“`html
به گزارش خبرآنلاین و به نقل از ایرنا؛ «سیدعباس عراقچی»، وزیر امور خارجه ایران، بامداد ۱۶ اردیبهشت ماه در رأس یک هیأت دیپلماتیک وارد پکن، پایتخت چین شد. این سفر از اهمیت ویژهای برخوردار است چرا که ایران و آمریکا در میانه آتشبس نامستقر قرار دارند؛ آتشبسی که با وجود توقف حملات هوایی، به علت آغاز درگیریهای دریایی و اقدامات آمریکا در تهدید کشتیرانی تجاری جهانی عملاً ماهیت اصلی خود را از دست داده است. در همین حال، چین نیز به زودی میزبان رئیسجمهور آمریکا خواهد بود و انتظار میرود که مسائل منطقهای از جمله محورهای بحث در دیدارهای دو رئیسجمهور باشد، که این موضوع بر اهمیت سفر وزیر امور خارجه ایران به پکن افزود.
رئیس دستگاه دیپلماسی ایران پس از بازگشت از پکن به دیدار با همتای چینی اشاره کرده و گفت: «با توجه به شراکت راهبردی عمیق میان دو کشور، مشاورههای مستمر و نزدیک با چین برای جمهوری اسلامی ایران اهمیت ویژهای دارد. در این دیدار، مسائل کلیدی از جمله جنگ تحمیلی اخیر علیه کشورمان، وضعیت تنگه هرمز و تحولات منطقه غرب آسیا، توسعه روابط تجاری و گسترش همکاریهای بینالمللی مورد بررسی و تبادل نظر قرار گرفت.»
پیام و هدف وزیر امور خارجه از سفر چند ساعته به چین و فاصله زمانی اندک آن با سفر به روسیه چه بوده است؟ دیدگاه چین نسبت به جنگ تحمیلی علیه ایران به دست آمریکا و رژیم صهیونیستی چیست؟ پکن در پشت پرده چه تدابیری برای کاهش تنش انجام داده و به چه میزان توانایی میانجیگری در این زمینه دارد؟
برای پاسخ به این سوالات، با عبدالرضا رحمانی فضلی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در چین گفتگو کردیم. وی در پاسخ به پرسشها تأکید کرد که پیام اصلی سفر وزیر خارجه ایران این بود که تهران در مدیریت مرحله پساجنگ به واکنشهای مقطعی بسنده نمیکند، بلکه به بازتعریف ساختار دیپلماتیک خود در تعامل با شرکای راهبردی خواهد پرداخت. مشروح این مصاحبه را در ادامه مشاهده کنید:
چین برای ایران فراتر از یک شریک اقتصادی یا خریدار انرژی است
سفر اخیر وزیر امور خارجه به چین در میان آتشبس شکنندهای میان ایران و آمریکا انجام شد و معنای خاصی داشت. نظر شما در مورد اصلیترین دلیل و هدف این سفر چیست؟
سفر وزیر محترم به پکن بایستی فراتر از یک سفر دیپلماتیک سنتی بررسی شود. این سفر در مقطعی انجام گرفت که منطقه در حال گذار از جنگ به آتشبس بود و هنوز هیچ تضمینی برای پایایی آرامش وجود نداشت. بنابراین پیام محوری سفر این است که ایران در مدیریت مرحله پساجنگ به واکنشهای مقطعی اکتفا نمیکند و در پی بازتعریف آرایش دیپلماتیک خود در تعامل با شرکای راهبردی است. در این راستا، چین برای ایران تنها یک شریک اقتصادی یا خریدار انرژی نیست، بلکه بخشی از موازنه سیاسی در برابر فشارها، تهدیدات و یکجانبهگرایی محسوب میشود.
