«محسن کدیور»، استاد مطالعات اسلامی در دانشگاه دوک واقع در کارولینای شمالی آمریکا، از نخبگان ایرانی مقیم خارج، در جریان یک گفتگو با ایرنا به تحلیل اوضاع پس از جنگ رمضان علیه ایران پرداخت.
چندین نکته کلیدی از سخنان وی به شرح زیر است؛
* ایالات متحده در هر دو مقطع زمانی که به ایران حمله کرد، در حال گفتگو با این کشور بود. ترامپ به دنبال تحمیل تسلیم بدون قید و شرط بر ایران است و این خیال باطل در او به وجود آمده که هیچ کشوری نمیتواند در برابر تسلیحات پیشرفته آمریکا و اسرائیل ایستادگی کند.
* ترامپ و نتانیاهو از ارتکاب جنایات جنگی ابایی ندارند. در مصاحبهای که با روزنامه فرانسوی لومانیته (L’Humanité) داشتم، این واقعیت را “بربریت مدرن” توصیف کردم. تمدن ایران در حقیقت گلوگیر طمعکارانی است که قصد تجاوز دارند. پس از انتخابات میاندورهای آبان در آمریکا، احتمال از دست رفتن اکثریت جمهوریخواهان در کنگره و سنا بسیار بالاست و در پی آن، استیضاح و محاکمه ترامپ به خاطر جنایات جنگی نیز قابل پیشبینی است. سرنوشت مشابهی نیز برای نتانیاهو در نظر گرفته شده است.
* دستیابی آمریکا به هدفهای خود، دروغی بزرگ است که بارها در رسانههای آمریکایی افشا شده است. ترامپ تحت تاثیر نتانیاهو، آمریکا را در این جنگ گرفتار کرده است. این تجاوز منجر به ایجاد فاصله جدی میان آمریکا و ناتو شده و هزینههای سنگین آن شامل افزایش قیمت بنزین و تورم، ترامپ را مجبور میکند تا حداقل در روابطش با اسرائیل تجدیدنظر کند.
* ترامپ به دو سیاست مخرب ادامه خواهد داد: محاصره دریایی بنادر ایران و تشدید تحریمها. اما ادامه وضعیت کنونی هیچ منفعتی جز برای اسرائیل نخواهد داشت. ایران آغازگر جنگ نبوده و آماده دفاع است، همچنانکه تسلیم نخواهد شد و خواهان پایان دائمی تجاوز با تضمینهای معتبر بینالمللی است.
* آمریکا در جایگاهی نیست که بتواند خواستههایش را به ایران تحمیل کند. اگر واقعبینانه بنگریم، ایران نیز در وضعیتی نیست که بتواند تمام خواستههای مشروعش را به طرف آمریکایی دیکته کند. مذاکره فرآیندی است که باید بر مبنای تبادل منافع شکل گیرد. آنچه اهمیت دارد، این است که نمایندگان ایران در این مذاکرات بتوانند با دقت و تدبیر مطالبات بیشتری را در جهت منافع ملی کشور کسب کنند.
* خوشبختانه تاکنون دولت پزشکیان و شورای عالی امنیت ملی مواضع منطقی و مناسبی را اتخاذ کردهاند.
* صداهایی که در داخل کشور به مذاکرات رد میزنند و پیمان صلح را خیانت و مذاکرهکنندگان ایرانی را سازشکار معرفی میکنند، در واقع در خدمت منافع ترامپ و اسرائیل قرار دارند.
* ما بارها از شعارهای تند و انقلابینمای کارشناسینشده آسیب دیدهایم. نمیتوانیم از یک سوراخ دوباره گزیده شویم. باید بر اساس مقدورات خود (منطق هزینه و فایده) پیش برویم و از محدودیتهای خود آگاه باشیم.
* مردم ایران نشان دادهاند که خردمندی بسیار دارند. به جای استقبال از متجاوزان، در دفاع از وطن به میدان آمده و این امر به گونهای بود که ترامپ، تصاویر آنها را به هوش مصنوعی نسبت داد؛ در حالی که حضور خبرنگاران بینالمللی ادعای او را رد کرد.
* این مقاومت فقط یک بعد از “مسئله ایران” را نمایان میسازد: دفاع با شجاعت اکثریت قاطع ایرانیان از استقلال، تمامیت ارضی، هویت ملی، پیشینه فرهنگی و تمدنی، زیرساختهای خدماتی، قدرت نظامی کشور و تولیدات غیرنظامی و نظامی خود.
