“`html
تحقیقات نشان میدهد که کمبود معلمان کارآمد و تخصصی یکی از چالشهای فراگیر کشورهای مختلف است. با توجه به اهمیت معلم و نقش او در کلاس درس، شعار امسال روز جهانی معلم بر محور چگونگی جبران این کمبود و پیدا کردن راهکارهای لازم استوار است.
شروع فعالیتهای آموزشی و پرورشی در مدارس غالباً با مشکلاتی مانند عدم دریافت کتابهای درسی، فقدان معلم، تراکم بالا در کلاسها، فضاهای آموزشی نامناسب و… مواجه است. این معضل مخصوص کشور ما نیست؛ کمبود معلم کارآمد در سطح جهانی مسئلهای مشترک به شمار میرود و به همین دلیل، شعار امسال روز جهانی معلم به بررسی راههای جبران این کمبود اختصاص یافته است.
با پذیرش این واقعیت که کمبود معلم یک نگرانی جهانی است، باید به تعریف دقیقتری از این شرایط دست یافت. کمبود معلم به وضعیتهایی اطلاق میشود که در آن، تعداد معلمان واجد شرایط کافی برای پر کردن موقعیتهای تدریس در یک منطقه یا زمینه درسی خاص وجود ندارد. این ناکارآمدی میتواند به افزایش تراکم در کلاسها، کاسته شدن از کیفیت آموزشی و عدم دسترسی دانشآموزان به معلمان با کیفیت بالا، بهویژه در مناطق محروم منجر شود.
آمارها نشان میدهد که به طور میانگین، بیش از ۲۵ درصد دانشآموزان در کشورهای عضو OECD در مدارسی ثبتنام میکنند که وزیران آموزش و پرورش آنها اعلام کردهاند که فرایند یادگیری به دلیل کمبود معلم با چالش مواجه است.
نظام آموزشی انگلیس در سال تحصیلی
21-2020 گزارشی در خصوص کمبود معلم ارائه داد که نشان میدهد این نظام نتوانسته به اهداف خود در جذب و استخدام معلم دست یابد. برای پر کردن کمبود معلم در زمینههای مختلفی مانند فیزیک، زبانهای خارجی، طراحی و فناوری، شیمی و ریاضیات، این سازمان به ترتیب فقط 45%، 72%، 75%، 80% و 84% از نیازهای خود را تأمین کرده است.
همچنین، نظام آموزشی این کشور با معضل بالای عدم تمایل معلمان به ادامه خدمت نیز مواجه است: 22 درصد از معلمان زیر 50 سال میخواهند در پنج سال آینده تدریس را ترک کنند. این عدم تمایل به ماندن و تمایل به جابجایی معلمان، از جمله در مدارس مناطق محروم، به چالشی جدی تبدیل شده است چرا که این مناطق با دشواریهایی در جذب و حفظ معلمان مواجه هستند.
در انگلستان، 22 درصد از مدارس در مناطق برخوردار با کمبود معلم روبهرو هستند، در حالی که این رقم در مناطق محروم به 46 درصد افزایش مییابد. به همین ترتیب، درصد معلمان مجرب در مدارسی که از نظر اقتصادی-اجتماعی در شرایط ضعیفتری هستند، 7 درصد کمتر از مدارس دارای منابع است و این نابرابری به نابرابریهای آموزشی پایدار دامن میزند.
بهعلت سختی شغل معلمی و پرداختهای مالی ناچیز، بسیاری از معلمان آموزشدیده این حرفه را ترک کرده و یا بازنشسته میشوند؛ در اکثر کشورهای پیشرفته، برای مقابله با این مشکل، راهحلهایی شامل استخدام با مشوقهای خاص، تحصیل در دانشگاههای تربیت معلم و حفظ و نگهداری نیروی انسانی موجود در نظر گرفته میشود. به منظور حل بنیادی موضوع، لازم است دولتها سیاستهای تشویقی را برای جذب و استخدام معلمان در نظر بگیرند. تجارب کشورهای مختلف نشان میدهد که تضمین حقوق مناسب، پرداختهایی که مبتنی بر عملکرد یا شایستگیاند، ایجاد انگیزه و مشوقهای غیرمالی مانند تأمین حمل و نقل، مسکن، مستمری و اولویت در مرخصی تحصیلی از جمله سیاستهای مؤثری هستند که میتوانند به حل این مشکل یاری رسانند.
