اکنون تقریباً ۱۶ سال از شکلگیری بنیاد ملی بازیهای رایانهای به عنوان تنها نهاد مسئول بازیهای دیجیتال گذشته است و در حالی که این سازمان با چالشهای جدی مواجه است، بحث اصلاح اساسنامه آن نیز به میان آمده است. این موضوع، با شرط بررسی دقیق مشکلات موجود، ممکن است به عملی شدن اساسنامهای واقعگرایانه و اجرایی منجر شود، اما توانایی بازگرداندن فرصتهای از دست رفته در یکی از پرسودترین و گستردهترین بازارهای صنایع خلاق سالهای اخیر را نخواهد داشت.
اساسنامه تأسیس بنیاد ملی بازیهای رایانهای بر طبق مصوبه ۵۸۴ شورای عالی انقلاب فرهنگی در خردادماه سال ۱۳۸۵ تصویب گردید و بر اساس این مصوبه، بنیاد مضمون فعالیت خود را از سال ۱۳۸۷ شروع کرد. بر اساس آنچه در اساسنامه بهچشم میخورد، بنیاد برای برنامهریزی و حمایت از اقدامهای مرتبط با حوزههای فرهنگی، هنری و فنی صنعت بازیهای ویدئویی و رایانهای با نظارت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تأسیس شده است. اما در اردیبهشت ماه سال جاری، شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوبهای با دو تبصره در مورد وظایف بنیاد ملی بازیهای رایانهای صادر کرد، که تأکید بر این داشت که باید اساسنامه بنیاد در چارچوب مصوبه سال ۱۳۸۵ و بهگونهای متناسب، در مدت ۳ ماه توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تدوین و مورد بازنگری قرار گیرد و به شورای عالی انقلاب فرهنگی ارسال شود. محمدمهدی اسماعیلی _ وزیر سابق ارشاد_ هدف این اقدام را تغییر ساختار پشتیبانی مالی و پژوهشی و تقویت نیروی انسانی بنیاد عنوان کرده بود؛ هدفی که او در دوره وزارت خود فرصتی برای پیگیری آن نیافت.
پایان مهلت قانونی برای تغییر اساسنامه بنیاد در ایام شلوغ ارشاد
اهمیت تغییر اساسنامه بنیاد ملی بازیهای رایانهای به این خاطر است که امروزه بازیهای رایانهای به عنوان یکی از پرسودترین و پرحجمترین بخشهای صنایع خلاق شناخته میشوند و با توجه به گسترش سریع جمعیت مخاطبان این بازیها در سالهای اخیر، لازم است که به این حوزه توجه بیشتری شود تا مشکلاتی که در ۱۶ سال گذشته برطرف نشده یا بهدرستی بررسی نشدهاند، اصلاح گردند. نکته جالب این است که با وجود گذشت ۶ ماه از ابلاغ مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی برای تغییر اساسنامه بنیاد، این موضوع هنوز به نتیجه روشنی نرسیده است؛ مسألهای که محمدامین حاجی هاشمی _ مدیرعامل بنیاد ملی بازیهای رایانهای _ در اوایل تیرماه، یعنی حدود ۲ ماه پس از ابلاغ مصوبه، به آن اشاره کرده و گفته است: «طبق مصوبه، در ابتدا باید ضوابط و فرآیندها توسط بنیاد ملی بازیهای رایانهای تهیه شود، سپس به شورای عالی انقلاب فرهنگی عرضه گردد. ما در حال تهیه این ضوابط و فرآیندها هستیم.» تاکنون جزئیات بیشتری درباره آن روند ارائه نشده است. هرچند اگر بخواهیم واقعنگری کنیم، شاید یکی از دلایل عدم تغییر اساسنامه بنیاد با وجود گذشت مهلت قانونی، شلوغیهای اخیر در ارشاد برای تغییر مدیران و انتخاب مدیران قبلی برای جلوگیری از اقدامات ضربتی باشد.
