حدود دو دهه پیش، امارات متحده عربی درست در کانون یکی از طوفانیترین جنجالهای سیاسی واشنگتن قرار گرفته بود. طبق گزارش فایننشیال تایمز، تلاش این کشور نفتخیز واقع در حاشیه خلیج فارس برای خرید شش بندر بزرگ آمریکایی از مسیر یک شرکت لجستیک و بنادر دوبی «دیپی ورلد» (DP World) موجی از خشم و اعتراض را در میان نمایندگان و قانونگذاران آمریکایی برانگیخت. هنوز تنها پنج سال از حملات ۱۱ سپتامبر نگذشته بود و در آن پرونده، دو نفر از هواپیماربایان نیز از امارات آمده بودند. در همین فضا، شماری از اعضای کنگره با طرح این اتهام که امارات یا «پایگاه مالی» القاعده بوده یا دستکم به مثابه یک «چالش همیشگی در مبارزه با تروریسم» عمل کرده است، هشدار دادند واگذاری مدیریت بنادر حساس و استراتژیک آمریکا به امارات میتواند خطری جدی برای امنیت ملی این کشور محسوب شود.
حتی این نکته که امارات در میان کشورهای عربی، عملاً تنها کشوری بود که برای پشتیبانی از جنگ آمریکا در افغانستان نیرو اعزام کرد و از طرف دیگر دولت بوش نیز از چنین معاملهای پشتیبانی نشان داده بود، نتوانست شِمای کلی ماجرا را تغییر دهد. حجم اعتراضها چنان بالا رفت که در نهایت شرکت دیپی ورلد ناچار شد از انجام معامله عقبنشینی کند؛ اما همین یک ماجرا، برای امارات تبدیل به نقطه چرخشی در تاریخ روابطش با ایالات متحده شد.
از بحران بندرها تا شکلگیری «اسپارت کوچک»
در ابوظبی، شیخ محمد بن زاید آل نهیان، ولیعهد اثرگذار وقت امارات که معمولاً با حروف اختصاری MBZ شناخته میشود، مشاوران خود را برای یک نشست اضطراری فراخواند. به گزارش فایننشیال تایمز، او در جمع مشاوران توضیح داد که این «بحران» نشان داده بخش مهمی از آمریکاییها شناخت دقیق و ریشهداری از امارات ندارند و زمان آن فرا رسیده که این برداشت اصلاح شود؛ و جالب آنکه آنها دقیقاً همان برنامه اصلاحی را پیش بردند.
دو دهه بعد، شیخ محمد بن زاید از جایگاه ولیعهدی عبور کرده و به رئیس امارات متحده عربی رسیده است. در این سالها، سیاستمداران و فرماندهان نظامی آمریکا دیگر امارات را صرفاً یک شریک منطقهای کوچک نمیبینند؛ بلکه این کشور حاشیه خلیج فارس را یکی از توانمندترین متحدان واشنگتن در خاورمیانه میشناسند؛ متحدی که حتی به لقب ستایشآمیز «اسپارت کوچک» نیز رسیده است. در همین راستا، ارتش آمریکا اعلام کرده که برای سرعت بخشیدن به توسعه «هوش مصنوعی نظامی» در حال همکاری با امارات است.
با این حال، روابط این دو کشور فقط در چارچوب نظامی شکل نگرفت. یک روزنامه بریتانیایی گزارش داد ابوظبی با تکیه بر اهرمهایی همچون سرمایه ۱۷۰۰ میلیارد دلاری صندوقهای ثروت ملی و شرکتهای دولتی خود، سرمایهگذاریهای گستردهای در آمریکا انجام داده؛ حتی تا جایی پیش رفته که وارد برخی کسبوکارهای خانوادگی دونالد ترامپ نیز شده است. کنگرهای که این روزها در اختیار جمهوریخواهان است، دیگر مانند گذشته نسبت به سرمایهگذاریهای امارات در حوزههای حساس امنیت ملی آمریکا به همان شدت گذشته نگران نیست. ترامپ اخیراً اجازه دسترسی اماراتیها به برخی از پیشرفتهترین تراشههای کامپیوتر آمریکایی را صادر کرد؛ اقدامی که تنها چند ماه پس از آن صورت گرفت که یکی از اعضای خاندان سلطنتی امارات، ۵۰۰ میلیون دلار در حوزه کسبوکار ارز دیجیتال متعلق به خانواده ترامپ سرمایهگذاری کرده بود.
