عملیاتهای نظامی که توسط ارتش رژیم صهیونیستی در غزه و شمال کرانه باختری انجام میشود، بر یک طرح متمرکز است که هدف آن تخلیه این نواحی از ساکنان فلسطینی از طریق روشهای مختلف و در مرحله بعد، الحاق این مناطق به سرزمینهای اشغالی و از سرگیری احداث شهرکها در آنها است. این رویدادها همراه با محاصره مالی و پیادهسازی سیاستهای اقتصادی هماهنگ با خواستهای کابینه راست افراطی، تحت عنوان پاکسازی نژادی فلسطینیها دنبال میشود.
، ابعاد واقعی اهداف نهفته پشت عملیاتهای نظامی و نسلکشی که نیروهای اشغالگر اسرائیلی علیه ملت فلسطین در کرانه باختری و نوار غزه به اجرا گذاشتهاند، به تدریج بیشتر نمایان میشود.
ارتش اشغالگر در تاریخ بیست و هشتم اوت ۲۰۲۴ اقدامات نظامی خود را علیه شهرهای شمال کرانه باختری اعلام کرد که به طور مشخص دو شهر طولکرم و جنین و اردوگاههای آنها را شامل میشد. در بیانیه سخنگوی این ارتش به وضوح ذکر شده بود که «عملیات تخلیه ساکنان» اردوگاهها و شهرهای مورد حمله احتمالاً بخشی از استراتژیهای پیشبینیشده نیروهای اشغالگر خواهد بود. در همان روز، «یسرائیل کاتس» وزیر خارجه این رژیم تاکید کرد که «اسرائیل ساکنان را از اردوگاهها منتقل خواهد کرد» و این عمل سوالات زیادی را درباره اهداف پنهان این عملیات به وجود آورد. در این حملات، اشغالگران دهها منزل، زیرساختها، مراکز تجاری و جادهها را ویران کردند و به زیرساختهای آب، برق و اینترنت آسیب وارد شده و بیمارستانها را محاصره کردند.
در کنار عملیاتهای نظامی، ژنرال ذخیره «گیورا آیلند» که قبلاً ریاست بخش عملیات ارتش رژیم صهیونیستی را بر عهده داشته، طرحی را که با همکاری تعداد زیادی از نیروها و افسران ارتش اشغالگر تهیه شده، تحت عنوان «طرح ژنرالها» ارائه کرد. هدف این طرح پایان دادن به جنگ در نوار غزه و «پیروزی بر مقاومت» است، هدفی که انتظار آن در میان محافل صهیونیستی سالها به طول انجامیده و نشانهای از تحقق آن در افق قابل مشاهده نیست.
طبق گزارش «العربی الجدید»، این طرح شامل تخلیه ساکنان شمال نوار غزه، از جمله شهر و دره غزه است و برای آنها مهلت دو هفتهای جهت ترک منطقه از طریق مسیرهای امنی که ارتش معین میکند، در نظر گرفته شده است. پس از پایان این مهلت، منطقه مذکور به عنوان منطقه نظامی بسته اعلام خواهد شد و این منطقه حدود ۴۰ درصد از مساحت نوار غزه را تشکیل میدهد که در آن نزدیک به ۳۰۰ هزار فلسطینی (از هفتم اکتبر گذشته) باقی ماندهاند. همچنین، اشغالگران به کسانی که تصمیم به ماندن در این منطقه دارند، به عنوان دشمنان و اعضای حماس و دیگر جنبشهای مقاومت پرداخته و آنها را به قتل، زندان و گرسنگی دادن تا مرگ (از طریق ممانعت کلی از ارسال کمکها) تهدید کردهاند.
مرحله دوم جنگ: کوچاندن و شهرکسازی
سردبیر روزنامه عبری «هاآرتص» به نام «آلوف بن» در تاریخ نهم دسامبر طرحی را در خصوص ویژگیهای روز پس از جنگ، بر مبنای دستور کارهای بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی و همپیمانانش در احزاب راست منتشر کرد.
آلوف این طرح را «مرحله دوم جنگ علیه غزه» نامید و همنوایی کابینه راست رژیم صهیونیستی را در این خصوص تایید کرد. این طرح به وضوح نشان میدهد که منافع شخصی و ایدئولوژیک رئیس این کابینه با برنامهریزیها و رویکردهای شرکای همفکرش همپوشانی دارد.
جزئیات «مرحله دوم جنگ علیه غزه» با برنامه ارائهشده از سوی بتسلئیل اسموتریچ، رئیس حزب صهیونیسم دینی در سال ۲۰۱۷ کاملاً تطابق دارد. اهداف اسموتریچ به طور خاص بر تخلیه کرانه باختری از ساکنان اصلی و سپس الحاق آن به سرزمینهای تحت اشغال رژیم صهیونیستی و از سرگیری ساخت و سازهای شهرکی تأکید دارد. علاوه بر این، طرح آلوف ابزارها و روشهایی را که دولت اشغالگر از هفتم اکتبر به کار گرفته، توصیف میکند؛ این طرح بر تخریب گسترده زیرساختها، محاصره شهرها، قطع ارتباط میان آنها و نابود کردن تمامی آثار حیات و تخلیه مناطق مورد هجوم از ساکنان، تمرکز بسیار زیادی دارد.
