عبدالناصر همتی، وزیر اقتصاد، با اشاره به وجود بین ۲۰ تا ۴۰ میلیارد دلار ارز خانگی در ایران، بیان کرده است که باید با انتشار اوراق سلف ارزی، این ارزهای خانگی به سرمایههای مولد تبدیل شوند و به فعالیت اقتصادی برگردند. این اظهارات همتی در شرایطی مطرح میشود که برخی بخشها از توسعه به دلیل کمبود ارز، عملاً با رکود مواجه شدهاند.
وزیر اقتصاد در ادامه تأکید کرد که بزرگترین نگرانی او رشد اقتصادی است و برای رسیدن به این هدف، باید از تمامی ابزارهای موجود بهرهبرداری شود. با توجه به اظهارات اخیر همتی درباره جذب سرمایههای ارزی مردم و استفاده از آنها برای توسعه و رشد، سوالاتی درباره چگونگی جذب این سرمایهها، دلایل آن و نحوه استفاده دولت از سرمایههای ارزی، به وجود آمده است. مهدی پازوکی، اقتصاددان و تحلیلگر امور اقتصادی، در گفتوگو با فرارو به این سوالات پاسخ داده است:
در اکثر کشورهای دنیا، مردم ارزهای خود را در خانه نگهداری نمیکنند
مهدی پازوکی به فرارو گفت: «سخن آقای همتی و برآورد ایشان درباره حجم ارز خانگی، قابل تأمل است. بررسیهای مربوط به سرقتی که اخیراً در صندوق بانک ملی رخ داد، نشان داد حجم قابل توجهی ارز در این مکان توسط مردم نگهداری میشود؛ بنابراین بخشی از جامعه برای حفظ قدرت خرید خود در برابر تورم، به سرمایهگذاری در ارز روی آوردند. گرچه نمیدانیم رقم دقیق بین ۲۰ تا ۴۰ میلیارد دلار چقدر است، اما حقیقتاً وجود حجم بالای ارز خانگی غیرقابل انکار است. اما مسئله مهم دیگر، نحوه استفاده از این ارزهاست. اگر اوراق ارزی به چاپ برسد و مردم به سیستم بانکی اعتماد کنند تا ارزهای خود را به آن بسپارند، نتیجه بسیار مثبتی خواهد داشت. این ارز میتواند به سرمایهگذاری و توسعه اختصاص یابد. در حال حاضر در زمینه انرژی، برای تبدیل نیروگاههای گازی به سیکل ترکیبی به سرمایهگذاری قابل توجهی نیاز داریم. ما ۱۵ هزار مگاوات نیروگاه گازی داریم که با تبدیل آنها به سیکل ترکیبی، تحولی بزرگ در کشور اتفاق خواهد افتاد، زیرا هم به حفظ محیط زیست کمک میکند و هم سودآوری بیشتری دارد. هر نیروگاه ۱۰۰۰ مگاواتی قابلیت تبدیل به ۱۵۰۰ مگاوات سیکل ترکیبی را دارد، به شرط آنکه ارز کافی موجود باشد. ما اکنون فناوری داریم، اما سرمایه در دسترس نیست. این تنها یک نمونه است از مشکل جدی که در حوزه سرمایه ارز داریم.»
وی ادامه داد: «در اکثر کشورهای جهان، مردم سرمایههای خود را در خانه نگهداری نمیکنند. «اوراق بدهی اسلامی»، که طبق بودجه سال آینده دولت، ۷۰۰ هزار میلیارد تومان از این اوراق پیشبینی شده است، میتواند یک اقدام مثبت باشد و معمولاً دولتها به وعدههای خود در این زمینه عمل کردهاند. بنابراین، این اوراق میتواند مشابه ارزی باشد که در صورت جذب ارزهای خانگی، به مردم داده میشود. اگر دولت بتواند حمایت بانک مرکزی ایران را کسب کند و به مردم اعلام نماید که بانک مرکزی تضمین میکند، دلار را با ارزش دلار برگرداند و به پساندازهای ارزی مردم کمک نماید، میتواند از این منابع خانگی به شیوهای مؤثر استفاده کند.»
استفاده از ارز خانگی در توسعه مثبت و در هزینههای جاری دولت بسیار منفی خواهد بود
این اقتصاددان در ادامه گفت: «به طور قطع ارز خانگی به طور فراوان وجود دارد، اما هیچکس نمیتواند به طور دقیق مقدار آن را تخمین بزند. مهم است که بدانیم اگر اقتصاد به درستی عمل کند، نیازی به بهرهگیری از این روش نخواهد بود. در برخی کشورها از جمله ترکیه، مردم تمایل دارند ارز خود را در بانکها قرار دهند و از آن سود دریافت کنند. در ایران اما، نرخ بهرهای که تعلق میگیرد بسیار ناچیز است و در نتیجه بیشتر مردم تمایلی به این کار ندارند. برای نمونه، در ازای ۱۰ هزار دلار، تنها ۲ درصد سود سالانه پرداخت میشود. برخی افراد در ایران هم به خاطر نگرانیهای مالیاتی تمایلی به این عمل ندارند. بهطور کلی، اگر بانک مرکزی از اصل پول مردم حمایت کند، میتواند به خوبی از این ارزها بهرهبرداری نماید.»
وی همچنین بیان کرد: «اگر دولت اوراق قرضهای با نرخ بهره معقول منتشر کند و بانک مرکزی نیز از آن پشتیبانی کند، میلیاردها دلار از ذخیرههای مردم آزاد خواهد شد. در واقع، اصل این اقدام و تصمیم، بیاشکال و مثبت است، اما مستلزم حمایت کامل بانک مرکزی و ارائه تضمین از سوی آن است. زیرا اگر حتی یکی از خواستههای مردم تحقق نیابد یا به تأخیر بیفتد، میتواند عواقب منفی زیادی به همراه داشته باشد. نقدشوندگی اوراق قرضه باید اولویت بالایی برای دولت داشته باشد. اینکه بگوییم این ارزهای خانگی میتواند تحولی در اقتصاد کشور ایجاد کند یا خیر، بستگی به نوع مصرف آن دارد. در صورتی که این منابع به درستی استفاده شوند، میتواند ناترازیهای برخی بخشها را کاهش دهد، اما اگر این ارزها به شکل نادرست هزینه شوند یا به عنوان هزینههای جاری دولت مصرف گردند، من به شدت مخالفم، زیرا این عمل نه تنها نفعی نخواهد داشت بلکه عواقب منفی بهدنبال خواهد داشت. مصرف این منابع در زمینههای زیربنایی مانند نفت میتواند بسیار مثبت باشد، اما برای تأمین هزینههای جاری، هیچ فایدهای نخواهد داشت.