ابتکار صلح چین و پاکستان به گفتوگوهای اسلام آباد انجامید
سفر وزیر خارجه به چین در حالی بود که کشورهای منطقهای به شدت در تلاش بودند تا به پایان جنگ تحمیلی و آغاز مذاکرات نتیجه محور میان تهران و واشنگتن کمک کنند. در طول این جنگ، چین مخالفت خود را با این درگیری اعلام کرد، اما آیا شما قادر به ارائه گزارشی از تلاشها و پیشنهادات پکن برای خاتمه جنگ هستید؟
نقش چین در بحران اخیر فقط در سطح بیانیههای رسمی قابل ارزیابی نیست. از ابتدای درگیریها، پکن به شدت با گسترش جنگ مخالفت کرد چرا که میداند بیثباتی در غرب آسیا تنها یک بحران منطقهای نیست، بلکه به امنیت انرژی، زنجیرههای تجارت جهانی و توازن قدرت در نظام بینالملل مرتبط است. از این دیدگاه، تلاش چین برای اتمام جنگ، تلاشی برای حفظ اصل ثبات بوده است.
پکن سعی کرده است از طریق رایزنی با بازیگران مؤثر، پیشنهاد ابتکاری صلحی مشترک با پاکستان را ارائه کند که زمینهساز گفتگوهای اسلام آباد شد، و همچنین طرح چهار مادهای آقای شی جینپینگ را به منظور حفظ و تقویت مسیر گفتوگو به کار گیرد. اهمیت نقش چین در این قضیه در این است که بحران را نه از منظر فشار بر ایران، بلکه از زاویه ضرورت مهار جنگ و جلوگیری از فروپاشی امنیت منطقهای ارزیابی میکند.
همکاری بلندمدت با چین برای ایران عمق راهبردی دیپلماتیک ایجاد میکند
ایران و چین برنامه مشارکت جامع راهبردی ۲۵ سالهای را طراحی کردهاند. همکاریهای این برنامه متنوع و متفاوت است. به نظر شما این برنامه چه نقشی در کمک به ایران در جنگ اخیر به ویژه در سطح بینالمللی ایفا کرده است؟
سند مشارکت جامع راهبردی در این برهههای حساس معنای خاصی پیدا میکند. این سند تنها در مورد سرمایهگذاری، نفت، زیرساخت یا تجارت نیست؛ بلکه به تعیین جایگاه ایران در نظام جهانی در حال تغییر تمرکز دارد. جنگ اخیر نشان داد که کشوری که تحت فشار قرار میگیرد، اگر فاقد پیوندهای راهبردی باشد، بسیار容易 در معرض انزوا قرار میگیرد. همکاری بلندمدت با چین برای ایران عمق راهبردی دیپلماتیک به همراه دارد؛ به طوری که ایران میتواند ثابت کند در برابر فشارهای آمریکا، گزینهها و شرکای واقعی و ظرفیتهای جایگزین دارد.
از این منظر، این سند و تعاملاتی که بر پایه آن با چین در جریان جنگ اخیر صورت گرفته، بیش از آنکه یک ابزار فوری باشد، پیام ساختاری دارد: ایران منزوی نیست و آینده خود را در پیوند با قدرتهای نوظهور و نظم چندقطبی تبیین میکند. ابتکار صلح چین و پاکستان که نهایتاً به گفتگوهای اسلام آباد انجامید، نشانهای از اهمیت این مشارکت است. به عبارت دیگر، مهمترین مسیری برای گفتگو همان مسیری است که با حمایت چین ایجاد شده است.
چین میتواند نقش کلیدی در کاهش تنش میان ایران و آمریکا ایفا کند
آیا چین تاکنون به عنوان یک میانجی در کاهش تنش میان تهران و واشنگتن عمل کرده و آیا چنین ظرفیتی برای آن قائل هستید؟
چین ظرفیت میانجیگری دارد، اما میانجیگری زمانی معنا پیدا میکند که تنها به انتقال پیام محدود نشود، بلکه به تغییر منطق بحران منجر شود. تجربه عادیسازی روابط ایران و عربستان نشان داده که پکن میتواند در لحظات حساس نقش بسیار مؤثری ایفا کند؛ چرا که هم ظرفیتهای کلیدی در اختیار دارد و هم برخلاف برخی بازیگران، بهدنبال مداخلهجویی نیست.
در رابطه با تهران و واشنگتن نیز چین میتواند نقش مؤثری در کاهش تنشها ایفا کند، شرط آن این است که آمریکا بپذیرد که زبان فشار، تحریم و تهدید نمیتواند جایگزین دیپلماسی باشد. ایران از هر ابتکاری که بر مبنای احترام متقابل، رفع فشار و تضمین منافع مشروع ملت ایران باشد، استقبال میکند؛ اما میانجیگری نباید به ابزاری برای اداره فشار علیه ایران تبدیل شود.
