی که هر شب با نیروهای صرب در حال میگساری و رقص بودند، در یک نقشه حساب شده به مسلمانان سِربِرنیستا اعلام کردند که اگر میخواهید امنیت جانی شما تضمین شود، باید اسلحههای خود را تسلیم کنید و حفاظت از خود را به دوش آنها بگذارید. مسلمانان خسته از جنگ به این وعدهها اعتماد کردند و اسلحههای خود را تحویل دادند. سپس، نیروهای هلندی کنار رفتند و فرماندهان صرب با هزاران سرباز جنایتکار به شهر وارد شدند و کشتارهای بیرحمانه را آغاز کردند. بنا بر آمار رسمی سازمان ملل، ۸۳۷۲ نفر به قتل رسیدند، حال آنکه تعداد واقعی به مراتب بیشتر از این میزان است. حدود ۱۵ هزار نفر نیز به جنگلها پناه بردند و اکثراً در کمینهای صربها گرفتار آمدند و کشته شدند و در قبور جمعی دفن شدند. هنوز پس از سالها نیز هر از گاهی قبرهای جدیدی کشف میشود و فاجعههای این چهار سال بر مسلمانان مظلوم بوسنی و هرزگوین بهقدری زیاد بوده که فرصت حتی برای نگارش یک مقاله یا کتاب کافی نیست.
تنها گناه مسلمانان بوسنی و هرزگوین، مسلمان بودن آنها بود. به طوری که یکی از فرماندهان صرب در پاسخ به این پرسش که چرا مسلمانان را میکشید، میگوید: «چون اینها گوشت خوک نمیخورند!»
متأسفانه، سازمان ملل به وظایف اصلی خود در ممانعت از این کشتارهای وحشیانه در قلب اروپا توجهی نکرده و در صورتی که قطعنامهای نیز از شورای امنیت صادر میشد، مانند قطعنامه ۸۱۹ که نیروهای ناتو را مسئول حفاظت هوایی از سِربِرنیتسا اعلام میکرد، نیروهای ناتو هیچ اقدامی به عمل نیاوردند. حتی نیروهای حافظ صلح سازمان ملل با جمعآوری مختصری از سلاحهای جنگجویان در این شهر، زمینه سقوط آن را فراهم کردند و این شهر بیدفاع را به صربها واگذار کردند!
بهخاطر این که این جنایات، حقوق بشر آمریکایی و اروپایی را به چالش کشید، آنها سالها پس از خاتمه جنگ بوسنی به حرکات نمادینی پرداخته و در سال ۲۰۰۵، یعنی ۱۰ سال پس از پایان جنگ، کنگره آمریکا اعلام کرد که سیاستهای دولت صربستان شرایط نسلکُشی را دارا بوده است! یا سه دادگاه در آلمان نیز به نسلکُشی بودن کشتار مسلمانان بوسنی، بهویژه در سِربِرنیستا حکم صادر کردند. بدتر از همه، در تاریخ ۸ ژوئن ۲۰۲۱، یعنی ۲۶ سال پس از پایان جنگ بوسنی، قضات دادگاه سازمان ملل راتکو ملادیچ، فرمانده صربها که به قصاب صربها مشهور بود، به علت نسلکُشی و ارتکاب جنایات جنگی، به حبس ابد محکوم کردند!!!
بهواقع، اگر به خشونتهای صهیونیستها علیه فلسطینیان و بهخصوص مردم غزه بنگریم، تا چه حد این رفتارها با فجایع صورتگرفته توسط صربها نسبت به مسلمانان بوسنی مشابهت دارد.
سکوت و رضایت سازمان ملل در مدت چهار سال در برابر صربها و جنایات آنها، با سهلانگاری کنونی سازمان ملل در قبال صهیونیستها که قریب به یک سال است که مشغول نابودی مردم بیپناه غزهاند، قابل مقایسه است. بهواقع، کشتار پناهندگان در اردوگاههای سازمان ملل در غزه قطعاً با قتلعام مردم سِربِرنیستا که تحت حمایت نیروهای صلحبان قرار داشتند، فرق چندانی ندارد.
جمعیت مسلمانان بوسنی و هرزگوین نیز به مانند مردم غزه حدود دو میلیون نفر بودند که آواره شده و از محاصرههای شدید غذایی دچار رنج و سختی گردیدند. صهیونیستها نیز تمامی امکانات کمکرسانی را مسدود کرده و در صدد هستند تا ملتی را با گرسنگی نابود سازند که با رفتار صربها قابل مقایسه است.
بخش اعظمی از جنایتهای صهیونیستها در غزه، به طور مستقیم مشابه جنایات ۳۰ سال پیش صربهای جنایتکار در بوسنی و هرزگوین است. تنها تفاوت در این است که تعداد کشتهشدگان فلسطینی که اکنون به مرز ۴۱ هزار تن رسیده و تخمینزده میشود که حدود ۱۵ هزار نفر نیز زیر آوارها هستند، به عدد ۳۰۰ هزار مسلمان بوسنی که در آن زمان جان خود را از دست دادند نرسیده است. این پرسش بیجواب باقی میماند که ابرقدرتهای جهان چه نقشههایی برای ملت مظلوم و مقاوم فلسطین طرحریزی کردهاند؟ آیا آنها میخواهند جنگ و محاصره غزه را نیز همانند بوسنی برای چهار سال ادامه دهند؟! آیا تمامی این جنایات برای خونآشامان جهان و صهیونیستها کافی نخواهد بود؟!
واقعا بشر که اشرف مخلوقات پروردگار است، چقدر میتواند در زمینه پستی و رذالت به اوج برسد؛ بهطوری که بدل به نماینده شیطان شود!
این جهان خالق خود را دارد و مطمئناً خونهای بیگناهان هدر نخواهند رفت و جنایتکاران جهان نباید به قدرت خود مغرور شوند و بدانند بالاخره روزی وعده الهی به تحقق خواهد پیوست و مظلومان به قدرت خواهند رسید و ظالمان به جزای اعمال خود خواهند رسید: «و الله عزیزٌ ذوانتقام».