در مورد شیخ محمد بن زاید نیز که مسیر بازنگری استراتژیک را در پیش گرفت، ترامپ در ماه ژوئن گفت: «حضرت ایشان یک جنگجو است» و در ادامه افزود امارات «کشوری فوقالعاده» است. به نوشته فایننشیال تایمز، از نگاه دوستداران و مخالفان، این روایت که چگونه اماراتِ یک حکومت پادشاهی مطلق توانست واشنگتن را شیفته خود کند، به عنوان نمونهای موفق از اجرای یک کمپین روابط عمومی دولتی در پایتخت آمریکا شناخته میشود.
طوفانهای دیپلماتیک و مهارت لابیگری در قلب واشنگتن
با وجود این، این مسیر همیشه صاف و بیتنش نبوده است. فایننشیال تایمز نوشت که پذیرش ضمنی آمریکا از خیزشهای بهار عربی در سال ۲۰۱۱—که به باور برخی میتوانست وضعیت موجود در خاورمیانه را به خطر بیندازد—و همچنین امضای توافق هستهای ۲۰۱۵ با ایران، باعث برانگیختن خشم اماراتیها شد. در ادامه نیز نبرد ترامپ با ایران، محدوده نفوذ شیخ محمد را بار دیگر زیر سؤال برد؛ زیرا امارات به هدف اصلی تلافیجوییهای ایران بدل شد و شلیک موشکها و پهپادها، تصویر ثبات این کشور و جاهطلبیاش برای تبدیل شدن به قطب جهانی فناوری را به چالش کشید.
باربارا لیف، سفیر پیشین آمریکا در ابوظبی، معتقد است اماراتیها به این جمعبندی رسیدهاند که «برد دسترسی و نفوذ بالایی دارند»، اما در نهایت «در جنگی که در پشت گوششان رخ داد و بیشترین ضربه را خودشان خوردند، حق رأی نداشتند.» روزنامه بریتانیایی گزارش داد با این همه، همین شرایط نه تنها روابط را تضعیف نکرد، بلکه زمینهای شد تا ابوظبی به شکل جدیتری برای تقویت همکاریها بکوشد. امارات با اتکا به شراکت خود با آمریکا و روابط نزدیکترش با اسرائیل، یک قمار استراتژیک را جلو برده و مقامات میگویند قصد دارند این پیوند را باز هم عمیقتر و محکمتر کنند.
زمانی که ترامپ جشن تولد ۸۰ سالگی خود را در محوطه کاخ سفید برگزار کرد، در میان مهمانانِ آن رویدادِ مربوط به رقابتهای رزمی، تنها دو سفیر حضور داشتند: سفیر بریتانیا و یوسف العطیبه، سفیر امارات. به نوشته فایننشیال تایمز، العطیبه که از دانشگاه جورجتاون فارغالتحصیل شده، در سال ۲۰۰۸ به واشنگتن فرستاده شد تا تصویری متفاوت از امارات ارائه دهد و او با کمک ارتشی کوچک اما کارکشته از لابیگران ارشد، دقیقاً همین مسیر را عملی کرد.
در این میان، تکیهگاه اصلی «پول نقد» بود. فایننشیال تایمز نوشت طبق آمار موسسه OpenSecrets، امارات در بازهای دهساله بیش از ۲۷۰ میلیون دلار در واشنگتن هزینه کرده است. همچنین منابع قابل توجهی به برجستهترین اندیشکدههای پایتخت آمریکا—از جمله شورای اتلانتیک، مرکز مطالعات استراتژیک و بینالملل (CSIS) و اندیشکده رند—تزریق شده و در کنار آن، کنفرانسهای بینالمللی گوناگونی نیز میزبانی شده است. با این حال، مقامها تأکید میکنند که مهمترین عامل، نه تنها بودجه، بلکه توان شخص العطیبه در نفوذ به فضای تصمیمسازی سیاست واشنگتن بوده است.
نفوذ در رأس هرم قدرت: از پیمان ابراهیم تا جادوی فناوری
روزنامه بریتانیایی گزارش داد بزرگترین دستاورد امارات و یوسف العطیبه تا امروز، تصمیم سال ۲۰۲۰ برای تبدیل شدن به امضاکننده اصلی «پیمان ابراهیم» و عادیسازی روابط با اسرائیل بوده است؛ تصمیمی که ساختار سیاسی آمریکا را شگفتزده کرد و درک واشنگتن از امارات را دستخوش دگرگونی بنیادین ساخت. از نگاه شیخ محمد بن زاید، نزدیکتر شدن به آمریکا فقط یک امتیاز سیاسی نیست؛ بلکه چندین هدف راهبردی را همزمان پیش میبرد: متنوع کردن اقتصاد به فراتر از درآمدهای نفتی، رسیدن به جایگاه قطب جهانی در عرصه هوش مصنوعی، و خارج شدن از سایه عربستان سعودی.