از بازیهای رایانهای تا سافاری وحشت؛ توجه همه به بنیاد…
مصوبه تغییر اساسنامه بنیاد در شرایطی مطرح شد که وفق آن مسئولیتهای بیشتری به بنیاد ملی بازیهای رایانهای محول خواهد شد، که محمدمهدی اسماعیلی _ وزیر سابق ارشاد _ در این خصوص اظهار داشته: «بر اساس آخرین تغییراتی که در اساسنامه بنیاد بازیها ایجاد شده، این بنیاد به بنیاد بازیها و سرگرمیها ارتقا یافته و مسئولیت تنظیمگری دیگر بازیهای مهم از جمله بازیهای رایانهای نیز به آن واگذار شده است.» در واقع اگرچه ماده واحده «واگذاری تنظیمگری، صدور مجوز و نظارت بر اتاقهای فرار و کسبوکارهای مشابه به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» بهطور مستقیم بنیاد ملی بازیهای رایانهای را خطاب قرار نداده، اما با توجه به اینکه تنها نهاد مسئول بازی و سرگرمی در زیرمجموعه این وزارتخانه بنیاد بازیهای رایانهای است، بنابراین وظایف بیشتری به بنیاد اضافه میشود؛ به طوری که احتمالا صدور مجوز و نظارت بر اتاقهای فرار و کسبوکارهای مشابه نظیر اتاقهای ترس، سافاریهای وحشت و بازیهای محیطی نیز به مسئولیتهای بنیاد افزوده میشود. البته ذکر این نکته ضروری است که به نظر فعالان حوزه اتاق فرار (که نهاد متولی روشنی ندارند) این موضوع ممکن است چالشهایی تکنیکی به وجود آورد.
بیشتر بخوانید:
چالشهای واگذاری مسئولیت اتاق فرار به وزارت ارشاد
بنیاد بازیهای رایانهای با چه معضلاتی مواجه است؟
با این حال آنچه در این شرایط و پیش از تغییر اساسنامه بنیاد ملی بازیهای رایانهای باید مورد توجه قرار گیرد، بررسی چالشها و موانع فعلی بنیاد است. چالشهایی که بررسی دقیق آنها可能 است به به نگارش اساسنامهای واقعی و عملی منجر شود.
تحلیل متن اولیه اساسنامه بنیاد نشان میدهد که یکی از چالشها چندوجهی بودن آن است. تنوع وظایف بنیاد با کلیدواژههایی نظیر «تنظیم سیاست»، «برگزاری» و «ایجاد زمینه» نشاندهنده نقشهای مختلف بنیاد در ارائه پیشنهادات سیاسی، اجرا و تسهیلگری است. به این ترتیب، نطاق مسئولیتهای بنیاد از سیاستگذاری شروع و گاهی به کوچکترین اقدامات اجرایی ختم میشود؛ در حقیقت در طول حدود ۱۵ سال گذشته، بنیاد ملی بازیهای رایانهای نقشهای متعددی را برعهده داشته که این امر، به همراه عدم دقت در اصول اساسنامه، سبب شده است که معیار دقیقی برای سنجش تطابق فعالیتها با وظایف و مأموریتهای این نهاد وجود نداشته باشد تا جایی که بنیاد هر کاری را که انجام میدهد، تحت عنوان مسئولیتهای خود مینهاد.
داستان تکراریِ «موازیکاری»
از سوی دیگر عدم وضوح اساسنامه به شکلگیری موازیکاریهایی منجر شده است. به عنوان نمونه، در میان وظایف بنیاد ملی بازیهای رایانهای و وظایف وزارت ورزش و جوانان تفکیک روشن و واضحی وجود ندارد. در حوزههایی مانند ورزشهای الکترونیک که از بخشهای کلیدی صنعت بازیهای دیجیتال به شمار میرود، هر دو نهاد میتوانند در این حوزه فعالیت کنند؛ به طوری که اکنون بنیاد ملی بازیهای رایانهای و انجمن ورزشهای الکترونیک ایران (که تحت نظر وزارت ورزش فعالیت دارد) بهطور همزمان و جداگانه، رقابتها و تورنمنتهایی در این زمینه برگزار میکنند!
بنیاد ملی بازیهای رایانهای؛ در میانه همه چیز!