برای ایران، تنوع کانالها نشانهای از ضعف نیست، بلکه فعالیت دیپلماسی را نشان میدهد
در ساعات آینده، سفر رئیسجمهور آمریکا به چین در حال انجام است که به دلیل جنگ تحمیلی پیشتر به تعویق افتاده بود. قطعاً ایران یکی از موضوعات مورد بحث در این سفر خواهد بود. آیا پیام خاصی از جانب ایران برای انتقال به رئیسجمهور آمریکا از طریق چین ارسال شده است یا ایران این سفر را فرصتی برای مطرح کردن برخی مسائل از طریق پکن میداند یا کانالهای فعلی چون پاکستان و قطر را مقدم میشمارد؟
ایران به دیپلماسی به عنوان شبکهای از ظرفیتها نگاه میکند. اگر سفر رئیسجمهور آمریکا به چین فرصتی برای انتقال درک صحیحتری از مواضع ایران فراهم کند، بهطور طبیعی چنین ظرفیتی ممکن است در نظر گرفته شود. اما مسئله اصلی برای تهران این است که آیا طرف مقابل آمادگی شنیدن پیام واقعی ایران را دارد یا نه.
پیام ایران واضح است: پایان همیشگی جنگ، تثبیت آتشبس پایدار، رفع محاصره و احترام به حقوق مشروع ایران. چین میتواند این پیام را در سطوح بزرگتری بازگو کند، همانطور که کانالهایی نظیر قطر و پاکستان نیز میتوانند در سطح منطقهای نقشآفرینی نمایند. برای ایران، تنوع کانالها نشانهای از ضعف نیست، بلکه نشان از پویایی دیپلماسی است.
اقدامات امنیتی ایران در تنگه هرمز پاسخی به جنگ تحمیلی است، نه اقدام علیه تجارت مشروع
در بحث تنگه هرمز، جنگ تحمیلشده بر تهران و به تبع آن تدابیر حفاظتی و امنیتی ایران در این تنگه، بر کشورهای چون چین نیز تأثیرات مضاعفی داشته است. در فروردینماه، خبری منتشر شد مبنی بر اینکه وزیر امور خارجه چین در ارتباط تلفنی با همتای ایرانی خود از او خواسته بود تا تمامی تلاشها را برای بازگرداندن وضعیت عادی کشتیرانی به تنگه هرمز انجام دهد. به نظر شما ایران در این ۷۰ روز چه اقداماتی برای تسهیل عبور کشتیها و نفتکشهای متعلق به چین در تنگه هرمز انجام داده است؟
تنگه هرمز برای ایران صرفاً یک گذرگاه آبی نیست؛ بلکه بخشی از معادله امنیت ملی و تامین انرژی جهان است. ایران در این مدت سعی کرده تا میان نیازهای دفاعی خود و مسئولیت منطقهایاش برای حفظ جریان انرژی تمایز قائل شود. پیام تهران به پکن هم در این راستاست: اقدامات امنیتی ایران پاسخ به تهدیدات و جنگ تحمیلی است، نه اقدامی علیه تجارت مشروع یا منافع شرکای خود.
ایران بهخوبی آگاه است که ثبات در هرمز برای چین حائز اهمیت حیاتی است، و چین نیز درک میکند که ریشههای ناامنی در این حوزه ناشی از فشار و مداخله خارجی است. همکاری میان تهران و پکن در این زمینه میتواند به کندن فهم مشترک از امنیت انرژی بینجامد؛ فهمی که امنیت را از مسیر احترام به ایران، نه از طریق فشار بر آن جستجو میکند.