میانگین سطح حقوق معلمان علاوه بر حساسیت سیاسی، تأثیر قابل توجهی بر نتایج آموزشی دارد. در نظامهای آموزشی، حقوق معلمان معمولاً بخش اعظم بودجه آموزشی را به خود اختصاص میدهد (حدود سهچهارم).
حقوق معلمان بر جذب، حفظ و انگیزه آنان تأثیرگذار است. متوسط حقوق و ساختار مشوقهای مادامالعمر (مقیاس حقوق) باید برای جذب افرادی که سطح مورد نظر را دارند، کافی باشد. این بدان معنی است که آنها باید با مشوقهای مالی در سایر بخشهای اقتصاد که نیاز به متخصصان دارند، رقابت کنند. در سطح بینالمللی، بررسی میانگین دستمزد معلمان بر اساس تولید ناخالص داخلی سرانه، و در سطح ملی، مقایسه حقوق معلمان با افرادی که مدارک مشابه دارند در مشاغل دیگر در دو بخش دولتی و خصوصی نیز انجام میشود.
یکی از راهبردهای ایجاد انگیزه و نگهداری معلمان، اجرای سیاستهای تحولی در زمینه شغف شغلی است؛ همچون امکان پیشرفت به عنوان معلم متخصص با حقوق بالاتر و پذیرش مسئولیتهای اضافی در سمتهای مدیریتی داخل مدرسه. به مزایای پیشرفت حرفهای میتوان به آموزش ضمن خدمت و مرخصی تحصیلی برای معلمان و همچنین ارائه بورسیه تحصیلی در دانشگاههای تربیت معلم برای دانشآموزان مستعد اشاره کرد.
در برخی کشورها برای افزایش جذابیت حرفه معلمی، حقوقهای مبتنی بر شایستگی به وجود آوردهاند و به معلمان بر اساس کیفیت تدریس یا صلاحیتهای علمیشان حقوق بالاتری پرداخت میکنند و تشویق میشوند که با ارتقاء دانش و مهارتهای خود، روشهای تدریس خود را بهبود بخشند.
با این حال، این همبستگی بین حقوق و کیفیت آموزش زمانی به چالشی تبدیل میشود که عملکرد دانشآموزان بر اساس حقوقی که به معلمان اختصاص داده میشود، بهبود نیابد. بنابراین، ممکن است نظام حقوق مبتنی بر عملکرد برای اصلاح ساختار یادگیری دانشآموزان کارآمد نباشد، اما در برخی موارد میتواند به منظور ایجاد انگیزه و حفظ معلمان به کار آید.
پاداشهای مبتنی بر نتایج دانشآموزی مباحثی بسیار جنجالی به همراه دارد، زیرا میتواند تأثیرات منفی بر کیفیت آموزش داشته باشد؛ چرا که معلمان را به سمت تدریس برای کسب نمرات در امتحانات ملی هدایت میکند و تمرکز آنها را از موضوعات خاصی که مستقیماً با آزمونها رابطه دارند، دور میکند.
درک بازار کار معلمان و عواملی همچون تقاضا و عرضه معلمان، پاسخگویی معلمان به مشوقها و چالشهایی که دولتها در تعیین تعداد معلمان مورد نیاز با آن مواجه هستند، و سازوکارهایی که معلمان را به مدارس اختصاص میدهند، از اهمیت بالایی برخوردار است.
در مدرسه، تقاضا برای معلمان به عواملی چون جمعیت دانشآموزی، نرخ ثبتنام، سن شروع و اتمام دوره آموزش اجباری، میانگین اندازه کلاس و بار آموزشی معلمان بستگی دارد.