از جمله اهداف تأسیس بنیاد ملی بازیهای رایانهای، ایجاد و پرورش نخبگان و تسریع ورود ایران به جمع تولیدکنندگان بازی در سطح جهانی بود. در راستای این اهداف، بنیاد در ابتدا بهعنوان یک مؤسسه غیرانتفاعی و غیردولتی با شخصیت حقوقی مستقل شروع به کار کرد و هرگز به دنبال فعالیتهای سیاسی و حاکمیتی نبود، اما به محض تأسیس مسیر خود را تغییر داده و به عنوان یک نهاد حاکمیتی به فعالیت خود ادامه داد و این امر چالشهای متعددی را به وجود آورد. بنابر این، بنیاد نه از یک ساختار حاکمیتی قوی بهرهمند است و نه به عنوان یک نهاد خصوصی فعال و انعطافپذیر شناخته میشود. همچنین ، دستگاههای حاکمیتی نیز از تقبل مسئولیت در تعامل با بنیاد پرهیز میکنند.
در حالی که تمام مسئولیتهای این حوزه به بنیاد محول شده است، اما تقریبا هیچ تضمینی برای کارایی در اجرای مفاد اساسنامه آن وجود ندارد زیرا در حال حاضر، نهادهای فعال در حوزه بازی چندان به اساسنامه بنیاد توجه نمیکنند و نهادهای تأثیرگذار نظیر شورای عالی فضای مجازی، وزارت ورزش و جوانان، سازمان سراج و … با شیوههای مختلف در تلاشاند تا به پروسههای بازی جهت دهند و این وضعیت قدرت نه چندان بالای بنیاد را بیش از پیش نمایان کرده و مشکلاتی چون تقسیم بودجه غیرمتمرکز و ناموجه را به همراه داشته است.
کاهش نفوذ و جایگاه بنیاد در گذر زمان
موضوع حیاتی دیگری که بنیاد با آن دست به گریبان است، شیوه تعامل با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. بنیاد در واقع هیچ جایگاه رسمی مشابه سازمان سینمایی در این وزارتخانه ندارد، ولی نهاد بالادستی مؤثری برای بنیاد بهشمار میآید و از جمله مشکلات بنیاد، نحوه تعامل مدیران و نظرات و سلایق مسئولان این دستگاه است که هر دوره متغیر است.
موارد اشاره شده در طول زمان باعث کاهش اعتبار بنیاد شدهاند. بنیاد دیگر بهعنوان یک نهاد حاکمیتی در سازمانهای رسمی شناخته نمیشود و این مسئله سبب کاهش نفوذ و جایگاه بنیاد و نهایتاً توان اجرایی آن گردیده است. در چنین شرایطی، که تاکنون هیچ تلاشی مؤثر برای اصلاح ساختار بنیاد و تعریف موقعیت صحیح آن بهعنوان نهاد اصلی مسئول بازیهای دیجیتال انجام نشده، امید است که تغییر اساسنامه بتواند به رفع موانع و مشکلات موجود کمک کند.
آفتِ تصمیمگیریهای سلیقهای
یکی از مسائل جدی بنیاد، عدم وجود رویکرد سیاستی مشخص در مدیریت این سازمان است که منجر به این میشود که در دورههای مختلف، هر یک از مدیران بهرغم وجود برنامه ملی بازیهای رایانهای، به تعدیلات شخصی یا سلیقهای بپردازند. صنعتیسازی بیزیرساخت و بدون پشتوانه، تمرکز بر کمیت به تنهایی، و توزیع ناعادلانه حمایتها از جمله اقداماتی هستند که آسیبهای جدی به صنعت بازیسازی کشور وارد کردهاند.
این نحوه عملکرد که ناشی از عدم وجود نگرش بلندمدت در سیاستگذاری از آغاز شکلگیری بنیاد است، باعث شده بنیاد در برهههایی فعالیتهای نسبتا مثبتی را انجام دهد که البته این فعالیتها عموماً کوتاهمدت و مقطعی بوده و جایگاه آنها در نقشهی کلان فعالیتهای بنیاد بهدرستی مشخص نشده و ارتباط درستی با فعالیتهای دیگر برقرار نکردهاند.