چین در جنگ اخیر برای حفظ دستاورد خود در عادیسازی روابط ایران و عربستان تلاش کرد
چین بهعنوان ضامن روند عادیسازی روابط ایران و عربستان مطرح است. در جنگ شاهد بودیم که آمریکا از خاک و حریم هوایی عربستان برای حمله به ایران در روزهای اولیه آغاز جنگ استفاده کرد. همزمان تشدید تنش میان دو کشور هم مشهود بود. آیا در آن مقطع، چین تلاشی برای مدیریت تنش صورت داده و تماسی همزمان با تهران و ریاض برای انتقال پیام خاصی برقرار کرد؟
اهمیت نقش چین در روابط ایران و عربستان از این جهت است که پکن خود را ذینفع ثبات میداند، نه ذینفع تنش. توافق تهران و ریاض در پکن تنها یک دستاورد دوجانبه نبود، بلکه نشانهای از امکان شکلگیری ترتیبات جدید در منطقه بود. در طول جنگ اخیر، تنشهایی در روابط منطقهای نیز به وجود آمد. طبیعی است که چین تلاش کرده است تا این دستاورد را حفظ کند.
از دیدگاه ایران، مسئله اصلی این است که روند عادیسازی نباید در برابر فشارهای خارجی آسیبپذیر باشد. روابط ایران با سایر کشورها زمانی پایدار خواهد ماند که اصل بنیادی آن رعایت شود: هیچ امنیت کشوری نباید بر اساس ناامنی کشوری دیگر بنا شود و هیچ سرزمین یا حریمی نباید تحت تأثیر تجاوز به همسایه قرار گیرد.
روابط نفتی ایران و چین را باید در چارچوب اقتصادی سیاسی مقاومت و منافع متقابل سنجید
چین بهعنوان خریدار اصلی نفت ایران شناخته میشود و این حقیقت پنهانی نیست. در آغاز جنگ، آمریکا با وجود ممکن است به شکل نمایشی، برای مدتی محدود فروش نفت ایران را از تحریم معاف کرد. آیا این اقدام تاثیری در سطح روابط تجاری دو کشور برجا گذاشت؟ بهطور کلی رابطه ایران و چین از جنگ و تحریمهای دریایی تحمیلشده از سوی ترامپ چه تغییراتی داشته است؟
روابط نفتی ایران و چین باید در چارچوب اقتصادی سیاسی و منافع متقابل تحلیل شود. چین به منابع متنوع و قابل اعتمادی برای امنیت انرژی خود نیاز دارد و ایران نیز برای گذر از فشارهای غیرقانونی به شرکای پایدار نیازمند است. اگرچه جنگ و فشار دریایی ممکن است چالشهایی را ایجاد کند، اما اصل رابطه را خدشهدار نمیکند؛ زیرا این رابطه بر پایه نیازهای واقعی دو طرف بنا شده و نه بر اساس ملاحظات مقطعی.
حتی اگر آمریکا در مقطعی معافیتهایی محدود یا نمایشی اعلام کند، واقعیت این است که روابط ایران و چین بر مبنای تصمیم مستقل دو کشور تعریف میشود و نه بر اساس مجوزهای موقت از سوی واشنگتن. لذا، جنگ ممکن است شکل همکاری را پیچیدهتر کند، اما ضرورت آن را بهوضوح نمایان میسازد.
ایران از طرح چهار مادهای چین برای منطقه حمایت میکند
آقای سفیر، شما اخیراً اعلام کردید که ایران از طرح چهار مادهای چین برای منطقه استقبال میکند. چه اطلاعاتی میتوانید در خصوص جزئیات این طرح ارائه دهید؟ بهطور کلی این طرح تا چه اندازه از سوی کشورهای منطقهای و فرامنطقهای مؤثر در غرب آسیا جدی گرفته شده و در دستور کار قرار دارد؟
برنامه چهار مادهای چین از این نظر حائز اهمیت است که با منطق امنیت وارداتی تفاوت دارد. این طرح بر احترام به حاکمیت کشورها، تعهد به همزیستی مسالمتآمیز، پایبندی به حقوق بینالملل و پیوند میان امنیت و توسعه تأکید دارد.
ارزش این طرح برای ایران در این است که امنیت غرب آسیا را نه از مسیر ایجاد ائتلاف علیه یک کشور، بلکه از طریق گفتوگو و پذیرفتن منافع مشروع تمامی بازیگران دنبال میکند. ایران از چنین طرحهایی استقبال میکند، زیرا با دیدگاه اصولی تهران همخوانی دارد: آینده منطقه باید توسط کشورهای منطقه و همکاری قدرتهایی که به حاکمیت و استقلال کشورها احترام میگذارند، شکل بگیرد نه از طریق مداخله و فشار خارجی.
“`