عرضه، تحت تأثیر عوامل مختلفی همچون کیفیت آموزش معلمان، شرایط کاری و فرصتهای شغلی خارج از نظام آموزش میباشد. با نزدیک شدن بخشی از نیروی کار فعلی به سن بازنشستگی، آموزش و پرورش حرفهای باید راهکارهایی برای جبران کمبود معلمان پیدا کند.
با این حال، سیاستهای جبران کمبود معلم نه تنها به تأمین عرضه کافی معلمان مطابق با تقاضا نیاز دارد، بلکه باید بهترین کاندیداها برای استخدام نیز شناسایی شوند.
اطمینان از باقی ماندن معلمان مؤثر و کارآمد در این حرفه و پاکسازی معلمان ناکارآمد از طریق رویههای شفاف و پذیرفتهشده، از دیگر چالشهای موجود برای تضمین نیروی کار با کیفیت است. شرایط استخدام و کار، از جمله فرصتهای پیشرفت شغلی، در این زمینه اهمیت ویژهای دارند.
در خصوص کمبود معلم در کشور ما، فعالیتهایی در حال پیگیری است، اما باید توجه کرد که کاهش الزامات آموزشی برای معلمان تازهوارد از آزمونهای استخدامی، لزوماً بهترین گزینه برای حل این مشکل نیست، چرا که ممکن است به تسهیل در پر کردن جایگاههای آموزشی کمک کند، اما کیفیت آموزشی که دانش آموزان دریافت میکنند را مورد خطر قرار میدهد.
بنابراین برگزاری کامل و جامع دورههای مهارتآموزی برای معلمان جدیدی که به استخدام درمیآیند، امری ضروری است.
بدون شک کمبود معلم بزرگترین خطر برای نهتنها سیستم آموزشی، بلکه برای آینده کشور به شمار میرود. چراکه اگر مدارس موتور فرصتهای آموزشی و اقتصادی باشند، معلمان رهبران و راهنمایان این مسیر هستند.
خوشبختانه در حال حاضر والدین و سیاستگذاران نسبت به تغییرات لازم برای بهبود وضعیت آموزش و پرورش و حرفه معلمی آگاهتر شدهاند و جوامع فهمیدهاند که باید در مشوقها سرمایهگذاری کنند تا بهترین و باهوشترین افراد را به حرفه معلمی جذب کنند، تا معلمان آیندهنگر بیشتری را به برنامههای آموزشی در مناطقی که دچار کمبود معلم هستند، جلب گردد.
شعار سال تحصیلی جاری «مدرسه قوی، ایران قوی» میباشد. این شعار زیبا و ارزشمند باید بهعنوان یک باور همگانی در نظر گرفته شده و با تلاش و کوشش بسیار به مرحله اجرا درآید.
برای چنین مدرسهای، دانشآموزان نیاز به معلمان کارآمد، شایسته و دلسوز دارند. این کار فراتر از کمک به یادگیری خواندن، نوشتن و ریاضی است. معلمان به آنها آموزش میدهند که چگونه رفتار کنند، رؤیاهای خود را پرورش دهند و برای دستیابی به اهدافشان برنامهریزی کنند. آنها دانشآموزان را به چالش میکشند، تشویق کرده و به آنها میآموزند که چگونه به نحو صحیح تحلیل و استدلال کنند.
معلمان بهعنوان الگوهایی در زندگی دانشآموزان، حمایت کرده و تأثیرات مثبتی در زندگی آنها ایجاد میکنند. به همین دلیل، افرادی که به این حرفه وارد میشوند باید بتوانند، با وجود چالشها، نسبت به آینده امیدوار و مصمم باشند تا بتوانند آنچه که امروزه به عنوان یک مشکل در آموزش و پرورش مطرح است را تغییر دهند و فرصتی برای تحول فراهم آورند.
“`