روزنامهها و وبسایتهای عبری با ابراز نظرها، طرحها و فراخوانهایی برای بازگشت شهرکنشینان صهیونیست به غزه و همچنین تشویق به مهاجرت داوطلبانه فلسطینیها و در نظر گرفتن مصادره بخشهای وسیعی از اراضی و تخلیه آنها به عنوان «مجازاتهای بازدارنده» استقبال کردند. با این حال، فلسطینیها به این گونه اقدامات بیاعتنایی کرده و نمیتوان به شیوههای جمعی و جنایتآمیز نظیر قتل، بازداشت و عملیاتهای نظامی بر آنها غلبه کرد.
این فراخوانها در ادعای ایتامار بن گویر، وزیر امنیت داخلی رژیم صهیونیستی و رهبران احزاب راست افراطی، به عنوان «پاسخی صهیونیستی» به مقاومت و ایستادگی فلسطینیها عنوان میشود و سران صهیونیست مدعی هستند که با محروم کردن فلسطینیها از سرزمینشان و تبدیل آن به شهرکها، اهدافشان را پیادهسازی میکنند.
فقیر کردن کرانه باختری و تخریب نوار غزه
رژیم صهیونیستی به علاوه بر اظهارات علنی و عملیاتهای نظامی، اقدامات خود را با ویرانیهای از پیش طراحیشده و گسترده در شهرهای کرانه باختری و اردوگاههای آن به موازات نسلکشی غزه تشدید کرده و گسترش این اقدامات همراه با محاصره اقتصادی، باعث فقیر شدن جامعه کرانه باختری گشته است.
وزیر دارایی این رژیم به طور مکرر درآمدهای مالیاتی که به نمایندگی از تشکیلات خودگردان از گذرگاههای مرزی جمعآوری میکند را کسر نموده و دادگاههای رژیم پروندههایی برای جبران خسارات به عنوان مجازات برای متضررین از عملیاتهای مقاومت فلسطین از این درآمدها باز کردهاند. چنین اقداماتی موجب شده است که تشکیلات خودگردان فلسطین، بزرگترین کارفرما در میان فلسطینیها، با بحران خفقانآوری مواجه شود و به همین دلیل توانایی ارائه حداقل خدمات به کارمندان و حوزههایی مانند بهداشت، آموزش و زیرساختها را از دست داده است.
علاوه بر این، کار در داخل محدوده سبز به عنوان دومین منبع درآمد فلسطینیها شناخته میشود، اما فرصتهای شغلی در این منطقه نیز کاهش یافته و صدها هزار نفر بیکار باقی ماندهاند. دلیل این مشکل به سیاستهای نژادپرستانه رژیم صهیونیستی و مسدود کردن گذرگاهها به روی کارگران نسبت داده میشود که به بهانه تحولات هفتم اکتبر صورت میگیرد.
محاصره مالی جو سنگینی از بحران معیشتی را در اراضی اشغالی به وجود آورده و اقدامات غارتگری مناطق، گسترش سکونتگاههای شبانی و حملات شهرکنشینها که منجر به نابودی منابع کشاورزی و دامپروری کرانه باختری شده، وضعیت را وخیمتر کرده است. تجارت داخلی به دلیل ایجاد صدها ایستگاه نظامی، مسدود کردن شهرها و جداسازی مسیرهای بین شهرکنشینها و فلسطینیها آسیب جدی دیده و همین جداسازی مسیرهای دو طرف به مسیرهای اصلی لطمه زده و فلسطینیها را مجبور به استفاده از مسیرهای فرعی، ناهموار و آسفالت نشده کرده است.
تمامی این عوامل، در کنار سیاستهای اقتصادی تشکیلات خودگردان که به نفع سرمایهگذاران و کارگزاران بزرگ است، و عدم اجرای سیاستهای شفاف و مردمی و جلوگیری از اتخاذ تدابیر ریاضتی برای کاهش هزینههای ادارات و نهادهای امنیتی بزرگ و غیرمولد، در کنار گسترش فساد و تبعیض، باعث گردیده تا شهروندان فلسطینی به شدت از هر گونه حمایتی و توان مقابله با سیاستهای اشغالگران که هدف آنها بیرون راندن فلسطینیها از سرزمینشان است، محروم شوند.
در این موقعیتهای حساس از نبردی که مقاومت در آن قرار دارد و نشاندهنده پایداری بیسابقهای از خود در نوار غزه است، خواستههای بلوک راست افراطی اسرائیل در ارتباط با ضعف و ناتوانیهای گسترده تشکیلات خودگردان و عدم حضور آن در میدان که برای گروههای سازمان آزادیبخش توجیهپذیر نیست، قرار دارد و شهروندان فلسطینی تحت فشار نظامی بیسابقه، تروریسم شهرکنشینها و سیاستهای فقر و گرسنگی با هدف بیرون راندن آنها از سرزمینشان و خاتمه دادن به درگیری در راستای منافع صهیونیستی مواجه هستند.
«العربی الجدید» در انتهای گزارش خود به این نکته اشاره کرده است: بدون دستیابی به توافقی حداقلی و شبه اجماعی که تضمین کند که عملیات سیاسی به شکل بیبازگشت به پایان برسد، عناصر راست افراطی در کابینه اشغالگر جرأت نمیکردند تا اهداف خود را به این وضوح مطرح کنند. همچنین، بدون راهکار نظامی مناسب برای اجرای این اهداف، اکنون در داخل فرصتی برای انتقال درگیری به مرحله حل و فصل وجود دارد و این همان چیزی است که تشکیلات را ملزم به بازنگری جدی در سخنرانیها، سیاستها، محاسبات، روابط داخلی و خارجی و بایستی توجه به خطر وجودی که ملت فلسطین را تهدید میکند، میسازد.