بیست سال پس از آنکه امارات در خرید بنادر آمریکا ناکام ماند، این کشور به آهستگی و مرحلهبهمرحله در صنعتی سهیم شد که ارزش آن بسیار بیشتر از بندرها و معاملههای لجستیکی است. به نوشته فایننشیال تایمز، یکی از مقامات ارشد دولت بایدن در اینباره گفته است: «اینکه چه مقدار از صنعت هوش مصنوعی ما به پول اماراتیها گره خورده، ترسناک است.»
صندوقهای سرمایهگذاری دولتی، مانند «مبادله» و «MGX»، همکاریهای گستردهای را با غولهای فناوری آغاز کردهاند؛ از OpenAI گرفته تا xAI. علاوه بر این، سهم قابل توجهی در شرکت تراشهسازی GlobalFoundries به دست آورده و همچنین سهام اقلیت بزرگی در شرکتهای Cerebras و Aligned Data Centers خریداری کردهاند. فایننشیال تایمز نوشت سال گذشته نیز MGX قراردادی با دولت آمریکا امضا کرد تا ۱۵ درصد از سهام تیکتاک آمریکایی را به دست آورد.
اما نقطه اوج تازه برای ابوظبی، زمانی رقم خورد که وزارت بازرگانی آمریکا مجوز فروش تراشههای پیشرفته به امارات را صادر کرد و در ادامه، کنترلهای صادراتی مرتبط هم لغو شد. العطیبه این معامله را یک «سنگ نشان» توصیف کرد. با این وجود، دموکراتها آن را یک موضوع جنجالی میدانند؛ چون خرید ۴۹ درصد از سهام شرکت ارز دیجیتال خانواده ترامپ (World Liberty Financial) توسط صندوق MGX درست پیش از تحویل قدرت انجام شد. روزنامه بریتانیایی گزارش داد با وجود هشدارهای امنیتی درباره احتمال نفوذ چین به فناوریهای حساسی که قرار است در اختیار امارات قرار بگیرد، هم دولت ترامپ و هم خود امارات مدعیاند تدابیر امنیتی لازم اجرا شده است.
گریز از مجازات و عمیقتر شدن پیوندها در میانه بحرانها
به نوشته فایننشیال تایمز، دیپلماسی و سرمایهگذاریهای امارات تنها به شکلهای پر سر و صدا پاسخ نداده؛ این کشور مسیرهای ظریفتری هم پیدا کرده که نتیجهبخش بوده است. امارات سالهاست از تبعات بعضی رفتارهای سیاستمداران آمریکایی نسبت به دیگر کشورها فاصله گرفته؛ رفتارهایی مانند برگزاری رزمایشهای نظامی مشترک با چین یا اتهام ارسال سلاح برای نیروهای پشتیبانی سریع (RSF) در سودان.
در همین حال، امارات از توبیخهای جدی هم که بابت ایفای نقش به عنوان مرکز مالی غیرقانونی ایران مطرح میشد، تا حد زیادی مصون مانده است؛ نقشی که ترامپ امسال دربارهاش گفت امارات «مانند بانکدار ایران» رفتار میکند. بررسیهای تحلیلگران درباره تحریمهای وزارت خزانهداری آمریکا نشان میدهد که امارات—بعد از چین—دومین کشوری است که بیشترین نام آن در ارتباط با دور زدن تحریمهای ایران مطرح شده است. فایننشیال تایمز نوشت با این حال، قانونگذاران آمریکایی در بسیاری موارد به طرحهای مسدودسازی فروش سلاح به امارات رأی منفی دادهاند، چون این کشور را همچنان یک متحد راهبردی میدانند.
با اینکه امارات توان جلوگیری از شکلگیری جنگ علیه ایران را نداشت، اما پس از شروع درگیری، ترجیح داد پیوندهایش با واشنگتن و تلآویو را محکمتر کند و حتی حملات هوایی مستقلی را علیه مواضع ایران انجام داد. روزنامه بریتانیایی گزارش داد امارات همچنین با خروج از اوپک، جایگاه خود را بیش از پیش تقویت کرد؛ تصمیمی که با دشمنی دیرینه ترامپ نسبت به نفوذ اوپک بر قیمت نفت نیز همراستا بود.
اگرچه شماری از کارشناسان هشدار میدهند این تمرکز بیش از حد بر محور آمریکا و اسرائیل ممکن است در نهایت به بهای از دست رفتن استقلال راهبردی امارات تمام شود و با تغییر قدرت در کنگره، برای این کشور چالشهایی پدید آورد، اما مسئولان اماراتی بر این باورند که عملکردشان در بحرانهای مختلف آنها را به عنوان یک متحد کارآمد و غیرقابل جایگزین در منطقه تثبیت کرده است.
۴۲/۴۲
