آلمان در حال حاضر به همان اندازهای دچار تفرقه است که زمانی پرده آهنین این کشور را به دو بخش تقسیم کرده بود.
این روزنامه انگلیسی با اشاره به نتایج انتخابات اخیر در دو ایالت دیگر این کشور، وضعیتی مشابه به سرنوشت شخص صدراعظم را به آن نسبت داده و عنوان کرده است که چنین شرایطی به احتمال زیاد میتواند به منزله تیر خلاص برای فردریش مرتس باشد.
تحلیلگر روزنامه تلگراف بر این باور است که فروریختن دیوار برلین قریب به چهار دهه پیش هنوز در یاد میلیونها آلمانی زنده است و هر کسی که دچار تردید است، کافیست به نتایج انتخابات اخیر منطقهای نگاهی بیندازد.
در ایالت مکلنبورگ-پومرن که چهار دهه قبل بخشی از آلمان شرقی محسوب میشد، حزب راست افراطی «آلترناتیو برای آلمان» (AfD) با کسب ۳۸.۵ درصد آرا به وضوح در انتخابات پیروز شد و نتایج مشابهی نیز در زاکسن-آنهالت مشاهده میشود.
بر اساس این گزارش، هماکنون حفظ «دیوار آتش» یعنی عدم ائتلاف با «آلترناتیو برای آلمان»، که به سرعت در حال قوت گرفتن است، به طرز فزایندهای دشوارتر میشود.
بر اساس روایت ایرنا، نکته جالب توجه در انتخابات مکلنبورگ-پومرن، وضعیت حزب دموکرات مسیحی (CDU) است، حزبی که زمانی در این منطقه شمال شرقی افول یافته، تسلط داشت. اما در انتخابات اخیر، این حزب به شکلی دشوار موفق شد حد نصاب ۵ درصد برای ورود به پارلمان را پشت سر بگذارد.
در ایالت برلین، چپهای افراطی (Die Linke) به عنوان پیروز نهایی اعلام شدند، که خلفای کمونیستهای پیشین آلمان شرقیاند. مطابق نتایج نظرسنجیهای پس از انتخابات، حزب دموکرات مسیحی در برلین با اختلاف کم در مقام دوم قرار دارد و نسبت به انتخابات قبل، هشت درصد کاهش در آرا داشته است. تنها نکته مثبت برای مرتس در این ایالت عملکرد ضعیف «آلترناتیو برای آلمان» بوده است.
تلگراف در ادامه تصریح میکند:
این نتایج نشاندهنده آن است که آلمان امروزی به همان میزان دچار تفرقه است که در زمان تقسیم آن بود و این بار نمیتوان این قطبی شدن را به گردن جنگ سرد انداخت، بلکه مسؤولیت آن بر عهده نخبگان سیاسی است که به طور مرگباری از مسئولیتهای خود کنارهگیری کردهاند.
این تحلیلگر روزنامه بر این باور است که ناامیدی ناشی از ناکامی در رهبری، به بحران اعتماد به صدراعظم منجر شده است.
در این میان، مرتس که محبوبیتش از تمامی صدراعظمهای آلمان پس از جنگ کمتر است و در برخی نظرسنجیها به کمتر از ۱۳ درصد رسیده، هفته گذشته سفر مهم خود به نیویورک را لغو کرد. در نامه سرگشاده معاونان و متحدان سیاسیاش نیز هیچ اسمی از او ذکر نشده است.
از سوی دیگر، با افزایش شایعات درباره تلاش رقبا برای برکناری او، مرتس همزمان با انتشار نتایج انتخابات نشستی با حضور ۲۴ نفر از رهبران حزب دموکرات مسیحی (CDU) برگزار کرد. او پس از خروج از جلسه، در حالی که آشفته به نظر میرسید، تصریح کرد که مسئولیت اثبات اینکه «آلمان قادر به اصلاحات است» را بر عهده میگیرد. او همچنین «سم قدرتطلبی احزاب رادیکال چپ و راست» که به گفته او در حال تضعیف کشور هستند را محکوم کرد.
نویسنده در ادامه تأکید میکند که این عوامل نشاندهنده آن است که آینده صدراعظم کنونی در هالهای از ابهام قرار دارد، در حالی که کنار گذاشتن او نیز امری نادرست خواهد بود.
در این مطلب اشاره شده است: با در نظر گرفتن روزهای پایانی پرهرج و مرج جمهوری وایمار، طراحان قانون اساسی آلمان غربی در سال ۱۹۴۹، ساز و کارهایی قوی برای حفظ ثبات دولت ایجاد نمودند. به همین دلیل، استعفای زودهنگام صدراعظمهای آلمان به ندرت رخ میدهد و تاکنون از میان ۹ رهبر فدرال پس از جنگ تنها سه تن به صورت پیش از موعد استعفا دادهاند.
بنابراین، استعفای اجباری مرتس از سوی حزب خود در شرایط پرآشفتگی ملی و بینالمللی، رویدادی بیسابقه و بسیار خطرناک برای حزب او خواهد بود.
تحلیلگر تلگراف همچنین به عواملی از جمله عدم تمایل مرتس به استعفا و تلاش برای بهرهبرداری از ساز و کارهای قانونی به منظور حفظ منصب، مخالفت رئیسجمهوری آلمان با استعفای او و برگزاری انتخابات که به وضوح به زیان حزب دموکرات مسیحی خواهد بود اشاره کرده و تأکید میکند که حذف اجباری مرتس ممکن است انتخاباتی را تسریع کند که یقینا برای احزاب قدیمیتر بخصوص حزب دموکرات مسیحی فاجعهبار خواهد بود. در عین حال، مشخص نیست چه کسی میتواند جانشین او شود؛ چرا که هیچ نامزدی از تجربه، کارآمدی و اعتبار لازم برای متحد کردن مجدد یک حزب پس از بروز چنین شکستهایی برخوردار نیست.
نویسنده در پایان بدترین شکست تاریخ حزب دموکرات مسیحی را در مکلنبورگ-فورپومرن ذکر کرده و آن را به عنوان یکی از موفقترین احزاب راست میانه در سطح جهانی به تصویر میکشد. تحقیر سیاسی این حزب که روزگاری تحت رهبری کنراد آدناور و هلموت کهل قرار داشت، میتواند به عنوان تیر خلاصی برای مرتس قلمداد شود.
۲۱۹