* در سی سال اخیر، هر دو سال و هفت ماه شاهد بروز تظاهرات اعتراضی بودهایم. این مطالبات مردمی نباید نادیده گرفته شوند. مردم در شرایط جنگ، پیگیری این مطالبات را به تعویق انداختند؛ حاکمیت باید به آنها reassurance بدهد که در راستای تحقق این خواستهها فعالیت میکند.
* نخبگان ایرانی خارج از کشور را میتوان به سه گروه تفکیک کرد: گروه اول به دنبال هر دو جنبه استقلال و آزادی هستند. گروه دوم فقط به دنبال استقلال و گروه سوم تنها بر آزادی تمرکز دارند و دغدغهای نسبت به استقلال ندارند. این گروه سوم از ترامپ و نتانیاهو برای حمله به ایران دعوت کردند و پایگاه آنها رسانههای فارسیزبان خارج و رسانههای همسو با سیاستهای ترامپ و اسرائیل است. آنها این دو جنگ را بهعنوان جنگ اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی (نه با ایران و ملت ایران) تعبیر میکنند و بر این باورند که هر قیمتی جمهوری اسلامی باید تغییر کند، حتی اگر این تغییر به دست نتانیاهو و ترامپ انجام گیرد! گروه اول، به خاطر انتقاداتشان از جمهوری اسلامی در زمینه آزادی، اما دفاعشان از ایران در حوزه استقلال، تأثیر بسزایی دارد و مقالات و مصاحبههایشان به مرجع رسانههای مستقل غربی تبدیل شده است.
* همان جریانی که تجاوزات آمریکا به لیبی، عراق و افغانستان را “تجاوز بشردوستانه” نامید، تلاش کرده تا این دو جنگ را نیز جنگ آمریکا و اسرائیل با نظام جمهوری اسلامی – نه با ملت ایران – توجیه کند. این تفسیر در میان “اپوزیسیون ملی” ایرانی پذیرفته نشد. منتقدان جمهوری اسلامی که تجربه زندان را نیز دارند، به شدت این تجاوز را محکوم کردهاند. از دیدگاه گروه اول و دوم نخبگان ایرانی، هر کسی که مداخله خارجی را توجیه کند یا از جنایتکارانی چون نتانیاهو و ترامپ دعوت کند، یا “نادان” است یا “خائن و مزدور اجنبی”، یا هر دو.
* پایگاه تاثیرگذار گروه سوم (اپوزیسیون وابسته به اسرائیل و آمریکا) قطعاً رسانههای فارسیزبان خارج کشور هستند.
* نخبگان ایرانی جزء تحصیلکردهترین و موفقترین اقلیتهای مهاجر در آمریکا و اروپا هستند. بازگشت آنها میتواند به پیشرفت ایران در زمینه آبادانی و آزادی کمک کند؛ هم از منظر تخصص و سرمایه، هم تجربهای که از کشورهای پیشرفته کسب کردهاند. اما بازگشت موقت یا دائم این نخبگان منوط به ایجاد امنیت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی واقعی است. یک نخبۀ ایرانی باید احساس کند که تخصص، تجربه و سرمایهاش در کشور خود مورد احترام است و با اشاره برخی نهادها بدون طی مراحل قانونی مشکلی برایش ایجاد نمیشود.
* “خلیج فارس” طبق تمام مستندات بینالمللی و سازمان ملل همیشه به این نام شناخته شده است. برخی کشورهای عربی با هزینههای نفتی نقشههای جعلی را منتشر کردهاند که هیچ گونه پشتوانه حقوقی ندارند. تنگه هرمز، آبراه استراتژیک است که یک سوی آن ایران و سوی دیگر عمان قرار دارد. عبور و مرور از آن آزاد است، اما اگر کشورهای منطقه خاک خود را در اختیار متجاوزان قرار دهند و پایگاه نظامی در خاکشان دایر کنند، ایران مطابق اصل دفاع مشروع و بر اساس موازین حقوق بینالملل حق دارد تردد شناورهای نظامی کشورهای متجاوز و متحدان منطقهایشان را محدود یا ممنوع کند. در مقابل، محاصره بنادر ایران در زمان آتشبس موقت، نقض آتشبس و از مصادیق جنایات جنگی است.
۲۹۲۱۸