هرچند همه نقاط ضعف و کمبودها در حوزه بازیهای دیجیتال مختص بنیاد نیست، اما نمیتوان از نقش بنیاد در شکلگیری بخشی از این وضعیت بحرانی غفلت کرد. </strongبه عنوان نمونه، نیاز به تکمیل زنجیره ارزش به ویژه در حوزه نشر یکی از برجستهترین مسائل است و به راحتی قابلتشخیص است. چرا که در صورت تمرکز برخی از فعالیتها و منابع بنیاد بر ساخت زنجیره ارزش، به احتمال زیاد انحصار برخی اپلیکیشنها برای دانلود بازیها و همچنین از میان رفتن بازار بازیهای رایانهای را شاهد نمیبودیم.
بیمایه فطیر است!
اینکه نگاه مدیریتی و بودجهای به بازی و سرگرمی در کشور ما واقعاً در حد همان سرگرمی باقیمانده است، موضوع مشترک میان همه ذینفعان و متخصصان این حوزه است. بازیهای دیجیتال نیز از وضعیت مناسبی برخوردار نیستند و به خاطر نگاه سطحی به آنها، در استراتژیهای کلان به عنوان محل سرمایهگذاری جدی دیده نمیشوند. با وجود گذشت سالها از تأسیس ساختارهای مربوط به بازی در کشور، هنوز بودجه و برنامههای مالی مستقل و مشخصی برای توسعه، هدایت و رشد این صنعت که نیازمند آن است، در نظر گرفته نشده است.
به طور کلی، اعتباراتی که به بنیاد ملی بازیهای رایانهای تخصیص مییابد، با توجه به اهمیت صنعت سرگرمی و وظایف حاکمیتی که به عهده دارد، در مقایسه با آن ناچیز است. گرچه در برخی سالها بنیاد از طریق فعالیتهای سرمایهگذاری یا فروش هولوگرام درآمدهایی کسب کرده است، اما این درآمدها به هیچ عنوان پاسخگوی نیازهای بنیاد نیست. به جدول زیر مراجعه کنید، اعتبارهای تخصیصیافته به بنیاد ملی بازیهای رایانهای در قوانین بودجهای سالهای ۹۷ تا مرداد ۱۴۰۲ ارائه شده است.
بررسی بودجههای تخصیص یافته به بنیاد ملی بازیهای رایانهای که عمدتاً از محل بودجه فصل ۵ (کمک به مؤسسات) تأمین شده، نشان میدهد که مبالغ اختصاصیافته تنها به هزینههای جاری و اجتنابناپذیر مانند حقوق کارکنان و هزینههای پشتیبانی و … با حدود ۱۰ درصد مازاد پوشش میدهد. به عنوان مثال، از کل بودجه مصوب برای سال ۱۴۰۱ بنیاد، فقط ۲۵ درصد آن تخصیص یافته است و این وضعیت بهروشنی بیان میکند که فعالیتها و تلاشهای بنیاد به موارد ذاتی و روزمره محدود شده است. در کنار این، مشکلات مربوط به وضعیت اعتبارهای دریافتی بنیاد، پیشبرد و طراحی برنامههای کلیدی، تقویت زیرساختها و اجرای دیگر اهداف و برنامهها را در دشواریهای جدی قرار داده است. علاوه بر این، به دلیل نداشتن ردیف اعتبار مشخص و کافی در قانون بودجه سالهای اخیر، بودجههای تخصیص یافته به بنیاد با محدودیتهای مالی و عدم توزیع مناسب و یکنواختی مواجه است که منجر به بروز چالشهایی در برنامهریزی و اجرای سیاستها و برنامهها میشود.
در نهایت، با وجود تمام چالشهای پیشرو بنیاد ملی بازیهای رایانهای در سالهای اخیر که تنها به بخشی از آنها اشاره شد و همچنین عدم تناسب بین اختیارات و اعتباراتش با وظایف مشخصشده، این بنیاد امکانات متعددی را دارا بوده که در صورت وجود نظریهای کلان و راهبردی بلندمدت، میتوانست اهداف مورد نظر را در شکل بهتری محقق کند؛ اهدافی که اکنون امید است به واسطه تغییر اساسنامه بنیاد به زودی به بار بنشیند.
پینوشت: در قسمتهایی از گزارش، از اطلاعات مقاله «واکاوی مسائل و اقدامات سیاستگذارانه در حوزه بازیهای دیجیتال» بهره گرفته شده است.
