خبرآنلاین – محمد عارف معزی: اخبار متفاوت و متناقضی درباره سفرهای محرمانه مقامهای برجسته اسرائیلی به امارات متحده عربی در زمان جنگ با ایران، به عرصهای برای نزاع رسانهای و سیاسی میان دو طرف تبدیل شده است.
دفتر نخستوزیر اسرائیل بهصورت رسمی اعلام کرده است که بنیامین نتانیاهو در زمان اجرای عملیات «غرش شیر» سفری سری به امارات متحده عربی داشته و طی این سفر با محمد بن زاید دیدار کرده است؛ سفری که به ادعای این دفتر میتواند «دستاوردی تاریخی» در روابط دو کشور قلمداد شود.
در واکنش، خبرگزاری رسمی امارات بهطور کامل این ادعا را رد کرده و تصریح کرد که روابط موجود با اسرائیل در چارچوب علنی «توافقات ابراهیم» تعریف میشود و هیچ ملاقات یا توافق محرمانهای خارج از این چهارچوب وجود ندارد.
با این حال، گزارشهای رسانهای مانند والاستریت ژورنال، کان و رویترز نشان میدهند که در ماههای اخیر چندین مقام ارشد امنیتی و نظامی اسرائیل، از جمله دیوید بارنیا رئیس موساد، ایال زمیر رئیس ستاد کل ارتش و دیوید زینی رئیس شینبت، به منظور هماهنگیهای امنیتی و نظامی مرتبط با جنگ با ایران به امارات سفر کردهاند. همچنین، سفیر آمریکا در اسرائیل، از انتقال قسمتی از سامانه «گنبد آهنین» اسرائیل به امارات برای مقابله با تهدیدات احتمالی ایران خبر داده است.
برخی از منابع اسرائیلی معتقدند دلایل تکذیب امارات به دلیل نگرانی ابوظبی از واکنش افکار عمومی در جهان عرب و افزایش تهدیدات امنیتی از جانب ایران و نیروهای نیابتی آن است. تحلیلگران همچنین بر این باورند که امارات تمایل ندارد در شرایط بحرانی منطقه، بهصورت علنی در کنار دولت نتانیاهو مطرح شود.
این تحولات در شرایطی جریان دارد که اسرائیل سعی در گسترش روند عادیسازی روابط با کشورهای عربی دارد، در حالی که کشورهایی نظیر عربستان سعودی رویکرد محتاطانهای اتخاذ کرده و علاوه بر این، ارتباطات خود با ایران را نیز حفظ کردهاند.
این تضاد روایتی، نمایانگر واقعیتی عمیقتر است: شکاف میان «همکاریهای امنیتی واقعی» و «موضعگیریهای رسمی دیپلماتیک» در جهان عرب، بهویژه در زمینه جنگ با ایران.
چرا اسرائیل به افشاگری روی آورده است؟
رسانههای وابسته به محافل امنیتی اسرائیل تنها به انتشار خبر این سفر پرداختهاند بلکه بهطور ضمنی به سطحی از هماهنگیهای اطلاعاتی و حتی لجستیکی میان اسرائیل و امارات در جریان جنگ اشاره نمودهاند. این افشاگریها تصادفی نبودهاند.
افشای این همکاریها برای اسرائیل سه کارکرد کلیدی دارد: اول، ارسال پیامی بازدارنده به ایران که نشان میدهد اسرائیل در این عرصه تنها نیست و برخی بازیگران عربی عملاً از پشت صحنه با آن همکاری دارند.
دوم، فشار آوردن به امارات برای «پذیرفتن علنی» واقعیتی که تلآویو بر این باور است که دیگر نمیتوان آن را پنهان کرد.
سوم، استفاده داخلی برای نشان دادن موفقیتهای توافقات ابراهیم و اینکه این توافقات در شرایط جنگ نیز به همکاریهای امنیتی منجر شدهاند.
به نظر اسرائیل، زمان آن فرا رسیده که این روابط از حالت سایه خارج شوند.
چرا امارات این ادعا را انکار میکند؟
با این حال، ابوظبی دلایل کاملاً متفاوتی برای انکار این دیدار دارد. امارات در موقعیت حساسی قرار دارد. از یک سو، همکاریهای امنیتی نزدیک با اسرائیل پس از توافق ابراهیم واقعیتی غیرقابل انکار است. از سوی دیگر، افکار عمومی در جهان عرب، فضای رسانهای منطقه و ملاحظات امنیتی داخلی، اجازه نمیدهد که این همکاریها در شرایط جنگ با ایران بهصورت علنی مورد تأیید قرار گیرد.
ابوظبی بهخوبی آگاه است که تأیید چنین دیداری میتواند: آن را بهعنوان شریک مستقیم اسرائیل در جنگ معرفی کند، زیرساختهای حیاتی این کشور را در معرض تهدیدات متقابل قرار دهد، روابطش با سایر کشورهای عربی و اسلامی را با تنش مواجه کند و همچنین موقعیت دیپلماتیکش را به عنوان بازیگر «متعادل» منطقهای تضعیف کند.
بر این اساس، برای امارات، تکذیب به نوعی «ضرورت امنیتی» به شمار میآید، نه صرفاً یک موضع سیاسی.
همکاریهای پنهان، حقیقتی که به تدریج نمایان میشود
طی سالهای اخیر، گزارشهای مختلفی از همکاریهای اطلاعاتی، سایبری، پدافندی و دریایی میان اسرائیل و امارات منتشر شده است. جنگ اخیر، این همکاریها را به مرحلهای عملیاتی نزدیکتر کرده است.
منابع اطلاعاتی غربی بارها به تبادل دادههای راداری، نظارت دریایی و هماهنگیهای امنیت سایبری میان دو طرف اشاره کردهاند. علیرغم اینکه هیچ کدام از این موارد بهطور رسمی تأیید نشدهاند، اما الگوی رفتاری این دو کشور حاکی از آن است که سطح همکاریها فراتر از روابط دیپلماتیک معمول بوده است.
در این شرایط، خبر سفر نتانیاهو نه تنها یک اتفاق غیرمنتظره، بلکه حلقهای از زنجیرهای طولانیتر از همکاریهای غیررسمی بهنظر میرسد.
چرا اسرائیل دیگر به «پنهانکاری» رضایت نمیدهد؟
تلآویو به این نتیجه رسیده که هزینه پنهانماندن این روابط، بیشتر از هزینه علنیشدن آن خواهد بود. اسرائیل بر این باور است که نمایش این همکاریها، قدرت بازدارندگیاش را افزایش میدهد و موقعیتش را بهعنوان یک بازیگر امنیتی در خلیج فارس مستحکمتر میسازد.
اما امارات هنوز به مرحلهای نرسیده که بتواند چنین هزینهای را بپذیرد. ماجرای سفر ادعایی نتانیاهو به امارات، صرفاً یک خبر جنجالی نیست؛ بلکه پنجرهای به واقعیت پیچیده نظم امنیتی جدید خاورمیانه است. نظمی که در آن همکاریهای امنیتی عمیق میان برخی کشورهای عربی و اسرائیل شکل گرفته، ولی هنوز ناچار است در سطح رسمی انکار شود.
این تناقض نه نشانهای از ضعف، بلکه نشانهای از مرحله گذار در منطقه است؛ مرحلهای که در آن «روابط واقعی» سریعتر از «روایتهای رسمی» دچار تغییر شدهاند.
و همین فاصله، عرصه اصلی جنگ رسانهای امروز میان اسرائیل و امارات را شکل میدهد.
۲۱۹
